جلد نخست دانشنامه هزاره

پــس از گامهــای مقدماتــی و ِاشــراف نســبی بــر چنــد و چــون کار دانشــنامه، کار عملــی روی پــروژۀ جلد نخســت که با ســرعت اندک، بیش از ســه ســال پیش شــروع شــده بود، از ســال ۱۳۹۶ ش در قالب یک طر ح کوتاهمدت چندماهه با ســرعت بیشــتر ادامه یافت.

پروژۀ جلد اول در عمل ســنگ بنــای همــۀ جلدهاســت و طبیعــی اســت که بــا حساســیتها و دشــواریهای ویــژه همراه باشــد. بخش جدی ودشــواِرکاردراین مرحله،دسترســی به مؤلفاِن باتجربه وچگونگی کاربا آنهابود. فقدان دسترســی آســان بــه مؤلفان، پرا کندگی آنان و عــدم امکان آموزش آنها بــه صورت متمرکز، از مشــکلات اصلــی شــروع و ادامۀ نگارش مقــالات بود. از یک طرف پرا کنده بــودن مؤلفان و دوری آنان از دفتر دانشــنامه هماهنگیها را دشــوار میســاخت و از ســوی دیگر دانشنامه فاقد امکانات و تســهیلات کافــی برای گــردآوردن مؤلفان در یک جا و هماهنگیهای لازم بینشــان بود.

ســرانجام راه چــاره در ایــن دانســته شــد کــه مؤلفان به دو صــورت «متمرکز و حضــوری» و «غیرمتمرکــز و از راه دور» با دانشــنامه همکاری قلمی داشــته باشــند. این بهترین شــیوه برای اســتفاده از تمام نیروها و ظرفیتهــای موجــود و علاقهمند برای همکاری با دانشــنامه بود و مدیران دانشــنامه را مطمئن ساخت که متمرکز ساختن تعدادی از مؤلفان، دوام کار را تضمین میکند.

ایــن مجلــد کــه اینک در دســترس شماســت، در بردارندۀ ۶۰۵ مدخل، شــامل حروف آ (۱۱۷ مدخل) الف (۴۰۳ مدخل) و بخشی از حرف ب (تا بت، ۸۵ مدخل) است. این تعداد مدخل در موضوعات منطقۀ جغرافیایی، شــخصیت، کتاب، نشــریه، تاریخ، آداب و رســوم و غیره است. با آن کــه کوشــیدیم بــه تمامی مدخلهــای قابل نگارش در ذیــل این حروف در ایــن مجلد پرداخته شود، باید پذیرفت که ممکن است مواردی از مدخلهایی که با این سه  حرف شروع میشود، به علت کمبود منابع در این جلد نیامده باشد.

پاسخ به نقدها و نظرها: سخن پایانی؛ نتیجه‌گیری

 

انتشار سلسله پاسخ‌های شورای علمی و مدیریتی دانشنامه، تلاشی بود جهت تبیین مبانی نظری و بیان محدودیت‌های عملی دانشنامه و نیز رفع پاره‌ای‌ ابهامات موجود. این پاسخ‌ها به هیچ‌وجه به این معنی نبوده است که دانشنامه دارای نواقص نیست. هم‌چنین، به این معنی نیز نبوده است که ما نواقص و معایب کار خود را قبول نکرده و از خود رفع تکلیف کنیم و با نا دیده انگاشتن نقد و نظر خوانندگان و منتقدان گرامی، بار مسئولیت را از دوش شورای علمی برداریم. از تمامی کسانی که در طول هفته‌های گذشته با ارایۀ نقدهای خود، نسبت به اهمیت و جایگاه تدوین دانشنامه دغدغۀ خویش را ابراز داشته‌اند، سپاس‌گزاریم.

شورای علمی دانشنامه در این مدت با شنیدن نظرهای کارشناسان و مؤلفان دانشنامه، شرکت در جلسات نقد و بررسی، مشورت و نظر خواهی از اندیشمندان و مجامع‌ فرهنگی و نیز بررسی دقیق نقد‌های مطرح‌شده در فضای مجازی به نتایج با ارزشی دست‌یافته است. باید اذعان کرد که حساسیت و اهتمام جدی خوانندگان گرامی و تذکر کاستی‌های راه‌یافته در دانشنامه، حتی با بیان‌های تند و احیاناً تلخ، مجموعه‌ای از نواقص و کمبود‌های مجلد کنونی را آشکار کرد و عزم ما را بیش از پیش برای ادامه راه جزم‌تر ساخت. محتوای این نقدها، صرف‌نظر از نحوۀ بیان آن‌ها، غنیمت بزرگی برای رفع نواقص و تکمیل این پروژه‌ی بزرگ و مهم است.

شورای علمی و مدیریتی دانشنامه بدون توجیه و استدلال مدافعه‌گرایانه، وجود کاستی‌ها‌ی جلد اول دانشنامه را می‌پذیرد و وظیفۀ خود را پیش از پرداختن به تدوین جلدهای بعدی، اصلاح، تکمیل، بازبینی و ویرایش مجدد و باز چاپ جلد اول می‌داند. دفتر دانشنامه اینک در حال گردآوری، دسته‌بندی و بررسی نقدهای صورت گرفته است. امیدواریم با استفاده از مجموع آن‌ها و نظرات بیشتری که در طول دورۀ رسیدگی، بازنگری و اصلاح جلد نخست دریافت می‌داریم و نیز ادامۀ همکاری بی‌دریغ حامیان علاقه‌مند و دلسوز دانشنامه، هرچه زودتر ویراست دوم جلد نخست دانشنامه را تقدیم خوانندگان و علاقه‌مندان کنیم.

اما قبل از همه لازم می‌دانیم برای اطمینان بخشیدن به علاقه‌مندان دانشنامه و زدودن نگرانی‌های پیش‌آمده، چند نکته را به‌عنوان جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نهایی تقدیم کنیم:

یکم. هرچند در روند تولید جلد اول دانشنامۀ هزاره، افراد و اشخاص مختلف از تاجران و افراد خیر گرفته تا فرهنگیان دلسوز، نویسندگان، کارشناسان و مشاوران دانشنامه برای به ثمرنشستن این پروژۀ مهم نقش ایفاکرده‌اند، اما شورای علمی و مدیریتی دانشنامه هزاره مسؤولیت تمامی کاستی‌ها، نقایص و کوتاهی‌های راه یافته در جلد نخست را به عهده می‌گیرد.

دوم. در روند بازبینی تلاش خواهد شد، محتوای همۀ‌ نقدها، انتقادات و پیشنهادات، در صورت حصول اطمینان از صحت، درستی و مستند بودن آن‌ها به صورت اساسی در اصلاح ویراست جدید، مورد استفاده قرار گیرد. برای این که رفع نواقص و کار تکمیل دانشنامه به وجه درست پیش رفته و معایب و نواقص به حد اقل ممکن برسد، از خوانندگان و منتقدان گرامی خواسته می‌شود که مستندات و منابع نقدهای خویش را بخصوص به‌ منظور رفع نواقص معلوماتی و محتوایی از طریق پنجره‌های وبسایت دانشنامه (www.hazaranica.com) در دسترس دفتر دانشنامه قرار دهند تا اصلاحات هرچه مستندتر و دقیق تر انجام شود.

سوم. همان‌گونه که در مقدمۀ دانشنامه یادآوری شده است، ارتباط و نظرخواهی مستمر با مشاوران و کارشناسان بخش تعریف‌شده و لاینفک کار تدوین جلد اول بوده و نظر این کارشناسان و مشاوران در تنظیم و تدوین پاره‌ای از مدخل‌ها به صورت جدی لحاظ شده است. با این وصف، با آشکارشدن مجموعه‌ای از نواقص موجود روشن شد که این نظرخواهی و مشاوره در حد کفایت صورت نگرفته است. از این رو، نظرخواهی از محققان و مشورت‌های دقیق با آنان در روند بازنگری و تجدید نظر متخصصان برای تصحیح، اصلاح و تکمیل کاستی‌های جلداول دانشنامه از ضرورت‌های بنیادین ادامۀ کار است. شورای علمی و مدیریتی دانشنامه به زودی پس از تجدید نظر، سازوکار تازه‌ای را برای مشاوره و نظرخواهی هم برای تکمیل پروژه جلداول و هم برای ادامۀ کار بنیاد دانشنامه روی‌دست خواهد گرفت. در این ساز وکار تلاش می‌شود روند تصحیح، اصلاح و بازبینی کامل جلداول با مشارکت جدی گروه گسترده‌ای از محققان، صاحب‌نظران و استادان دانشگاه همراه باشد و اصلاح و تصحیح با مشارکت آن‌ها صورت گیرد. از این لحاظ، پیشاپیش از اعلام همکاری محققان در روند اصلاح و بازبینی جلد اول و همچنین مشارکت آن‌ها در ادامۀ کار دانشنامه استقبال می‌شود.

چهارم. همانگونه که عده‌ای از خوانندگان و منتقدان گرامی به صورت کتبی یا شفاهی در نقدهای خود به درستی یادآوری کرده‌ا‌ند، کاستی‌ها و نواقصی در جلداول دانشنامه راه یافته است. برای رفع این نواقص، شورای علمی و مدیریتی دانشنامه به‌طور مشخص، تصمیمات زیر را نهایی کرده‌اند:

۱. کتاب «اسطوره شکسته» با توجه به یکی از معیارهای مندرج در شیوه ‌نامۀ دانشنامه؛ یعنی نگاه حداکثری به آثار مربوط به هزاره‌ها یا آثار تولید شده توسط آنان، یکی از مدخل‌های دانشنامه قرار گرفت و معرفی شد؛ اما پس از مشوره با کارشناسان و مشاوران که اغلب آن‌ها با استناد به دلایلی چون جریحه‌دار شدن احساسات عمومی و نگاه افراطی و غیرمستند این اثر، با آوردن آن در دانشنامه نظر مثبتی نداشته‌اند، در روند بازبینی از فهرست مدخل‌های دانشنامه حذف خواهد شد.

۲. اصطلاح شورش، شورشی و مشتقات آن که در برخی از مدخل‌ها به کار رفته، پس از مشوره با کارشناسان و مشاوران با اصطلاحات دیگری جایگزین خواهند شد. این را هم بیفزاییم که کلمه شورش به عنوان یک اصطلاح علوم اجتماعی بسته به شرایط و سیاق جمله ممکن است جایگزین دقیق و مناسب دیگری نداشته باشد. در هر صورت رهنمای ما در این گزینش، مشوره با کارشناسان و اهل نظر خواهد بود.

۳. مدخل افشار نیز جزء مواردی است که از نظر منتقدان محترم به طور کامل و مطلوب در دانشنامه به آن پرداخته نشده است. باید یاد آور شد که افشار در جلد نخست، به عنوان یک مکان معرفی شده و تذکر داده شده است که به «فاجعه افشار» به عنوان یک مدخل ارجاعی جداگانه در جای خود و در ذیل حرف مربوط به ترتیب حروف الف- بایی دانشنامه به تفصیل پرداخته خواهد شد. اما گویا این اشاره مورد توجه بعضی از منتقدان گرامی قرار نگرفته و تصور کرده‌اند که تمام رویداد مربوط به حادثه افشار در همین حد است. با این وصف، این مدخل نیز به لحاظ پرداختن به فاجعه افشار بازنگری محتوایی می‌شود و البته پردازش مشروح قتل‌عام افشار در ذیل مدخل «فاجعه افشار» خواهد آمد.

۴. برخی از مدخل‌ها نظیر احیای هویت، ابوذر انقلاب، از محرم تا حوت، محمد اکبری، سیدحسین انوری، ابوذر غزنوی، امروز ما و چند مورد دیگر از نظر رعایت اصل بی‌طرفی و پرهیز از ‌داوری، مورد بازبینی جدی قرار گرفته و بازنویسی خواهند شد.

۵. تامین توازن در مدخل‌ها: شماری از مقالات بویژه مقالات مربوط به معرفی کتاب‌ها از نظر حجم، متوازن و متناسب نبوده‌اند و همین نکته باعث شده که از آن‌ها سوگیری‌های سیاسی و جناحی تعبیر شود. در روند بازبینی، این موضوع نیز به دقت بررسی شده و تلاش می‌شود توازن میان حجم، محتوا و اهمیت آثار برقرار شود.

۶. درستی اطلاعات مدخل‌های مناطق و قریه‌ها: با توجه به دشواری انجام مطالعات میدانی، نقص اطلاعات دریافت شده از سوی نهادهای رسمی نظیر وزارت احیا و انکشاف دهات، وزارت معارف، احصائیه مرکزی و دیگر نهادهای رسمی و همچنین کمبود اطلاعات افراد مطلع مصاحبه شونده، تمایل طبیعی مصاحبه شوندگان به بزرگنمایی، اشتباهاتی در درج اطلاعات مناطق و قریه‌ها روی داده است. در روند بازبینی تلاش خواهد شد با انجام مصاحبه‌های تکمیلی و تحقیقات میدانی، از صحت و درستی اطلاعات ارائه شده در این مدخل‌ها اطمینان حاصل شده یا با معلومات و اطلاعات دقیق‌تر اصلاح شوند. هرچند شاید رساندن خطای معلوماتی به حد صفر یا نزدیک به آن در شرایطی که بسیاری از منابع معلوماتی اعتبار علمی کامل ندارند، کاری دشوار و حتی غیرممکن باشد.

در همین جا به جاست که در باره منشأ خطاها نیز نکاتی را یاد آوری کنیم. منشأ خطا در این زمینه می‌تواند یکی از عوامل زیر باشد:

الف. راه یافتن خطا و اشتباه در چنین کاری ممکن است به دلیل خطا در منابع باشد. متأسفانه به دلیل ضعف تحقیقات علمی در افغانستان، منابع ما عاری از خطا و اشتباه نیست. بخش مهمی از دانش نامه به دلیل ماهیت گسترده‌ی موضوعاتش ناگزیر به استفاده از منابع تهیه شدۀ داخلی است که به دلیل عدم انجام تحقیقات کافی، مشوب به خطا و اشتباه بوده‌اند. حتی بسیاری از منابع رسمی ما قابل اعتماد نیستند و دست اندرکاران دانشنامۀ هزاره در یک مورد ناگزیر معلومات ارائه شده از سوی وزارت احیا و انکشاف دهات را از ردیف معلومات قابل استفاده خارج ساخت.

ب. عدم پیشینۀ تحقیقات علمی در کشور: در افغانستان تحقیقات علمی معتبر تقریباً بی‌پیشنه است. هرکاری که انجام بدهیم، ناگزیر تحت تأثیر چنین وضعیتی قرار خواهد گرفت. نمی‌توان انتظار داشت در جامعه‌ای که پیشینۀ تحقیقات علمی ضعیف دارد، یک شاهکار علمی تولید شود؛ اما در عین حال این هم، چنان که برخی می‌گویند، قابل توجیه نیست که دست روی دست گذاشته و کاری نکنیم.

ج. عدم تجربۀ کافی در زمینۀ دانشنامه نویسی. فقدان یا غنای تجربۀ علمی در هر موضوعی، تأثیر مستقیم بر کیفیت کار در آن موضوع دارد. همه می‌دانیم که تجربۀ دانشنامه نویسی در زبان فارسی به طور کلی و در افغانستان به طور خاص ضعیف است و ما هنوز در زمینه‌های مختلف این کار، فاقد تجربۀ متراکم و لازم هستیم. شکی نیست که تنها با ادامۀ کار، ایجاد تجربه و درس گرفتن از این تجارب است که می‌توان امید به بهبود کار بست. اگر صد سال دیگر هم منتظر بمانیم، به لحاظ تجربۀ حاصل شده، بازهم در جایگاه امروزی خویش خواهیم بود.

۷. بازتعریف شناسه‌ها: برخی از شناسه‌ها (عبارات معرف پس از مدخل) در ذیل پاره‌ای از مدخل‌ها برای شماری از خوانندگان موجب سؤتفاهم شده است. در روند بازنگری جلد اول این دسته از شناسه‌ها بخصوص در مدخل‌هایی همچون ابوذر، انوری، اکبری و نظایر آن نیز به صورت جدی بازنگری می‌شوند.

۸. افزودن مدخل‌های جدید: از آنجا که در مجلد کنونی برخی از مدخل‌های واجد شرایط تدوین در دانشنامه نیامده است واین نکته شائبه حذف و سانسورعمدی این مدخل‌ها را ایجاد کرده، در روند بازبینی تلاش می‌شود مدخل‌هایی همانند اخلاصی، ابومعشر بامیانی، ام‌البلاد، ابوزید، ابوریحان و تعدادی از کتاب‌ها نظیر؛ انتظار بشر از دین، افغانستان قلمرو استبداد، اسلام، ایمان و آزادی، استراتیژی آمریکا پس از سقوط طالبان در افغانستان  و نیز موضوعاتی چون امامت، امام و نظایر آن در دانشنامه افزوده شود. در همین رابطه جا دارد اشاره کنیم که کل مدخلهای استخراج شده برای جلد اول بیش از ۲۰۰۰ مدخل بوده اما در این جلد تنها ۶۰۴ مدخل آمده و بقیه‌ی موارد به‌دلیل نبود منابع کافی از روند تدوین بازمانده که در ویرایش‌های بعدی در صورت دسترسی به منابع جدید باید اضافه شوند. هرچند پس از بازبینی و ویراست جدید باز هم نمی‌شود با قاطعیت گفت که هیچ مدخل واجد شرایطی بیرون نمانده است. افزودن مدخل‌های جدید بخشی از رویه‌های معمول کار دانشنامه نویسی است و در ویراست‌های بعدی دانشنامه هزاره و نسخه‌های آنلاین آن روند افزایش مدخل به صورت مستمر ادامه خواهد داشت.

۹. موضوع کم‌توجهی به پیشینه‌ی تاریخی هزاره‌ها، بخصوص در دوران باستان نیز که در برخی از نقدها مطرح شده، با مشاوره محققان و کارشناسان مورد بازبینی قرار می‌گیرد.

سخن آخر

و سخن آخر این‌که یکی از مهمترین شایبه‌های ایجاد شده در بارۀ جلد اول دانشنامه، انتقادات حاکی از سوگیری آگاهانه یا ناآگاهانه مدیران دانشنامه در جهت مخدوش کردن چهره شهید مزاری و یا جریان همسو با ایشان است. مدیریت دانشنامه این شایبه را سؤتفاهم محض می‌داند. این قضیه هم با  اصل بی‌طرفی دانشنامه، که مورد اصرار و ابرام شورای علمی و مدیریتی دانشنامه بوده و هم با سابقۀ‌ فکری اعضای آن، به هیچ وجه سازگار نیست. اما با وجود این اگر چنین اتفاقی سهواً و به دلیل حجم گسترده کار رخ داده باشد، تلاش خواهد شد به نیکوترین وجه اصلاح شود.

بدیهی است که تکمیل این پروژه‌ی بزرگ، که هنوز در آغاز راه قرار دارد، اگرچه ممکن است با خطاها و کمبودی‌هایی همراه باشد، اما اتهام اقدام برای تحریف تاریخ و یا هویت‌زدایی از هزاره‌ها در آن اتهامی از هرجهت ناروا و غیرموجه است.

باید درنظر داشت که انتشار مجلد نخست، آغاز این پروژه‌ی بزرگ است. مجلد کنونی گذشته از تمام نقاط قوت که در جریان نقدهای اخیر متاسفانه کمتر به آنها توجه شده و کمبودهایی که به دلایل مختلف برجسته شده، زمینۀ مناسب و  بستر تعریف‌شده‌ای را برای هم‌اندیشی جمعی در راستای چگونگی و نحوه انجام و ادامۀ این راه بلند فراهم ساخته است.

از نظر بنیاد دانشنامه منتقدان حق دارند که در مورد درج اطلاعات درست و دقیق و فقدان جهت‌گیری سیاسی و پردازش منصفانه به رخدادها و وقایع حساس باشند. اما در عین حال، باید یادآوری و تأکید کرد که دلمشغولی عمدۀ منتقدان به لحاظ درج داده‌های دقیق و معتبر  وانعکاس درست و منصفانه‌ی وقایع و رویدادها و در نظر گرفتن جایگاه ارزش‌ها، از دغدغه‌ی اصلی دست‌اندرکاران دانشنامه و بخصوص اعضای شورای علمی و مدیریتی دانشنامه بوده است. پس از تجربیات تلخ نابردباری در گذشته و خلق و تولید ادبیات جهت‌دار و غیرمعتبر، لازم بود در دانشنامۀ هزاره ضمن پای‌بندی به ارزش‌‌ها و آرمان‌ها، از شیوه‌ها و قالب‌های پذیرفته شدۀ علمی در روند تدوین و تولید متن استفاده می‌شد تا اثری شایسته، مرجع و معتبر برای محققان در آینده فراهم شود. تا رسیدن به این مرحله اندکی شکیبایی، پرهیز از قضاوت‌های شتابزده و البته انصاف و رواداری از ضرورت‌ّهای کار است.

شورای علمی و مدیریتی دانشنامه هزاره

۱۶ دلو ۱۳۹۷/ ۵ فبروری ۲۰۱۹

 

 

پاسخ به نقدها و نظرها؛ بخش پنجم

مباحث هویت

یک مجموعه از نقدها که از سوی منتقدان گرامی راجع به دانشنامۀ هزاره مطرح شده است، انتقادات مربوط به هویت است. بی‌توجهی یا بی‌تفاوتی نسبت به ارزش‌های عقیدتی و دینی و برجسته‌شدن ارزش‌های غیردینی در دانشنامه نگرانی و دغدغه‌ی دیگری است که در لابلای انتقادات از سوی برخی خوانندگان مطرح شده است. نبود پاره‌ای از مدخل‌ها همانند «اهل بیت»، «امام» و «امامت» در دانشنامه و پرهیز از تعابیری همچون «شهید»، «مجاهد»، «جهاد»، «مقاومت» و غیره نشانه‌ها و دلایل این سوگیری غیرعلمی در دانشنامه تلقی شده‌اند.

علاوه برآن عده‌ای دیگر از محققان و منتقدان کم‌توجهی به پیشینه‌ی تاریخی هزاره‌ها، به ویژه در دوران باستان و مدخل‌قرار نگرفتن برخی از نام‌آوران علم و فرهنگ در حوزه‌ی تمدنی بلخ را نشانه‌ی تلاش برای هویت‌زدایی یا طرح ناقص هویت تاریخی هزاره‌ها در دانشنامه دانسته‌اند.

به رغم آن که به پاره‌ای از این پرسش‌ها و نگرانی‌ها در مقدمه‌ی دانشنامه پرداخته شده است، برای توضیح بیشتر رویکرد موجود در روند تدوین دانشنامه نکات زیر باردیگر یادآوری می‌شود:

اول. هویت صبغۀ تاریخی داشته و از نوعی سیالیت بر خوردار است. امروزه باورهای ما با باورهای اجدادمان تفاوت چشمگیری کرده است؛ ما به همان آداب و رسومی که اجدادمان پایندی نشان می‌دادند، کمتر پایندی نشان می‌دهیم و کمتر عینا طبق همان آداب و سنت‌ها عمل می‌کنیم. تغییر نسلی تغییراتی ژرفی بر عناصر هویتی از خود بر جای می گذارد و پر بیراه نیست اگر بگوییم، هر نسلی هویت مخصوص به خود را دارد. به عنوان مثال اگر دورۀ موسوم به دورۀ جهاد، هویت سیاسی آن نسل از مردم افغانستان را تشکیل دهد، ممکن است در آینده مردم این دوره را جزئی از عناصر هویتی خود تلقی نکرده و آن را نوعی مسألۀ تاریخی بدانند. بگذریم از این که در همان نسل نیز کسانی بودند که به آن جنبۀ هویتی نمی‌دادند و هنوز نمایندگان این دو طیف از آن نسل زنده هستند. مردم آلمان امروزی هویت خود را با جنگ‎های اول و دوم جهانی که آلمان در آن نقش برجسته داشته است، گره نمی‌زنند. همین طور است تغییراتی که در طول زمان در آداب، رسوم، سنت‌ها، باورها و سبک و شیوۀ زندگی یک قوم یا یک گروه انسانی رخ می‌دهد. این نشان می‌دهد که هویت یک امر سیال بوده و چیز ثابتی نیست که بتوان آن را برای نسل‌های مختلف به صورت یکسان در نظر گرفت.

به عبارت دیگر، تعریف هویت قومی و مجموعه مباحث پیرامون آن عموماً بحث نظری و پیچیده است و در این زمینه، به ویژه در محافل دانشگاهی غرب تحقیقات گسترده و مستمر در جریان است. در خصوص هویت قومی هزاره‌ها، عناصر و اجزای آن تا هنوز دیدگاه‌ها و نظریات مختلفی از سوی محققان ارائه شده است. در دانشنامه هزاره  به دلیل رویکرد عمومی و تخصصی نبودن آن، نگاه این بوده که به جای پرداختن به مباحث نظری هویت قومی و بررسی و نقض و ابرام دیدگاه‌های مختلف که از حیطه‌ی کار دانشنامه عمومی بیرون است، جنبة مردم‌شناختی هویت قومی هزاره‌ها مدنظر قرار گیرد. از این نظر چارچوب کاری دانشنامه هزاره بر تجربة زیسته‌ی هزاره‌ها در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی، سیاسی و جغرافیایی بنا نهاده شده و به نظریه‌های مختلف در ذیل سوژه‌هایی که مدخل قرار گرفته به صورت نسبی پرداخته شده است. از همین رو، دامنه‌ی کار دانشنامه از تاریخ زیسته در دوران باستان گرفته تا حیات امروزی هزاره‌ها تعریف شده است. البته بدیهی است که به دلیل فراوانی منابع و دسترسی به سوژه‌های حیات امروزی هزاره‌ها نوعی عدم توازن میان پرداختن به زندگی امروزی و توجه پیشینه‌ی تاریخی هزاره‌ها در دانشنامه وجود داشته باشد. با این حال، در دانشنامه هیچ تعمد و یا انگیزه‌ای برای حذف بخشی از تاریخ، یا هویت هزاره‎‌ها وجود ندارد و بی‌توجهی به پاره‌ای از مدخل‌ها و نام‌آوران تمدن بلخ و حیات باستانی هزاره‌ها در ویراست جدید جلد اول با مشوره صاحب‌نظران و محققان به دقت بازبینی خواهد شد.

دوم. باید میان پرداختن به ارزش‌ها و دخالت‌دادن آن در روند تحقیق تفکیک قایل شد. در تحقیقات اجتماعی از دیرباز میان «ربط ارزشی» و «ارزش‌داوری» تفاوت وجود داشته است. تردیدی نیست که می‌توان عناصر هویتی چون زبان، مذهب، آداب، رسوم و سنت‌ها وسبک و شیوۀ زندگی یک مردم را مطالعۀ علمی کرد. اما تاجایی که به مطالعۀ علمی مربوط می‌شود، تحقیق باید کاملا بی طرفانه، عینی و بدور از احساسات و عواطف شخصی و محلی محقق صورت بگیرد. محقق در پیوند با ارزش‌ها می‌تواند، موضوع تحقیق خود را به دلخواه خود انتخاب کند و به این اعتبار قوم، زبان یا مذهب خود یا هرچیزی را که علاقمند است، تحقیق و بررسی کند و به‌عنوان موضوع تحقیق انتخاب کند. پیوند ارزشی میان محقق و سوژه‌ی تحقیق از این رهگذر که در محقق انگیزه‌ی جدی برای تحقیق ایجاد می‌کند، از نظر محققان بسیار مطلوب است و در نهایت به تحقیقات کیفی‌تر می‌انجامد. اما هنگامی که پژوهشگر وارد مراحل تحقیق می‌شود؛ یعنی در هنگام جمع‌آوری معلومات و اطلاعات، مرحلۀ تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری محقق باید تابع رویه‌ها و قالب‌های پذیرفته شده‌ی علمی باشد. کاربرد مفاهیم حاوی ارزشداوری اعتبار علمی کار را مخدوش می‌کند و بی‌طرفی محقق  در روند تحقیق را زیر سوال می‌برد. در دانشنامه هزاره از این زاویه تلاش شده است تا ارزش‌های اجتماعی اعم از مذهبی و غیرمذهبی به‌عنوان مدخل قرار گیرند اما برای معرفی آن از زبان پیراسته از ارزش‌داوری و مفاهیم ارزشی استفاده شود. از این رو، آن دسته از انتقادات که به عدم جامعیت دانشنامه در پرداختن به ارزش‌ها و عناصر ارزشی هزاره‌ها مربوط می‌شود، به‌صورت جدی در ویراست جدید جلداول مورد بازنگری قرار می‌گیرد و مدخل‌‎‎های بازمانده به آن افزوده خواهد شد.

بنابراین، در دانش‌نامه هزاره مانند هرکار علمی دیگری می توان هریک از مفاهیمی چون جهاد، مجاهد، شهید و غیره را به عنوان موضوع و مدخل برگزید و مورد مطالعه قرار داد، اما در هنگام معرفی یا تحلیل موضوع باید کمال بی‌طرفی حفظ شود؛ و در جای‌جای دانشنامه تا جایی که ظرفیت جلد اول اقتضا می کرد، این کار صورت گرفته است. ما مدخل‌های متعددی داریم که عناصر هویت قوم هزاره را تشکیل می دهند و در دانشنامه مورد مطالعۀ علمی قرار گرفته‌اند؛ مانند اسلام، اسماعیلیه و نظایر آن.

سوم. در دهه‌ّها اخیر ادبیات حماسی، مشبوع از ارزش‌داوری و سوگیری‌های سیاسی به صورت فراوان در عرصه‌ی فرهنگ و سیاست تولید شده است. با این وصف، به نظر می‌رسد این ادبیات و آثار تاکنون نتوانسته است خلأ آثار و پروژه‌های تحقیقاتی را در جامعه پر کند. به رغم آن که این آثار هرکدام در بستر تاریخی و اجتماعی خویش مهم بوده‌اند اما به دلیل نگاه یک‌سویه عمدتاً به صورت ناقص و یک‌جانبه به سوژه‌‌ها و موضوعات خویش پرداخته‌اند و از همین زاویه امروزه متاسفانه برای استناد در کارهای تحقیقاتی از اعتبار کافی برخوردار نیستند. از این رو، اهتمام اصلی در دانشنامه دوری‌ از رویکردهای حماسی و یک‌جانبه به سوژه‌ها و موضوعات بوده و تلاش شده است تا با رعایت بی‌طرفی و قواعد پذیرفته‌شده‌ی علوم اجتماعی، متن معتبر و شایسته از نظر معیارهای تحقیقات علوم اجتماعی تولید شود. در این راه ممکن است در انتخاب پاره‌ای از تعابیر ملاحظات همه جانبه درنظر گرفته نشده باشد، اما هم‌چنان که در متن خود دانشنامه به وضوح دیده می‌شود، هیچ تعمدی برای زدودن ارزش‌ها و تغییر هویت عقیدتی و دینی هزاره‌ها وجود ندارد. چنین کاری از بنیاد در تضاد با اهداف و اصول دانشنامه‌نویسی است.

چهارم. هر تعریفی از هویت قومی داشته باشیم باورها، زبان و آداب و رسوم و سنت‌ها عناصر بنیادین آن را می‌سازند. در مورد این عناصر در تاریخ اجتماعی و فرهنگی هزاره‌ها متأسفانه تا کنون کارهای اندکی صورت گرفته است. به جز موارد انگشت‌شمار، منابع معلوماتی در مورد شیوه‌ی زیست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هزاره‌ها حتا در سطح یک معرفی اولیه هم در دسترس نیست. محققان و منتقدان گرامی اگر توجه دقیق و جدی داشته باشند، بخش قابل توجهی از مدخل‎های دانشنامه (بیش از ۵۰ مدخل) و حجم زیادی از مدخل‌‎های مناطق (۱۶۰ مدخل) به معرفی و تهیه معلوماتی نسبتاً تازه راجع به آداب و رسوم، سنت‌ها و شیوة زیست فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم عادی هزاره اختصاص دارد. از این لحاظ، تصور این است که دانشنامه با معرفی علمی بخش قابل توجهی از عناصر هویتی هزاره‌ها که تاکنون مغفول مانده و در مورد آن هیچ معلوماتی وجود ندارد، برخلاف تصور این دسته از منتقدان، نقش بی‌بدیلی در احیا و توسعه هویت اجتماعی و فرهنگی هزاره‌ها داشته باشد. البته ممکن است در وهلة اول پاره‌ای از سوژه‌ها ناقص معرفی شده یا خطاهای معلوماتی در آن وجود داشته باشد اما تردیدی نیست که در پرتو نقد منتقدان و تحقیقات بیشتر معلومات این مدخل‎ها تکمیل شده و نسخه‌های کامل‌تر آن در آینده در دسترس محققان و علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. از این روی اگر هویت، مجموعه‌نشانه‌های عینی یا مفهومی باشد که یک قوم، با آن نشانه‌ها خود را به دیگری می‌شناساند؛ دانشنامۀ هر قوم را در مجموع و قدم نخست می‌توان یک پژوهش هویتی تعریف کرد. اما بی‌گمان این اثر هویت‌‌شناسانه با دیگر ساختارهای هویت‌ساز در یک جامعه؛ مانند ادبیات و هنر، تاریخ‌ و مذهب فرق بنیادی دارد. دانشنامه‌نگاری به لحاظ تبارشناسی به قوم نگاری (Ethnography) به عنوان شاخه‌ای از انسان شناسی؛ یعنی شناخت علمی یک قوم که باید با روش‌های علمی انسان‌شناسانه انجام شود، نزدیک است تا قوم مداری (Ethnocentrism) که به مفهوم توجه به ارزش‌های درون قومی و طرد ارزش‌های دیگر اقوام است؛ تفاوتی بسیار باریک و ظریف که در صورت عدم رعایت دقیق روش‌های علمی لغزیدن از این یک به آن دیگری به آسانی صورت می‌گیرد. از نظر دست اندرکاران دانشنامه هزاره شناخت علمی اقوام افغانستان در این مرحلۀ حساس تاریخی به ما کمک می‌کند که بهتر مسائل قومی کشور را حل کرده و معضلات آن را پشت سر بگذاریم و نه تاکید و اصرار بر ارزش‌های درون قومی. تجارب تاریخی بشر نیز همین واقعیت را نشان می‌دهد. تاکید کشورهای نو ظهور اروپایی در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، بر ناسیونالیسم ملی و قومی خود منشأ مصیبت‌های نیمه نخست قرن بیستم گردید و بشر تنها هنگامی توانست به مرحله گفت‌وگوی بین ملت‌ها دست یابد و ارزش‌های نیمه دوم قرن بیستم را گسترش دهد که از تأکید بر ناسیونالیسم افراطی دست برداشت.

لازم به ذکر است که بخش ششم و نهایی پاسخ به نقدها و نظرها طی ساعات آینده منتشر خواهد شد.

 

نظرخواهی از خوانندگان

شورای علمی دانشنامه سپاس‌گزار عموم دوستانی است که تا کنون به طرق مختلف دیدگاه‌ها، نظرات و نقدهای خود را به آدرس دانشنامه به منظور تکمیل  اطلاعات و یا تصحیح برخی مقالات ارسال داشته‌اند. 

برای هماهنگی بیشتر جهت دریافت نظرات، اکنون پنجره ویژه‌ای گشوده می‌شود. امیدواریم نقد و نظرها و پیشنهادات خود را از همین طریق برای ما ارسال کنید.

شورای علمی دانشنامه به طور منظم تمامی مطالب ارسالی را دسته‌بندی و در جهت تکمیل و تصحیح کار مورد استفاده قرار خواهد داد.

پیشنهاد مدخل

شما می توانید مدخل پیشنهادی خود را در ذیل این بخش بنویسید. لطفا اگر در این رابطه اطلاعات تکمیلی یا منابع دارید نیز در یادداشت خود اضافه کنید. اگر موافق هستید که نویسندگان ما در جریان تحقیق با شما تماس بگیرند, راه های تماس را نیز اضافه کنید. بدون شک با همکاری شما دانشنامه هزاره تکمیل تر خواهد شد.

مناظره راجع به دانشنامه هزاره

با سپاس از کلیه دوستانی که در طول این مدت نسبت به روند نقد و بررسی دانشنامه هزاره از خود توجه و حساسیت نشان داده اند به اطلاع می‌رساند: چندی پیش جناب محمد جواد سلطانی، استاد و معاون مالی-اداری دانشگاه ابن‌سینا، با فرستادن پیامی به شورای علمی دانشنامه خواستار مناظره درباره دانشنامه بین خود ایشان و اعضای این شورا شده بود. پاسخ شورای علمی این بود که با تکمیل و انتشار مجموعه پاسخها، پیشنهاد مناظره را مورد بررسی قرار خواهد داد، چرا که در این صورت مناظره در فضای روشن‌تری انجام خواهد شد. با این وصف اخیراً پوستری حاوی پیشنهاد مناظره از سوی جناب سلطانی از طریق وبسایت جمهوری سکوت و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

شورای علمی دانشنامه هزاره از پیشنهاد کلی مناظره و هرگونه گفت‌وگو که به تبیین و شناخت بیشتر دانشنامه و رفع سؤِتفاهمات کمک کند، استقبال می‌کند اما معتقد است که مناظره باید محورهای مشخصی داشته باشد تا نتایج لازم از آن در زمان محدود مناظره و گفت‌وگو گرفته شود. از این رو انتظار دارد که جناب سلطانی پس از انتشار بخش پایانی پاسخهای بنیاد دانشنامه هزاره به نقدها و نظرها طی روزها‌ی آینده، نخست دیدگاه خود را راجع به جلد اول دانشنامه با درنظرداشت پاسخ‌ّها طی مقاله‌ای منتشر سازد و پس از آن درباره محورهای مناظره و زمان و مکان آن تبادل نظر خواهد شد.

شورای علمی دانشنامه هزاره

۱۱ دلو ۱۳۹۷/ ۳۱ جنوری ۲۰۱۹

نشست نقد و بررسی دانشنامه هزاره در قم

آنچه از دید منتقدان دانشنامه نادیده گرفته شده است نگاه کمّی دانشنامه در انتخاب و نگارش مدخل‌ها بوده است. برای هرکدام از موضوعات دانشنامه معیار‌هایی تعیین شده است که اغلب کمّی است نه کیفی و تحلیلی تا دامنه و نگاه حداکثری به جامعۀ هزاره را شامل شود. ابوطالب مظفری، رئیس شورای علمی دانشنامه در نشست نقد و بررسی جلد اول دانشنامه، گفت: این نگاه عموماً از سوی منتقدان نادیده گرفته می‌شود. آقای مظفری به عنوان نمونه درباره ملاک‌های مدخل‌گزینی شخصیت‌ها گفت: در این شیوه ملاک‌های مانند ردپای شخص در منابع، داشتن آثار مکتوب و فعالیت‌های اجتماعی را نام برد که ممکن است در این روند افراد بسیار فاضلی که در گوشۀ انزوا بوده از قلم مانده باشد و این به معنی نادیده گرفتن ارزش آن فرد یا افراد نیست. در این مورد مثالی از دانشنامه مطرح کرد، مدخل اوری جان، دختر مامای عبدالخالق، که در کتب تاریخی، نامی از او آمده و مخاطب از آن پرسش می‌کند حال این بندۀ‌ خدا، یک بانوی زجر کشیده بوده و هیچ مشخصۀ بارز علمی و اجتماعی ندارد. قانون دانشنامه‌نگاری حکم می‌کند که به فرد در حد امکان پرداخته شود.

نشست نقد و بررسی دانشنامه هزاره در قم

نشست نقد و بررسی جلد اول دانشنامه از سوی انجمن علمی علوم سیاسی و مجمع علما و طلاب بامیان با همکاری معاونت‌های پژوهشی مجتمع آموزش عالی علوم انسانی و مجتمع عالی فقه در تاریخ ۷/۱۱/۱۳۹۷ در شهر قم، ایران برگزار شد. در این نشست که با استقبال کم‌سابقه از سوی علما، طلاب و دانشجویان ساکن قم روبه‌رو شد، دانشنامه هزاره نقد و بررسی شد.

در این نشست دکتر عبدالمجید ناصری، دکتر جواد محسنی، دکتر عبدالعلیم برهانی به عنوان ناقدان جلد اول دانشنامه و ابوطالب مظفری، رییس شورای علمی دانشنامه شرکت داشتند. دکتر محمدیوسف تقدسی دبیر علمی نشست را برعهده داشت.

ابوطالب مظفری در ابتدا، هدف از شرکت در این نشست را دست یافتن به راهکار عملی در جهت تداوم کار دانشنامه اعلام کرد، نه صرف پرداختن به مباحث نظری که در طول یکی دو ماه گذشته در فضای مجازی مطرح بوده و همه به نحوی از آن‌ها مطلع‌ هستند. آقای مظفری در ادامه برای روشن شدن فضای صحبت‌ها، سیاست کلی دانشنامه را در قالب پنج اصل:رعایت بی‌طرفی؛ عدم ارزش‌داوری؛ جامعیت و نگاه حد‌اکثری؛ مستند بودن داده‌ها؛ اصل پویایی بر شمرد و اضافه کرد: اگر این اصول در جایی نقض شده است، دوستان موارد را در اختیار ما قرار دهند تا با دقت بررسی و بازنگری شود. اعضای علمی دانشنامه آمادۀ پذیرش انتقاد‌های سازنده هستند.

در ادامۀ برنامه دکتر عبدالمجید ناصری از دو زاویه مثبت و منفی سخنانش را دربارۀ دانشنامه آغاز کرد و گفت اهمیت و ضرورت این کار قابل انکار نیست و این اثر توانسته است توجه مردم را به خود جلب کند؛ اما کاستی‌هایی مانند عدم جامعیت؛ استفاده از منابع غیر معتبر؛ عدم رعایت بی‌طرفی؛ قاعده‌مند نبودن در بخش اعلام و جغرافیا دارد. در بخشی از سخنان دکتر ناصری آمده است که دانشنامه‌ها نمی‌توانند مرجع‌نهایی برای تحقیقات باشند و به منزلۀ پل عبوری برای رسیدن به منابع معرفی ‌شده استفاده می‌شوند و از این نظر انتظارات غیر واقع‌بینانه داشتن نسبت به دانشنامه‌ها را مورد نقد دانست.

دکتر جواد محسنی منتقد بعدی دانشنامه، در آغاز تعریفی از دانشنامه‌ مطرح کرد و ادامه داد: دانشنامه هزاره باید مطابق با جامعه هزاره باشد و روایت‌گرِ فرهنگ، هویت و تاریخ هزاره باشد و اگر دانشنامۀ هزاره این انتظار را برآورده نکند هر اصولی داشته باشد به اهداف خود نرسیده است و از حالت دانشنامه بودن خارج می‌شود. به باور این منتقد با نگاه و رویکردی که دانشنامه دارد، جامعۀ هزاره دیگر تهی از حلال و حرام، محرم و نامحرم، اهل بیت، امام، جهاد، مجاهدت، شهید، شهادت، دفاع، مقاومت وتمام ارزش‌های فرهنگی و…خواهد شد؛ زیرا وقتی دانشنامه می‌خواهد هویت جامعۀ هزاره را نشان دهد، باید به لوازمش نیز ملتزم باشد؛ به عبارت دیگر، باید جامعۀ هزاره بدون اهل بیت، امام، حلال و حرام و ارزش‌های دیگر بسازیم! نقطۀ نفوذ سکولار دقیقاً از همین نقطه است. به عنوان مثال: برای جامعۀ هزاره مسلمان و شیعه، امام علی ابن ابیطالب مهم است، نه علی ابن ابیطالب، شهید مزاری، شهید صادقی، شهید ابوذر و…مهم است، نه عبدالعلی مزاری ونه….؛ این تقلیل‌گرایی بسیار خطرناک است!

دکتر عبدالعلیم برهانی منتقد دیگر نشست بود. برهانی نیز ضمن اینکه تدوین دانشنامه را مهم و ضروری دانست، گفت مشکلات را نیز درک می‌کنیم و از دست اندرکاران دانشنامه به عنوان چهره‌های درخشان جامعۀ هزاره یاد کرد. آنگاه نقدهایی را متوجه دانشنامه دانست و گفت: دانشنامه با استفاده از روش و اصول پژوهشی محققانه باید تاریخ، هویت، فرهنگ و حقایق جامعه هزاره را آن‌گونه که هست، معرفی کند. تحولات مهم سیاسی، مقاومت‌ها و عدالتخواهی‌ها از حقایق جامعۀ هزاره است. برهانی گفت: در مدخل احیای هویت که به استاد شهید مزاری مرتبط است، سیمای رهبر شهید مخدوش جلوه داده است و بی‌طرفی علمی را زیر سوال برده است، کلمات ارزشی در دانشنامه هزاره حذف شده است در حالی که این کلمات ارزشی را حتی قانون اساسی به رسمیت شناخته است و واقعیت‌های جامعه هزاره هست و عنوان «شهید وحدت ملی» عنوان رسمی استاد مزاری است اما دانشنامه آن را حذف کرده است. ساکنان اصلی ولایاتی که هزاره‌ها ساکنان اصلی و بومی آن هستند، سایر اقوام دانسته شده است.

آقای ابوطالب مظفری بعد از مطرح شدن نظرات منتقدان به موارد مهم‌ پاسخ داد، هویت‌ها و ارزش‌های یک جامعه را فکت‌های مطرح در آن جامعه دانست نه واژه‌هایی که به آن فکت‌ها اشاره می‌کند. در دانشنامه به تفصیل این واقعیت‌ها را در قالب اشخاص، آثار علمی، آداب و رسوم مذهبی و عرفی، بناها و باورها روایت شده است. آقای مظفری گفت: بیشتر مدخل‌های ما در دانشنامه علمای دینی است که به آثار و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی آنان مانند تدریس، ساختن‌مدارس و مساجد اشاره شده است. چند واژۀ انتزاعی آن‌هم به دلیل رعایت اصول دانشنامه‌نگاری نیامده است نه به دلیل افکار نویسندگان دانشنامه. این قضاوتی دور از انصاف است. رئیس شورای علمی دانشنامه در پاسخ به برخی از انتقادات، از وجود اصلی به نام وحدت موضوعی در مقالات دانشنامه یاد کرد و گفت برخی از دوستان فکر می‌کنند که در هر مدخلی می‌شود از هر دری سخن گفت. در حالی که هر مقاله تک موضوعی است و فقط دربارۀ همان موضوع آن هم، در حد و چارچوب تعیین‌شده بحث می‌کند، نه از بسیار اموری که احتمالاً ارتباط نسبی با موضوع دارد.

۱۰ دلو ۱۳۹۷ برابر با ۳۰ جنوری ۲۰۱۹

 

پاسخ به نقد‌ها و نظرها؛ بخش سوم و چهارم

دستۀ سوم و چهارم از نقدها: انتقادات محتوایی، مدخل گزینی و منابع

الف. نقایص محتوایی

دستۀ سوم از نقدها به نقایص دانشنامه نظر دارد. این نقایص به دو حوزۀ‌ صوری؛ یعنی ترتیب و تنظیم مدخل‌ها و موضوعات، و حوزۀ محتوایی؛ یعنی خطاها و اشتباهات راه یافته در دانشنامه قابل تقسیم‌ است.

 نقد‌های محتوایی دانشنامه، عموماً شامل اشتباهات و خطاهای مربوط به داده‎ها و اطلاعات، اشتباهات تایپی، خطاهای نگارشی و املایی باز می‌گردد. این دسته از نقدها در مجموع مفید و مغتنم‌ هستند و دست‌اندرکاران دانشنامه از آن‌ها استقبال می‌کنند.

برای توضیح بیشتر باید اشاره کنیم که جلد اول دانشنامه، حاوی ۶۰۴ مدخل است که هرکدام از این مدخل‌‌ها، به لحاظ ساختاری اثر مستقل به شمار می‌رود و نیازمند نقد و بررسی جداگانه است. بنا بر این، هرچه تعداد بیشتری از مدخل‌ها خوانده، نقد و بررسی شود، مطلوب‌تر است. حقیقت‌ این است که این دسته از انتقادات، پاسخ فوری ندارند. باید آن‌ها را بررسی کرد و در صورت درستی نقدها و یافتن داده‌ها، منابع جدید و مستند به رفع خطاها و نواقص اقدام کرد. شورای علمی دانشنامه متعهد است که با توجه به نقدهای انجام شده در این زمینه، موارد را به دقت بررسی کرده و در صورت وجود هرگونه خطا و اشتباه آن‌ها را رفع کند.

 

ب. نقایص صوری

نقایص صوری شامل ترتیب، گزینش و آوردن یا نیاوردن مدخل‌ها می‌شود و عده‌ای از منتقدان محترم به آن‌ها اشاره کرده‌اند، ممکن است در صورت اثبات، جزء خطاهای مسلم به شمار رود یا به دلایل روشی ممکن است بر سر آن‌ها اختلاف وجود داشته و راه حل قطعی و نهایی نیز وجود نداشته باشد.

دربارۀ گزینش مدخل‌های جلد اول دانشنامۀ هزاره، باید یادآوری کنیم که تمام مدخل‌های استخراج شده در ذیل حروف آ و الف در آغاز، ۲۳۶۶ مدخل بوده است و  مدخل‌های نوشته شده در ذیل این دو حرف که جلد اول را تشکیل می‌دهند، ۵۱۹ مدخل است. نتیجه این‌که مدخل‌های‌ استخراج‌شده برای جلد اول، تقریباً چهار برابر مدخل‌های نوشته شده است و چه بسا آنچه را که منتقدان گرامی به عنوان مدخل از قلم افتاده، یادآوری می‌کنند، در بین مدخل‌های استخراج شده باشد که به دلیل نبود منابع کافی از نوشتن آن‌ها صرف نظر شده است. بنا بر این، آنچه که در جلد اول دانشنامه به چاپ رسیده، نه تمام مدخل‌های این دو حرف و نه تمام مدخل‌های استخراج شده؛ فقط شامل مدخل‌های قابل نگارش این دو حرف است. ناگفته نگذریم مدخل‌های دیگری نیز ممکن است، وجود داشته باشد که  ثبت ‌نشده و مدخل‌یاب‌های ما این روزها با یافتن منابع تازه، در حال جستجو و ثبت آن‌ها هستند. بنابراین، چنان‌که در ابتدا گفتیم، نقص‌ها را عموماً می‌پذیریم ولی معذوریت‌‌ها و محدودیت‌هایی نیز در میان است و با توجه به کمبود امکانات و منابع به این زودی‌ها نیز رفع و رجوع شدنی نیست. اما این سخن که فلان مدخل به دلیل سیاسی و یا دخالت سلایق شخصی کنار گذاشته شده، پذیرفتنی نیست. ما مدخل‌های سانسور شده نداریم؛ اگرچه مدخل‌های نیافته و نانوشتۀ زیادی داریم. تلاش می‌کنیم مدخل‌های جدیدی بیابیم و منابع جدید برای نوشتن مدخل‌های استخراج شده کشف کنیم.

 

مدخل‌گزینی

عده‌ای از ناقدان محترم به نقایص صوری و روشی اشاره کرده‌اند که در این جا به صورت نمونه‌وار به آن‌ها می‌پردازیم. البته در بیان برخی از ناقدان، انتظار نوعی رفتار گزینشی از دست اندرکاران دانشنامه دیده می‌شود که اگر حدود و ثغور این انتظار مشخص باشد، می‌توان دربارۀ آن روشن‌تر صحبت کرد ولی در مجموع این روش با نگاه حداکثری دانشنامه‌نگاری سازگار نیست.

 

معیارهای مدخل‌گزینی

برخی از نقدها مربوط به معیار‌های مدخل‌‌گزینی دانشنامه می‌شود. گفتنی است که ما برای مدخل‌شدن هر موضوعی، معیار‌های کمّی و فنی را در نظر گرفته‌ایم. استخراج و سپس گزینش مدخل‌های دانشنامه مهم‌ترین و دشوارترین کار دانشنامه‌نویسی است. در هنگام گزینش مدخل‌ها سعی شد، تمام جوانب مدخل‌گزینی از جامع‌بودن گزینش‌ها تا پرهیز از سلیقه‌ای عمل کردن مدنظر قرار گیرد که با توجه به دشواری‌ها و محدودیت‌هایِ فرا روی ما در دانشنامه هزاره، کارِ آسانی نبود. شورای علمی دانشنامه با درک اهمیتِ این موضوع، پس از ساعت‌ها جلسات متمرکز، معیارهای گزینش مدخل‌ها را در موضوعات مختلف تعیین کرد. در نهایت، «جدول ملاک‌های گزینش مدخل‌های دانشنامۀ هزاره» در تاریخ ۷ اسد ۱۳۹۶ برابر ۲۹ جولای ۲۰۱۷ نهایی شد. البته شورای علمی دانشنامه سعی بر آن داشت که ملاک‌های اختصاصی هر دسته از موضوعات را دقیق‌‌تر مشخص کند. باید بیفزاییم ممکن است برخی از ملاک‌های گزینش جامع و کامل نباشد، ولی راهنمای کاربردی بود که سعی کردیم به آن عمل کنیم. جدول معیارهای انتخاب مدخل‌های دانشنامه مشتمل بر ۲۷ گروه است که ۱۵ گروه آن مربوط به شخصیت‌هاست که شامل موضوعاتی چون ادبیات (شاعر، داستان‌نویس، فیلم‌نامه نویس و نمایشنامه‌نویس)؛ موسیقی (آوازخوان، نوازنده و موسیقی‌دان)؛ هنرهای تجسمی و تصویری (نقاش، طراح، خطاط، مجسمه‌ساز، کارگردان و…)؛ قاریان و منقبت‌خوانان؛ شخصیت‌های تاریخی؛ شخصیت‌های سیاسی معاصر؛ شخصیت‌های نظامی معاصر؛ شخصیت‌های مذهبی معاصر؛ شخصیت‌های فرهنگی معاصر؛ شخصیت‌های خیّر؛ شخصیت‌های علمی معاصر؛ چهره‌های اقتصادی؛ چهره‌های ورزشی؛ چهره‌های متنفذ قومی و نوابغ است. همچنین در این جدول معیارهایی برای جغرافیای تاریخی، آبدات و جغرافیای معاصر و قریه‌ها؛ فرهنگ؛ کتاب‌ها، رسانه‌ها، جراید و ناشران؛ سایت‌ها و نشریات آنلاین؛ احزاب، بنیادها و انجمن‌ها؛ مؤسسات و نهادهای آموزشی، فرهنگی و مذهبی؛ رخدادهای تاریخی و معاصر؛ طایفه‌ها؛ جاذبه‌های طبیعی؛ حیوانات و گیاهان و متفرقه تعیین شده است. برای هر گروه، سه تا چهار ملاک تعیین شده است.  برای مثال برای گروه موسیقی (آوازخوان، نوازنده و موسیقی‌دان) ملاک‌های  (۱. شهرت حرفه‌ای؛ ۲. دارای آلبوم و آثار منتشر شدۀ رسمی؛ ۳. شهرت ویژه در سطح ولایت یا ولسوالی) تعیین شده است، برای هنرمندان معاصر داشتن ملاک‌های ۱ و ۲ شرط لازم است و دربارۀ آوازخوانان محلی داشتن ملاک ۳  به تنهایی کافی است.  و یا برای گروه کتاب‌ها، رسانه‌ها، جراید و ناشران، سه ملاک (۱. مؤلف کتاب، صاحب امتیاز و مسؤلان جراید هزاره باشند؛ ۲.کتاب درباره هزاره‌ها باشد؛ ۳.اغلب اعضای هیأت تحریر هزاره باشند) تعیین شده است که داشتن هر ملاک به تنهایی می‌تواند معیار مدخل‌شدن باشد.

  به طور کلی هرچیزی که به نحوی به موضوع کلی دانشنامه مربوط می‌شد و آن معیارها را نیز داشت، از نظر ما مدخل به حساب آمده است. البته، ممکن است برخی از دوستان، آن معیارها را قبول نداشته باشند؛ چنان‌که این روزها برخی پیشنهاد داده‌اند که شخصیت‌های زنده مدخل قرار نگیرند. در این باره ممکن است ما در تعیین مصداق دچار اشتباه شده باشیم که امر طبیعی است و از خوانندگان و ناقدان محترم تقاضا داریم که این موارد را تذکر دهند و با کمال دقت بررسی خواهد شد.

 

مدخل‌های ارجاعی

ناقد محترمی گفته بود که دانشنامه دربارۀ شخصیت‌های دو اسمی برنامه ندارد؛ یعنی مدخل‌‌ ارجاعی ندارد. روشن است که دانشنامه مدخل‌ارجاعی دارد، نمونه‌هایی از آن در جلد اول آمده است. اما دربارۀ شخصیت‌های دو اسمی باید گفت که این افراد یا با هردو اسم خود، صاحب اثر یا آثار مستقل است که در این صورت، روش ما این است: نامی که خود شخص، امروزه از آن استفاده می‌کند، مدخل اصلی است و نام دومی مدخل ارجاعی به حساب می‌آید. اما اگر آن شخص، زمانی با آن نام شناخته می‌شده و اثری به آن نام منتشر نکرده و طبیعتاً مخاطب در جایی به آن نام بر نمی‌خورد و چه بسا اعضای علمی دانشنامه نیز از آن اطلاع نداشته باشد، دلیلی ندارد که آن نام نیز مدخل یا مستند سازی شود.

 

انتقاد دوگانگی روشی

گفته‌اند که دانشنامه از روش مختار خود نیز تخطی کرده و دچار رفتار دوگانه شده‌ است. به عنوان مثال گفته شده که دربارۀ شخصیت‌های محترم از کلمۀ «کشته» استفاده شده ولی در سطرهای آخر مدخل «افشار/ محله‌ای در غرب کابل»، از کلمه «شهید» در عبارت « ۲۰۰ نفر شهید و ۶۰۰  نفر به شمول ۶۰ زن و کودک اسیر شدند» استفاده شده است که به گفته منتقد گرامی«نشان دهندۀ بی‌دقتی یا توهین به اشخاص است». (فیسبوک حسین صالحی). باید در پاسخ به این منتقد گرامی توضیح دهیم که روش ما آن است که نویسندگان مقاله ملزم به اجتناب از به کار بردن کلمات ارزشی به طور مستقیم هستند؛ اما استفاده از این کلمات به صورت غیر مستقیم منعی ندارد و گاهی نیز در تحقیق ناگزیر هستیم. در این زمینه نویسندگان ملزم شده بودند که این کلمات و عبارات را در داخل علامت نقل قول مستقیم قرار دهند. آنچه که در مقالۀ افشار  آمده است نقل قول و داخل گیومه است و بلافاصله منبع آن نیز ذکر شده است.

 

بیان‌های جانبدارانه

 گفته شده که چرا در شناسه فلان کتاب، صفت تحلیلی را به کار برده‌اید. باید گفت که  عنوان تحلیلی بیانگر نوع مقاله یا کتاب است. در طبقه‌بندی‌های سبکی مقالات و کتاب‌ها از صفات توصیفی، روایی، تحلیلی و غیره استفاده می‌شود و هیچکدام از این عنوان‌ها جانب‌داری و ارزش‌گذاری به شمار نمی‌رود. اگر بگوییم که فلان کتاب سبک داستانی یا روایی دارد و دیگری سبک توصیفی یا تحلیلی، فقط به شیوۀ نگارش آن‌اشاره کرده‌ایم و بس. اگر خوانندگان محترم پس از مطالعۀ معرفی و اصل کتاب متوجه شدند که ما در بیان واقعیت سبک و روش کتاب دچار خطا شده‌ایم، تذکر دهند و به دیده منت پذیرفته و بررسی می‌شود. در پاسخ به انتقاد بزرگ دیگری (دای‌فولادی) که در معرفی آثارش از تعابیری مانند «حالت متن ادبی» و «تحت ‌تأثیر جو عاطفی آن روزها» استفاده شده است، اظهار نارضایتی کرده و به این تصور است که گویا در معرفی کتاب ایشان پیش‌داوری صورت گرفته است، باید بگوییم که ما چنین تصوری نداشته‌ایم؛ این نظر در متن منابع بوده است و نظر مؤلف یا دانشنامه نیست.

 

انتقادات مربوط به منابع

گفته شده که «شرط اصلی در دانشنامه‌نویسی آن است که از منابع دسته ‌اول استفاده شود. منابع دسته اول باید محققانه و از ناحیه یک محقق ارائه شده باشد» (حسین صالحی. فیسبوک). در اصل این سخن که باید از منابع اول استفاده شود، بحثی نیست. اما باید خاطر نشان کرد که عبارت منابع دسته‌اول در تحقیقات تاریخی به منابعِ نزدیک‌ به زمانِ آن واقعه اطلاق می‌شود که لزوماً محققانه نیست یا حداقل به روش‌های علمی و تحقیقی امروزی نوشته نشده‌اند. باید توجه داشت که منابع دسته ‌اول یک وصف نسبی است. هر موضوع، منابع دسته‌اول مخصوص به خود را دارد که باید با توجه به همان موضوع تعریف ‌شود. بنابراین، وقتی دربارۀ جنگ‌های کابل در دهۀ هفتاد شمسی می‌نویسیم، منابع دسته‌اول شامل گزارش‌ها، اسناد، خاطرات و مصاحبه‌های طرف‌های درگیر در آن زمان است. این منابع نیز از منظره‌ای متفاوت و گاه متضاد منتشر شده است و صرف این‌که از دیدگاه مخالف بیان شده است، لزوماً منبع مزبور را از دسته‌ اول بودن نمی‌اندازد.

 

ضبط نام‌های مناطق

عده‌ای از منتقدان گرامی به نحوۀ ضبط مدخل‌های مناطق اشاره کرده‌اند، در مراسم ازدواج و پیوند خویشاوندی در میان مردم هزاره اصطلاحی است که به لهجۀ محلی با عنوان «ایستغو بدل» یاد می‌شود که البته چون لهجه است بر سر املای آن هم می‌توان چون و چرا کرد. این اصطلاح در دانشنامه به زبان معیار تبدیل شده و زیر عنوان «استخوان بدل» آمده است. عده‌ای ایراد گرفته‌اند که این «دهخدا ‌نویسی است و ربطی به هزاره ندارد»(گروه تلگرامی بامیان امروز). برخی نیز از این‌که اسامی برخی از مدخل‌های دانشنامه، همانگونه ثبت شده‌اند که در دفاتر دولتی و اسناد رسمی آمده‌اند، انتقاد کرده‌اند. به طورکلی، این گونه موارد مستلزم بحث‌های علمی و اکادمیک بسیاری است که بر سر برخی از آن‌ها نیز ممکن است هیچگاه به توافق نرسیم؛ اما آنچه که ما را به اتخاذ تصمیم‎های عملی واداشت چند نکته بود:

 اول. اینک چند قرن است که در کشور ما تحقیقات و اسناد و داده‌ها بر مبنای نام‌‌های رسمی انجام می‌شود و دانشنامه‌ای که در این کشور چاپ و منتشر می‌شود، ناگزیر نمی‌تواند راه کاملاً متفاوتی را بپیماید. اگر نه ممکن است سررشتۀ تمام اطلاعات گم شود.

دوم. گروه علمی دانشنامه برای پرهیز از انارشیسم و هرج و مرج فرهنگی نقطه شروع را نام‌های رایج و رسمی در منابع و اسناد این چند دهه قرار داد و البته واضح است که این کار به هیچ‌وجه به معنی تأیید این تغییرات نیست. البته این قاعده فقط در عنوان مدخل‌ها رعایت شده است وگر نه در متن به تلفظ محلی نام‌ها اشاره شده است.

سوم. اگر درمدخل‌ها زبان معیار را ملاک قرار نمی‌دادیم، تفاوت در تلفظ لهجه‌های مختلف، آشفتگی‌ به بار می‌آورد و اختلافات زیادی بر سر گویش و تلفظ لهجه‌های محلی در می‌گرفت و باز هم توافق بسیار دشوار می‌شد.

۳ دلو ۱۳۹۷ برابر با ۲۴ جنوری ۲۰۱۹

دانشنامه هزاره و بحران هویت نسل نو

اخیراً در نشستی علمی در پایتخت اتریش، وضعیت سیاسی و فرهنگی هزاره‌ها در افغانستان و خارج از آن به بررسی گرفته شد. در این محفل همچنین به انتشار جلد اول دانشنامه هزاره و نقش آن در پاسخ به بحران هویت نسل نو پرداخته شد.
در این نشست که از سوی فدراسیون بین المللی صلح مستقر در اتریش و نهاد هزاره ورلد (دنیای هزاره) در روز سه‌شنبه ۱۵ جنوری ۲۰۱۹ در محل اجتماعات فرهنگی در مرکز ویانا برگزار شده بود، وضعیت نسل نو پناهندگان افغانستان در غرب و جایگاه پناهجویان هزاره در اروپا به صورت ویژه مورد بحث قرار گرفت.

در اين كنفرانس اعضای سازمان‌ها، مقامات و دانشگاهیان اتریشی، شماری از نمايندگان پارلمان اتريش و  وزارت داخله ی این کشور، اساتيد دانشگاه هاي اتريش، فعالان و نهاد هاي مدني و فرهنگي این کشور و نیز گروهی از فعالان نهادهاي مدني، دانشجویان، زنان .و اساتید و فرهنگیان مهاجرین افغانستان مقیم اتريش شركت كرده بودند

در این محفل در کنار بحث روی سایر موضوعات درباره وضعیت هزاره‌ها و تحولات سیاسی و فرهنگی اخیر در زندگی آنان همچنین گفته شد که دانشنامه هزاره به عنوان بخشی از طرح بزرگتر دایره المعارف جامع افغانستان پاسخی است به بحران هویتی که بویژه در میان نسل جدید پناهجویان در غرب شکل گرفته و روند همگرایی آنان را در دنیای جدید با چالشهای زیادی روبرو کرده است.

اسدالله شفایی رییس هیأت مدیره دانشنامه هزاره از سخنرانان این محفل بود و اشاره کرد که نسل نو پناهجویان در غرب تعریف روشنی از پیشینه تاریخی و فرهنگ مبدأ خود ندارند و ارتباط میان نسل نو و والدین آنها در حال گسست است. در شرایطی که نسل موجود نمی‌توانند پاسخ مستدل و معقولی به نگرانیها و دغدغه‌ّهای نسل جدید ارایه کنند، بحران هویتی روز به روز شدیدتر از قبل به عنوان یک معضل عرض اندام می‌کند. به نظر آقای شفایی، نسل نو مهاجرین افغانستان در غرب از مخاطبان اصلی دانشنامه هزاره هستند و بنیاد دانشنامه هزاره با در نظرداشت همین ضرورت گامهای نخستین را برای ترجمه جلد اول این اثر به زبان انگلیسی برداشته است.

آقای شفایی همچنین تأکید کرد که هدف اولیه دست‌اندرکاران دانشنامه هزاره، تدوین دانشنامه جامع افغانستان بود که به دلیل فراهم نبودن شرایط طرح کوچکتر دانشنامه هزاره دنبال شد. او گفت برگردان چنین اثری می‌تواند به روند همگرایی پناهجویان افغانستان در غرب کمک کند.

الیزابت کوک مدیر اجرایی شعبه اتریش فدراسیون جهانی صلح این سوال را مطرح کرد که آیا قصد ترجمه این اثر به زبان آلمانی نیز در نظر است؟ پاسخ رییس هیأت مدیره دانشنامه این بود که قصد ترجمه دانشنامه به زبانهای مختلف وجود دارد اما در شرایط فعلی اولویت با ترجمه آن به زبان انگلیسی است. چرا که این طرح بزرگ با حمایت مهاجرین افغانستان در غرب از نظر مالی تأمین شده و با توجه به مضیقه‌ّهای مالی، باید برای برگردان آن به زبانهای دیگر حامیانی در این زمینه یافت شود.

حمزه واعظی عضو شورای علمی دانشنامه در این نشست گفت که در چند دهه اخیر در افغانستان شرایطی پدید آمده که هزاره ها را در معرض تحولات جدیدی  در حوزه ی زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و اقتصادی قرار داده است. این تحولات بویژه پس از معاهده بن و استقرار نظام جدید و با ساختار و هویت نسبتا دمکراتیک ابعاد تازه تری به خود گرفته است. او توسل به گفتمان عدالت و تعامل شهروندی مواجهه ی منطقی و مداراگرانه با پدیده ی تکثر مذهبی و تعدد دینی را بخشی از دگرگونی در عرصه باورهای فرهنگی و مذهبی بر شمرد.

حسین‌علی کاظم یزدانی، مورخ، در این نشست بحثی پیرامون پیشینه تاریخی هزاره‌ّها ارایه کرد. آقای یزدانی تأکید کرد که هزاره‌ها از قدیمی‌ترین ساکنان منطقه هستند، اما در عین حال دیدگاه پیشینه آریایی هزاره‌ها را فاقد پشتوانه خواند. در این نشست، دولت دولت‌یار دانشجوی دکترای دانشگاه وین به تبیین جایگاه هزاره‌ها در سیاست افغانستان پرداخت و عالمی پویا، فیلم‌ساز از ضرورت تولید هنری به عنوان یکی از راه‌های ترویج صلح در کشوری درگیر مناقشه مانند افغانستان سخن گفت. سخنانی که واکنش مثبت مقامات فدراسیون جهانی صلح را در پی‌داشت.


در پایان این نشست اغلب شرکت‌کنندگان اتریشی از جمله پیتر هایدر رییس فدراسیون جهانی صلح، انتشار جلد اول دانشنامه هزاره را در نبود حمایت رسمی و دولتی یک دستاورد علمی قابل توجه بر شمردند و بر ضرورت ترجمه آن برای نسل جدید مهاجرین افغانستان در اروپا تأکید کردند.

قرار است یک گزارش ویدیویی از نشست اتریش از سوی نجیب‌الله هزاره (مسئول هزاره ولد) با همکاری آکادمی فیلم بامیان به زودی از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر شود.

سپاس بسیار از حبیب نظری که عکسهای خوب این نشست را تهیه کرده است.

پاسخ به نقد‌ها و نظرها؛ بخش دوم

دستۀ دوم از نقدها: انتقاد‌های روشی و چگونگی استفاده از منابع

روش‌ها و منابع

دانشنامه‌نویسی نیز مانند سایر رشته‌های علمی، دانشی در حال شدن است و هنوز، نه در روش، نه در سبک و نه در اهداف به سرانجام قطعی نرسیده است. دانش‌ها ابتدا در ساحت نظری به پختگی نسبی می‌رسند و معیار اقدامات عملی قرار می‌گیرند. بعد از چندی با گسترش حوزه‌های معرفتی و به میان آمدن فرضیه‌ها و نظریه‌های تازه، بنیان نظریه‌های قدیمی اندک اندک سست شده و فرو می‌ریزند و نظریه‌های جدید به میان می‌آیند. اما جامعۀ بشری هیچگاه در عمل، منتظر و بی‌‌کار نمی‌نشیند که فلان روش یا نظریه در فلان رشته به مرحله‌ای از کمال و پختگی برسد که نشود بر آن هیچ چون و چرایی کرد، آنگاه دست به عمل بزند. نه سیرت علم این‌گونه است و نه تاریخ علم این مشی را نشان می‌دهد.

 سیر دانشنامه‌‌نگاری نیز چنین سرنوشتی دارد. ما نیز قبول داریم که امروزه در مجامع علمی و اکادمیک به سخنان تازه‌ای دربارۀ روش‌ها و اهداف دانشنامه‌نگاری توجه شده است و به تدریج روش‌های قدیم‌تر زیر سؤال می‌رود. اما اکنون در بسیاری از کشورها، دانشنامه‌هایی به همان سبک و سیاق مقبول گذشته، در حال تولید است. بی‌خبر نیستیم که در نگرش «انباشته‌ای» دانش که در دانشنامه‌های معمول، ملاک کار است، تردید وجود دارد. همین‌طور در چگونگی ترتیب مدخل‌ها (که امروزه ترتیب حروف الفبایی ملاک عمل اکثریت است) اشکالاتی وجود دارد و عده‌ای از صاحب‌نظران بر این باور هستند که باید شیوۀ‌ موضوعی، معیار کار دانشنامه‌نگاری قرار گیرد؛ امری که در نقد برخی از منتقدین (از جمله رفیق رجاء) نیز به آن اشاره شده بود. اما هیچکدام از این‌ها، ایجاب نمی‌کند که نهاد‌ها و مراکز تحقیقاتی، مطابق با وضعیت اجتماعی خود دست به کار نشوند.

نکته‌ای که نادیده گرفته می‌شود این است که اگرچه دانشنامۀ هزاره نخستین کار است؛ اما قرار نیست آخرین کار هم باشد و بعد از این درِ تحقیق و پژوهش در این زمینه بسته شود. ناقدان محترمی که اعضای علمی دانشنامه را به جهت انتخاب روشی معین در دانشنامه‌نویسی نکوهش کرده‌اند و یا از برخورد پوزیتیویستی با علم سخن می‌گویند، در این تصور هستند که گویا تاریخ فلسفۀ علم و اختلافات روش‌شناسانه علمی بشر در یک اثر قابل حل و فصل است!

باید تاکید کنیم که در وضعیت اجتماعی معینی که ما داریم، عینیت (objectivity) یا روش عینی در برابر ذهنیت (subjectivity) یا روش ذهنی ما را در انجام تحقیقات بی‌طرفانه و به دور از سوگیری کمک می‌کند؛ اما این لزوماً به معنی اتخاذ شیوۀ پوزیتیویستی نیست. تردیدی نیست که کسی در روش‌شناسی روش عینی (objective) را معادل با روش پوزیتیویستی نمی‌داند. بگذریم از این که پوزیتیویسم نیز نحله‌های مختلفی دارد که از پوزیتیویست‌های منطقی حلقۀ وین تا پوزیتیویسم موردنظر اگست کنت فرانسوی و تا پوپر‌ی‌ها را شامل می‌شود. اصولاً ریموند پوپر که وی را جنبش چپ متهم به جانبداری از نظریۀ پوزیتیویستی می‌کند، خود را نه یک پوزیتیویست؛ بلکه یک «عقل گرای انتقادی» می‌داند. در عین حال، ما در تحقیق ناگزیر از اتخاذ روش یا روش‌های معینی هستیم و چنان که در فوق اشاره شد، در یک تحقیق نه می‌توان تمام روش‌های علمی را یکجا به کار برد و نه هم می‌توان اختلافات روش‌شناسی تاریخ علم را حل کرد. تنها کاری که می‌توان کرد این است که با توجه به وضعیت و موضوعات مورد تحقیق، برخی از روش‌ها را تلفیق کرد که ما در دانشنامه این کار را کرده‌ایم.

 منتقد محترم دیگری (محمدصادق امینی) در پاسخ اولین جوابیۀ شورای علمی نوشته بود«روش‌های گرد‌آوری داده‌ها در دانشنامه بیش از حد عقیم و ناکار آمد است. در هیچ جای جهان برای شناسایی مقولات پیچیده‌ای چون عناصر و اجزای یک زیست جهان، از روش کتابخانه‌ای به تنهایی استفاده نمی‌شود. بخصوص که ابژۀ آن، یک قوم سرکوب شده و فاقد تاریخ مدوّن باشد» (فیسبوک منتقد). در این دو سطر، گذشته از صدور چند حکم کلی و نه چندان مطابق با واقع، روشن است که منتقد محترم از «زیست‌جهان» خودش بی‌خبر است و نمی‌داند که دانشنامۀ‌ هزاره در چه ظرف زمانی و مکانی و با چه امکاناتی تدوین شده است. نامبرده حتی فرصت نکرده است، مقدمۀ دانشنامه را یکبار مرور کند؛ وگرنه حداقل چشمش به لیست بلند بالای نام‌ افرادی می‌افتاد که در تحقیقات‌‌میدانی با تیم دانشنامه همکاری کرده‌اند؛ از قریه و قصبه‌شان گفته‌اند و از رسم و رسوم‌شان روایت کرده‌‌اند. در جلد اول دانشنامه، تعداد ۱۶۰ مدخل جغرافیایی،۴۰ مدخل آداب و رسوم، ۲۷ مدخل گیاهان دارویی، ابزار، مشاغل و غذاها کار شده است که بدون اغراق  نود درصدشان پس از انجام تحقیقات ‌میدانی نوشته شده است. در همین جلد، به تعداد۱۹۰ مدخل مربوط به اشخاص پرداخته شده است که اکثر شخصیت‌‌های معاصر زندگی‌نامۀ خود‌نوشت‌شان را داده‌اند.

خوانندگان منصف می‌دانند که گردآوری اطلاعات و معلومات مستند و متقن در افغانستان و بخصوص جامعۀ هزاره چقدر دشوار است و ضعف منابع رسمی و غیررسمی تا کجاست و ما تا چه حد از دسترسی به منابع دسته‌اول محروم هستیم. بیفزاییم بر این، منابعی را که در غوغای گرایش‌های ائدئولوژیک، سیاسی و جناحی تولید شده و اغلب یا فاقد روش علمی قابل قبول هستند و یا چنان سوگیرانه و همراه با پیشداوری ‌است که تقریباً محتوای آن‌ها به لحاظ علمی غیرقابل استفاده و استناد است. این را نیز بیفزاییم که به دلیل ضعف فرهنگ تحقیق در کشور، بیشتر منابع ما کپی یک‌دیگر است. از طرف دیگر، مشکلات تحقیقات میدانی بر هیچ صاحب خردی پوشیده نیست. خوب است منتقد محترم به  ارغنداب، بایلوغ، باغچار، خاک افغان و ارزگان خاص و غیره، گذر کند تا ببیند که دشواری تحقیق میدانی تا کجاست و چه حد امکان‌پذیر است. مگرما ادعا کرده‌ایم که منابع دانشنامه کامل است و یا ما تمام قریه‌ها و قصبات را گشته‌ایم؟ یا مگر می‌توان چنین کاری کرد و مگر ممکن است؟ منابع دستۀ اول دانشنامه در قندهار، زابل و ننگرهار و مناطق دور و نزدیک و امن و نا امن دیگر است؛ منابع دسته‌اول به قول حاجی‌ گلزاری در آرشیو‌ها و کتابخانه‌‌های دولت فخیمۀ انگلیس است که تنها حوادث سال‌های جنگ دورۀ عبدالرحمان خان به هزار و صد مجلد به صورت گزارش‌های طبقه‌بندی شده می‌رسد که اگر رابطه، تخصص و بودجه وجود داشته باشد، می‌شود بر مبنای آن سراج‌التواریخ را تا ده برابر حجم فعلی‌اش‌ گسترش داد. اسنادی که دربار، از کاتب رسمی خود هم مضایقه کرده بوده است‌. شایسته است همت کنید و همت کنیم، این منابع را به دست آوریم. به جای این‌که تمام سنگ‌های تهمت و توهین را حواله ما می‌کنید، خود کاری کنید، به جای این که از این کار به قول برخی از بزرگان «بدک» ناراحت هستید.

خلاصه این‌که دانشنامه‌ها در هرکشوری در قد و قامت منابع و اسناد و امکانات موجود در آن کشور نوشته می‌شوند. اسناد و منابع هم چیزی نیست که به صورت آنی فراهم یا برساخته شوند. اسناد یا وجود دارند یا ندارند و آن‌هایی که وجود دارند یا در دسترس هستند یا نیستند. اسناد و منابع در دسترس نیز عاری از خطا و اشتباه  و نقص نیست. یک دانشنامه هم در استخراج مدخل‌ها و هم در استنادات خود متکی بر اسناد و منابع موجود و در دسترس است. حال این اسناد و منابع، دارای نقایصی چون داده‌های غلط، تحلیل ضعیف، تعصب و غرض‌ورزی، ارزش‌داوری‌های گوناگون و یا حتی دارای عدم تسلط کافی نویسنده بر موضوع یا روش است. برخی از این اشتباهات، در مقابله با داده‌های جدید اصلاح می‌شوند و برخی دیگر ناگزیر در دانشنامه راه می‌یابند و تا زمانی که منبع تازه‌ای به میان نیاید، همان منبع قبلی ملاک کار است. این جرمی نیست که برای اولین بار اصحاب دانشنامۀ هزاره مرتکب آن شده باشند، تا بوده وضع تحقیق و پژوهش همین بوده است.

 از باب نمونه گفته شده است:

۱. حدود منطقه‌‌ای مدخل «آبشین» را یکاولنگ و یا پشی ذکر کرده‌اند و در قسمتی از این مدخل گفته شده که این منطقه صادرات برنج داشته است؛

۲. در مدخل «آپو»، اسم بازی فقط از جاغوری نقل شده و نام بازی دیگر مناطق بیان نشده است؛

۳. در دایکندی به آتش‌خانه، دیوال گفته می‌شود که در مدخل آتش‌خانه ذکر نشده است؛

۴. نام قسمت‌های مختلف آسیاب، با توجه به مناطق مختلف توضیح داده نشده است؛

۵. «بَرگَر»  بِرگِر ثبت شده است؛

۶. در مدخل اولوم لالا، لالا را برادر بزرگ معنی کرده‌اند که در برخی مناطق مطلق برادر را لالا و یا لَلَی و یا لالَي می‌گویند؛

۷. در مدخل «الیله» حدود منطقه اش ذکر نشده؛

۸. در مدخل امرود، نویسنده گفته نمی‌دانیم چرا امرود گفته شده که ما به گلابی امرود می‌گوییم و این اسم شاید از آن گرفته شده باشد؛

۸.  در مدخل الودال، آن را « اَلَودال» ثبت کرده‌اند که درستش « اَلِودال» است؛

۹. در مدخل اوبه‌گگ، در کیلومترش تا ولایت اشتباه صورت گرفته (۴۰ کیلومتر)  کسانی که در آن منطقه زندگی می‌کنند، حدود ۸۰ کیلومتر می‌گویند؛

۱۰. در مدخل اشترلی، وجه تسمیه دور از واقع بیان شده است.

۱۱. و موارد دیگر…

جای هیچ انکار نیست که به دلیل ضعف موجود در منابع، این گونه خطاها و تفاوت‌ها راه یافته باشند. منابع در دسترس ما همین‌ها را گفته‌اند؛ اگر دوستان همت کنند و منابع معتبرتر دیگری را نشان دهند، بدون هیچ تعصبی بررسی شده و در ویراست بعدی اصلاح خواهد شد. اما باید توجه داشته باشیم که آن سخن نیز ممکن است، سخن نهایی نباشد و ممکن است کسی دیگری یا منبع دیگری، سخن تازه‌ای مطرح کند که باید پذیرای آن سخن نیز باشیم.

در پایان باید تاکید کنیم که اعضای علمی و مدیریتی دانشنامۀ هزاره آمادگی کامل دارد که اگر به دلیل ضعفِ منابع و سایر ضعف‌های مربوط به مراحل تحقیق، خطاهایی در دانشنامه راه یافته باشد، متواضعانه اعتراف می‌کنیم که چنین است و غیر طبیعی نیز نیست، در ویراست بعدی متعهد به اصلاح موارد ضعف و کاستی هستیم و در این زمینه، تذکرات بجا و دلسوزانۀ خوانندگان و منتقدان گرامی را به دیده منت می‌پذیریم. هیچکس کامل نیست و باید سعی کنیم، از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و گذشته را چراغ راه آینده خویش سازیم و البته ما متعهدیم که چنین کنیم.

۲۹ جدی ۱۳۹۷ برابر با ۱۹ جنوری ۲۰۱۹

پاسخ به نقدها و نظرها؛ بخش اول

بر چه می‌لرزد صدف، برگوهرش

سخن نخست

نخست باید از تمام کسانی که در این مدت به هر نحوی به دانشنامۀ هزاره توجه کرده‌اند، قدردانی و سپاس‌گزاری کنیم. آنچه باعث مرگ یک اثر می‌شود، بی‌توجهی به آن است. توجه از هر سنخی که باشد؛ اعم از توبیخ و تحسین، نشان از تأثیر و اهمیت اثر علمی دارد. این واکنش عمومی و مجّدانه و پیگیرانۀ فرهیختگان، نشان داد که دانشنامه را مهم ارزیابی کرده و آن را از آن خود و شایستۀ توجه دانسته‌اند. معمولاً انسان هرچیزی را که با ارزش و از آن خود بپندارد، درباره‌اش حساسیت نشان می‌دهد و دل می‌سوزاند. به قول مولانا: «بر چه می‌لرزد صدف، بر گوهرش». در روزهای گذشته به بهانۀ‌ چاپ جلد اول دانشنامۀ هزاره، از هر گوشه صدایی برخاست. از هر دری سخن رفت و هرکسی به فراخور حال خود، مقالی را در میان افکند. در کل گفتمان مبارکی شکل گرفت. شاید این نخستین بار باشد که مردم ما بیرون از امر سیاسی بر سر فرهنگ تا این حد گسترده دغدغۀ خود را ابراز می‌کنند. در فضای گفت ‌و گو و بر محور چنین امر مهمی حتی شنیدن سخنان تلخ و طعنه‌های جانکاه نیز قابل تحمل است.

گفته بودیم و تصمیم گرفته بودیم که از دانشنامه دفاع نکنیم؛ زیرا نقد‌ و نظرهای علاقمندان را چون نسیم بهاری دانسته و می‌دانیم که نو به نو فرا می‌‌رسد و به هر نحوی به نشو و نمای این نهال نوپای معرفت مدد می‌رساند. هدف خود را گردآوری و عرضۀ  اطلاعات درست، مستند و جامع، دربارۀ قوم تعریف کرده بودیم، نه به رخ کشیدن هنر، دانایی و تجربۀ کاری خود. از طرفی، به همیاری فرهنگیان و اهل قلم دلسوز، سخت باور داشتیم که هم اهمیت و ضرورت کار را درک می‌کنند و هم بر پیچیدگی و حساسیت آن واقفند. اما سیر نقد و نظرها به سمتی کشیده شد که توضیح برخی از نکات را ضروری ساخت. بر آن بودیم که تب و تاب‌ها و هیجانات فروکش کند و زمینۀ گفت‌ وگوی سازنده و به دور از احساسات، فراهم شود. نمی‌خواستیم با ارائه پاسخ‌های شتابزده، سد راه جریان آزادانۀ نقد‌ها شویم. به مؤلفان هم توصیه کرده بودیم که شکیبایی را از دست نداده و در مقام دفاع برنیایند. اذعان داشتیم که متن دانشنامه باید بتواند از خود دفاع کند.

هرچه زمان گذشت نقدها ابعاد تازه‌تری به خود گرفت. بسیاری از بزرگان جامعه،‌ اعم از سیاستمدار، مورخ و روشنفکر به میدان آمدند. اینک دو سر طیف رنگین این نقدها بسیار دور از هم می‌نماید. برخی نگاه معرفتی به ماهیت دانشنامه‌نگاری مدرن دارند و برخی از مزاج ناسازگار جامعه که پذیرای چنین کاری نیست، می‌گویند. جمعی شرایط را آمادۀ چنین کاری نمی‌دانند و گروهی بر طرح مسائل جنجالی انگشت گذاشته‌اند و عده‌ای نیز از مصلحت اندیشی اصحاب دانشنامه شکوه می‌کنند. عده‌ای با نظریات مطرح شده و ناشده مخالفت می‌ورزند و گروهی از روش علمی در پیش گرفته شده گله دارند. همۀ این دغدغه‌ها و نگرانی‌ها برای تیم دانشنامه قابل درک و احترام است. بی‌گمان برخی از موضوعات مطرح شده در نقدها جواب قاطع و شسته رفته ندارد و سزاوار است در میان متفکران ما به گفتمان جدی و دوام‌دار تبدیل شود. این سلسله گفتارها به عنوان مبانی نظری دانشنامه بسیار مورد نیازاست. دانشنامۀ هزاره سخت نیازمند خاستگاه‌های تمدنی و فرهنگی برای خود است. این مردم بی‌گمان پا بر زمینی سخت دارد ولی یافتن این زمین سخت، کار یک نفر و یک گروه و یک نسل نیست و در یک کلام کار دانشنامه نیست. این‌ها جوشش‌ها و پژوهش‌های فرادانشنامه‌ای را می‌طلبد. ما در این نوشتار انتقاداتی از این دست را مدنظر نداریم. روی سخن به نقد و نظرهای انضمامی‌تر و دسترس‌تر است. برای این منظور، طی روزهای گذشته به دسته‌بندی انتقاداتی از این دست پرداختیم.

دسته‌بندی انتقادات

برای ارائه پاسخ‌های روشن، مستدل و متقن، نقدها و نظرهای مطرح شده را در شش دسته، طبقه‌بندی کردیم و قصد داریم طی روزهای آینده در بارۀ هر دسته، جداگانه و مستند توضیحات و دلایل خود را ارائه کنیم.

نخستین دستۀ نقدها و نظرها، ادعای راه‌یابی تعبیرهای اهانت‌‌آمیز قومی و جناحی و عدم رعایت بی‌طرفی است.

چکیدۀ کلام نقدهای دستۀ‌ اول این است که استفاده از کلمات یا عبارات خاص و استفاده نکردن از کلمات و تعبیرات خاص دیگر، سبک‌ شمردن ارزش‌ها، اهانت‌ به اقوام، اشخاص یا جناح‌های سیاسی است. پیش از همه، اولین پاسخی که می‌توان و باید به این سنخ از انتقادات داد این است که اگر با دلیل و منطق ثابت شود که چنین اتفاقی رخ داده است؛ یعنی به هر نحوی به قوم، مذهب یا شخص و جناحی اهانت صورت گرفته باشد، مدیریت دانشنامه متعهد است در ویراست بعدی، آن‌ها را اصلاح کند.

عزم بر آن است که با استفاده از نقدهای انجام شده و نیز داوری اهل نظر، یک‌بار دیگر جلد اول دانشنامه را از این منظر مرور و بازخوانی کنیم تا اگر شائبۀ اهانت وجود داشته باشد، رفع شود. اما در اینجا لازم می‌دانیم، با توجه به مصداق‌های اهانت در کلام ناقدان محترم، چند نکته را یاد‌‌آوری کنیم:

ماهیت دانشنامه‌نویسی

نکتۀ اول این‌که دانشنامه‌ها، محل بیان ماهیت و حقانیت یا عدم حقانیت وقایع و افراد نیست. فقط صورت حال آن‌ها را توصیف می‌کند. هیچ شخص و جریانی، نباید اثبات حقانیت خود را از دانشنامه‌ها انتظار داشته باشد. حقیقت و حقانیت را باید در جاهای دیگری جستجو و اثبات کرد. از هر چیزی باید انتظار در خور آن را داشت. دانشنامه نه جای کتاب‌های تاریخی را می‌گیرد، نه جای مقالات تحلیلی را و نه می‌تواند تمام اتفاقات مربوط به یک واقعه را منعکس کند.

از جنبۀ دیگر باید توجه داشت که قالب و ساختار‌ دانشنامه‌‌‌ها اصولاً سرد‌مزاج است. این سردمزاجی ناگزیر به ادبیات آن نیز راه می‌یابد و در نتیجه، ذهن و ذایقه‌‌های آشنا به قالب‌های ادبی و هنری و یا متون ارزشی و ایدئولوژیک را می‌آزارد. این حالت به ذات آن قالب برمی‌گردد و به هیچ‌وجه به سنخ روانی و فکری افرادی که در محدودۀ‌ این قالب‌ها قلم می‌زنند، بر نمی‌گردد. روش غالب دانشنامه‌ها و قاموس‌ها، چنین ریخته شده که در آن‌ها کاراکترهای همگون و ناهمگون به یکسان در کنارهم می‌نشینند. در چنین ساختاری ناگزیر کلمه آدم در ردیف ابلیس می‌نشنید و قاموس‌نویس به این بهانه که این دو دشمنان آشتی‌ناپذیر هم هستند، نمی‌تواند از خیر معنی‌کردن یکی بگذرد.

گذشته از این دو، دانشنامه‌نگاری به اقتضای ماهیت خود، مستلزم نگاه حداکثری و جامع نسبت به موضوعات و سوژه‌ها است، براین اساس، حتی موضوعات و سوژه‌هایی که با احتمال بسیار اندک، نسبتی با موضوع برقرار می‌کنند، در حیطة کار دانشنامه‌های مربوطه قرار می‌گیرند. امتیاز و حسن دانشنامه‌ها نسبت به کتاب‌های دیگر این است که اطلاعات و معلومات جامعی را نسبت به سوژۀ مرکزی خود، برای خوانندگان فراهم می‌کند و بر همین اساس است که در دانشنامۀ هزاره مدخل‌های غذا، بازی‌ها، تفریحات، آداب و رسوم، قریه، شخصیت و مذهب همه در کنار هم آمده است و قاعدتاً در نقد یک دانشنامه می‌بایست از حوزه‌ها و مدخل‌های مغفول مانده بازخواست شود نه از موضوعات جمع آوری‌شده.

این‌گونه است که در این دانشنامه برای اولین بار معلومات نسبتاً جامع، در بارۀ بخش‌های جدافتادۀ یک قوم در ابعاد و زوایای گوناگون گردآوری شده است. از هزاره‌های شیعه گرفته تا هزاره‌های سنی، اسماعیلی و سکولار. از هزاره‌های خوش‌آوازه و بدآوازه، هزاره‌های افغانستان و حتی هزاره‌های فراتر از مرزهای جغرافیایی افغانستان. در همین جلد اول که بخش کوچکی از این پروژۀ بزرگ است از فرهنگ، جغرافیا، تاریخ، و شیوه‌های زندگی و معیشت هزاره‌ها از بامیان، غور، غزنی، دایکندی، ارزگان، پروان، میدان و سمنگان گرفته تا بلخ، بادغیس، بدخشان، قندوز، تخار، هرات، پنجشیر و لوگر و حتی پاکستان و ایران در خردترین مقیاس؛ یعنی مقیاس قریه‌ها سخن و خبر تازه بیان شده است. ارائۀ چنین تصویری بزرگ و گسترده از پیکره و بدنة هزاره‌ها بی‌سابقه است و تکمیل این پروژه همچون تار و پود یک پیکر واحد، همة تکه‌های جداشده، پراکنده و در مواردی گمشدۀ این جامعة همواره در معرض حذف را در یک تصویر نهایی به هم وصل می‌کند.

ضرورت رعایت روش علمی

طی چهل سال گذشته، ما به تولید متون احساسی و حماسی عادت کرده‌ایم و از این رهگذر هیچ دیالوگ جدی نیز ایجاد نشده است. دانش‌نامۀ‌هزاره رسالت خود را باز تولید چنین متن‌هایی نمی‌داند و در صدد ایجاد دیالوگ واقعی بین مردم افغانستان و در سطح بین المللی است. باید توجه داشت که دانش‌نامه هزاره یک اثر قوم شناسانه است و باید به روش‌های علمی قوم شناسانه و انسان شناسانه پایبند باشد. بعضی از نقدهای صورت گرفته نشان می‌دهد که تصور و انتظار منتقدان محترم بنا به هر دلیلی از دانشنامه مطابق با واقع نبوده است. 

ما هم در عرف زندگی روزمره و هم در عرف علمی ناگزیر از تن دادن به برخی روش‌ها و ساختارها هستیم تا رفتارهای عرفی و علمی ما با معیارهای قابل قبول سازگاری یابد. نمی‌توانیم معیارهای پذیرفته شده را به این دلیل کنار بگذاریم که با علایق و ارزش‌های شخصی ما سازگار نیست. به همین دلیل، همه روزه، بارها، گفتار و رفتار خود را با مقام و موقعیت عرف پذیرفته‌شده، هماهنگ می‌کنیم و در این هماهنگی‌ها نیز بارها و بارها، پا روی ذوق، پسند و سلیقه‌های شخصی خود می‌گذاریم.

عرف علمی نیز معیارها و روش خاص خود را دارد. نمی‌توان انتظار داشت که بدون رعایت روش علمی یا برخورد سلیقه‌ای با آن، متن یا تحقیق مورد نظر مقبولیت علمی یافته و با معیارهای علمی سازگار باشد. معمولاً توصیه روش‌شناسان آن است که در مقام تحقیق، محقق تا جایی که می‌تواند از ارزش‌های شخصی یا محلی و اجتماعی خود فاصله بگیرد و سعی کند تحقیق خود را به صورت عینی و به دور از ارزش‌داوری سر و سامان دهد. از نظر روش‌شناسان، رعایت معیارهای عینی در انجام تحقیق، نه تنها توهین به ارزش‌های شخصی یا اجتماعی فرد به شمار نمی‌رود؛ بلکه برای تضمین علمی بودن کار ضروری است. هر محقق، عضو یک جامعه بوده و دارای ارزش‌ها و احساسات و عواطف شخصی  و اجتماعی معینی است، اما روش کار علمی اقتضا می‌کند که ارزش‌های شخصی و محلی خود را در هنگام جمع‌آوری، تحلیل و ارائه اطلاعات دخالت ندهد تا تحقیقش مطابق با عرف و معیارهای روش علمی مقبولیت جهانی و همگانی یابد.

پرهیز از داوری ارزشی

در مورد کلماتی مانند قیام، جهاد، مجاهد و غیره که دارای بار ارزشی هستند، روش دانشنامه‌نگاری اقتضا می‌کند، تاجایی که ممکن است یا مورد استفاده قرار نگیرند یا معادل‌گذاری شوند تا کلمات به کار رفته بار ارزشی نداشته باشند یا حتی‌المقدور از بار ارزشی آن کاسته شود، تا خوانندگان مختلف و دارای فرهنگ‌ها و ارزش‌های متنوع، بتوانند مفاهیم مندرج در کلمات و اصطلاحات را به صورت عینی درک کنند. ما در شیوه‌نامه بر سر یکایک این کلمات درنگ کرده و بارعاطفی و ارزشی هریک را سنجیده‌ایم، تا مطمئن شویم که بیان ما در ذهن خودمان باقی نمی‌ماند و خوانندگان از فرهنگ‌ها و ارزش‌های اجتماعی مختلف نیز می‌توانند آن را جذب کنند. قواعد از پیش تعیین‌شدۀ دانشنامه‌نویسی، مستلزم آن بود که هرچه بیشتر از طیف کلمات ارزشی و ذهنی(subjective) دور شویم و به سمت کلمات عینی (objective) و بی‌طرف و واقع‌نما برویم. البته هیچ ادعایی نداریم که در پرهیز از به کارگیری کلمات و اصطلاحات دارای بار ارزشی و معادل‌یابی آن‌ها کاملاً موفق بوده‌ایم. بسته به هرزبانی، قضاوت نهایی و قاطع راجع به اصطلاحات و کلماتی که حامل مفاهیم اجتماعی و ارزشی معینی هستند، بسیار دشوار و حتی گاه ناممکن است. در این زمینه از پیشنهادهای منتقدان علاقمند برای اجتناب از داوری ارزشی و رعایت هرچه بیشتر معیار عینیت در تحقیق علمی استقبال می‌کنیم.

کاربردهای کلمۀ شهید

کلمه شهید ممکن است دو نوع استفاده داشته باشد. استفادۀ نخست از این کلمه به صورت پیشوند نام است که بر سر نام شخص اضافه می‌شود و بار ارزش‎داوری زیادی هم دارد. معیار دانشنامه در این زمینه آن بوده است که چون این کلمه، معمولاً جزء نام شخص نیست، مانند کلمات دیگری چون حاجی و غیره، به صورت پیشوند نام آورده نشود. کاربرد دوم این کلمه اگرچه به صورت پیشوند نیست، در وقایع، به جای کلمه‌های مرگ یا کشته شدن می‌نشیند. در این صورت نیز تصمیم بر آن شد که حالت طبیعی و واقع‌نمای این کلمه که همان کشته شدن است، برای اشخاص به کار برده شود. البته همین جا باید افزود که هم کلمۀ شهید و هم کلیۀ کلمات دارای بار ارزشی دیگر در صورتی که نام کتاب، مقاله، نوشته یا سخن شخص دیگری باشد، به صورت نقل قول مستقیم داخل علامت نقل قول آورده شده است؛ اما نویسندگان دانشنامه، خود از این کلمات استفاده نکرده‌اند و در صورتی که از این معیار تخطی صورت گرفته باشد، خوانندگان عزیز با ذکر صفحه می‌توانند، تذکر دهند و مطابق با اصول علمی دانشنامه ترتیب اثر داده خواهد شد. روش کار این بوده است که اگر کلمات فوق توسط نویسندگان منابع به کار رفته باشد، نویسندگان دانشنامه در هنگام نقل این کلمات و اصطلاحات از دیگران، مکلفند، عبارت مورد نظر را به صورت نقل قول مستقیم، داخل علامت نقل قول یا گیومه قرار دهند. باز هم یک بار دیگر تأکید می‌کنیم که اگر احیاناً نویسنده یا نویسندگان دانشنامه این معیار را رعایت نکرده باشند، از خوانندگان فرهیخته مجدانه می‌خواهیم که تذکر دهند تا در ویراست‌های بعدی اصلاح شود.

از آنجایی که کلمۀ کشته یا کشته شدن، نشان‌دهندۀ یک واقعیت است، استفاده از این کلمه اهانت به کسی تلقی نمی‌شود و معیار علمی پرهیز از کلمات دارای بار ارزشی نیز رعایت می‌شود. طبیعی است که نویسنده ممکن است، بر اساس ارزش‌های شخصی و اجتماعی خود، شخص مورد نظر را دوست داشته و نسبت به وی دارای عواطف و احساسات مثبت باشد یا شخصی را دوست نداشته و نسبت به وی دارای احساسات و عواطف منفی باشد؛ اما دقیقاً در همین موارد است که روش‌شناسان به ما توصیه می‌کنند، احساسات و عواطف شخصی خود را در کار علمی خویش دخیل نسازیم. از این که بگذریم در فرهنگ دینی ما نیز کلمۀ کشته شدن در بارۀ بزرگان و پیشوایان دینی به کار رفته است؛ اما هیچ‌کس از آن برداشت اهانت ندارد. به عنوان مثال، محتشم کاشانی در مرثیۀ امام حسین از کلمه کشته در بیت « این کشتۀ فتاده به هامون حسین توست    وین صید دست و پازده در خون حسین توست»، استفاده کرده و کسی نمی‌گوید که محتشم کاشانی به امام حسین اهانت کرده یا او را دوست نداشته است.

بررسی انتقادات

اگر به صورت مصداقی در بارۀ انتقادات سخن بگوییم، برخی از منتقدان گرامی (عبدالعلیم برهانی)  انتقاد کرده‌است که به عنوان مثال، کلمۀ شهید در بارۀ صادقی نیلی به کار رفته و در بارۀ شهید مزاری به کار نرفته است و این را از سوی دانشنامه اهانت به استاد مزاری و یا برتری بخشیدن صادقی نیلی به او تلقی کرده بود.

باید گفت که ضمن قدردانی از خوانش و نقد کتاب، در این زمینۀ بخصوص، انتقاد منتقد محترم وارد نیست. منتقد گفته بود که گویا در عنوان کتاب احیای هویت برای مزاری کلمه شهید استفاده نشده و برای صادقی نیلی در معرفی کتاب ابوذر انقلاب، کلمۀ شهید اطلاق شده است. این بیان و انتقاد درست نیست. عنوان اصلی کتاب احیای هویت در صفحه ۲۸۳ جلد اول دانشنامه هزاره چنین است: «احیای هویت»  و این مدخل است. در زیر آن به شیوۀ توضیحی آمده است «کتاب، هشت سخنرانی عبدالعلی مزاری» که شناسۀ مدخل است. در معرفی کتاب مربوط به زندگی نامه صادقی نیلی، در جلد اول دانش نامۀ هزاره نیز چنین آمده است: «ابوذر انقلاب» به عنوان مدخل و عنوان توضیحی آن نیز در زیر عنوان اصلی چنین است: «کتاب، در بارۀ صادقی نیلی» شناسۀ مدخل. مشاهده می‌شود که در عناوین و شناسه‌های این دو کتاب، کلمه شهید استفاده نشده است.

بخش دوم انتقاد منتقد محترم شامل استفاده از کلمۀ شهید در متن یکی از این دو مقاله در مقایسه با مقالۀ دیگر است که این ادعا نیز درست نیست. در هیچ یک از این دو مقاله، این کلمه به صورت مستقیم توسط نویسنده دانشنامه به کار نرفته است و فقط در معرفی کتاب مربوط به صادقی نیلی این کلمه در صفحه   ۲۰۷ جلد اول دانشنامۀ هزاره دو بار، البته به شکل‌های شهید و شهادت آمده است که در هردوبار، جزء نام مقاله است و به صورت نقل قول مستقیم بیان شده است و مسئولیت آن، به لحاظ روش‌شناسی، چنان که در فوق توضیح داده شد، با کسی است که از وی نقل قول شده است و نویسندۀ دانشنامه نیز اصل علمی آوردن نقل قول را در داخل علامت نقل قول یا گیومه رعایت کرده است.

قابل یادآوری است که اگر کلمه شهید، غیر از نقل‌قول مستقیم در نام کتاب یا مقاله وجود داشته باشد، در هنگام ذکر منابع نیز به همان صورتی که در نام کتاب آمده است، آورده می‌شود. به عنوان مثال، در آخر مقالۀ معرفی کتاب احیای هویت، در صفحۀ ۲۸۴ جلد اول دانش‌هزاره چنین آمده است:

منبع: احیای هویت (مجموعه سخنرانی‌های استاد شهید عبدالعلی مزاری). قم. سراج.

و ذکر منبع کتاب ابوذر انقلاب چنین است:

منبع: نجفی، علی(۱۳۷۲). ابوذر انقلاب. قم: مجمع فرهنگی ارزگان

به این ترتیب، مشاهده می‌شود که انتقادات منتقد محترم در مقایسه این دو کتاب دربارۀ استفاده از کلمۀ شهید وارد نیست و در هنگام ذکر منبع، عکس آن چیزی است که منتقد محترم به دانشنامه نسبت داده است و دانشنامه نیز به اصول علمی خود که همانا پرهیز از کاربرد کلمات دارای بار ارزشی است، وفادار بوده است. برای مزید اطلاع خوانندگان عزیز باید یادآور شویم که منتقد محترم گفته بود در عنوان فرعی کتاب مربوط به صادقی نیلی شهید آمده ولی در عنوان فرعی مربوط به شهید مزاری این کلمه حذف شده است. چنان که خوانندگان عزیز در فوق مشاهده می‌کنند، قضیه برعکس است. در معرفی کتاب احیای هویت، عنوان فرعی دارای کلمه شهید می‌باشد که در ارجاعات نیز به همان صورت آمده است.

چگونگی قضاوت راجع به عنوان‌ها و مدخل‌ها

باید یادآوری کرد که دانشنامه در بارۀ حجم تمامی مدخل‌‌ها از جمله معرفی کتاب‌ها، معیار مشخصی به عنوان حداقل و حداکثر داشت که تلاش می‌شد از سوی مؤلفان رعایت شود. این مسئله به هیچ عنوان به ذوق و خواست نویسندگان بستگی نداشت. البته نمی‌توان انکار کرد که بلندی و کوتاهی مدخل‌ها تابع عواملی از قبیل وجود کمی و زیادی منابع و نیز موضوع آن‌ها قرار داشته است. در چارچوب این معیار، میزان حجم معرفی کتاب، بستگی به حجم و مطالب کتاب داشته است. منتقد محترم با استفاده از حجم معرفی کتاب، مدعی شده است که گویا این امر، نشان دهندۀ جانبداری شخصی نویسنده و اهمیت دادن یا ندادن به فردی است که کتاب راجع به آن فرد نوشته شده است. باید خاطر نشان ساخت که این گونه قضاوت به دور از واقعیت بوده و منصفانه نیست. برای قضاوت راجع به میزان اهمیت یک موضوع یا تاثیرگذاری یک شخص، باید به مطالب نوشته شده در همان موضوع یا شخص استناد کرد و نه به موضوعات دیگر.

زمینۀ اجتماعی و معنی اصطلاحات

گاهی یک اصطلاح در عرف منطقه و مردم خاصی از محتوای ارزش داورانۀ خود تهی شده و به مفهوم معینی به کار می‌رود؛ بدون این که مردمی که آن اصطلاح را به کار می‌برند در هنگام استفاده از آن، قصد اهانت یا تخفیف یا خوار شمردن کسی یا گروهی را داشته باشند. اصطلاح «سال سقوی» در فولکلور تاریخی جامعۀ هزاره چنین حکمی دارد و کسی که این اصطلاح را در فضای فرهنگی همین جامعه به کار می‌برد، قصد توهین به هیچ‌کس یا مردمی را ندارد و صرفاً آن را نامی برای یک سال معین می‌داند نه آن گونه که در انتقاد برخی از هموطنان ما اهانت‌آمیز تلقی شده بود.  تا جایی که به فضای فولکلور تاریخی مربوط می‌شود، تغییر این اصطلاح که اشاره به دورۀ حاکمیت امیر حبیب الله خان کلکانی دارد، آن را از محتوای فرهنگی‌اش جدا کرده و نامفهوم می‌سازد.

باتوجه به توضیح فوق، حذف این اصطلاح از قاموس واژگان دانشنامه، امکان‌پذیر نبود؛ زیرا از یک سو مفهوم مورد نظر در محتوای فرهنگی کاربردش، عاری از هرگونه معنی منفی شده است و از سوی دیگر در صورت حذف، نوعی خلل در بیان فکت‌های تاریخی ایجاد کرده و آن را نامفهوم می‌ساخت. البته، با این که در منابع تاریخی این اصطلاح به شیوه‌های متفاوت دیگری برای اشاره به شخص امیر حبیب الله خان به کار رفته است، ما در هیچ‌جای دیگر دانشنامه از این اصطلاح و ترکیبات آن برای اشاره به وی استفاده نکرده‌ایم.

قابل ذکر است که انچه گذشت نخستین مرحله از پاسخ‌های شورای علمی و مدیریتی دانشنامۀ هزاره به دستۀ اول نقدها و نظرها بود. مجموعه‌های بعدی پاسخ‌های ما، طی روزهای آینده به تدریج منتشر خواهندشد.

۲۴ جدی ۱۳۹۷/ ۱۴ جنوری ۲۰۱۹

شورای علمی دانشنامۀ هزاره