جلد نخست دانشنامه هزاره

پــس از گامهــای مقدماتــی و ِاشــراف نســبی بــر چنــد و چــون کار دانشــنامه، کار عملــی روی پــروژۀ جلد نخســت که با ســرعت اندک، بیش از ســه ســال پیش شــروع شــده بود، از ســال ۱۳۹۶ ش در قالب یک طر ح کوتاهمدت چندماهه با ســرعت بیشــتر ادامه یافت.

پروژۀ جلد اول در عمل ســنگ بنــای همــۀ جلدهاســت و طبیعــی اســت که بــا حساســیتها و دشــواریهای ویــژه همراه باشــد. بخش جدی ودشــواِرکاردراین مرحله،دسترســی به مؤلفاِن باتجربه وچگونگی کاربا آنهابود. فقدان دسترســی آســان بــه مؤلفان، پرا کندگی آنان و عــدم امکان آموزش آنها بــه صورت متمرکز، از مشــکلات اصلــی شــروع و ادامۀ نگارش مقــالات بود. از یک طرف پرا کنده بــودن مؤلفان و دوری آنان از دفتر دانشــنامه هماهنگیها را دشــوار میســاخت و از ســوی دیگر دانشنامه فاقد امکانات و تســهیلات کافــی برای گــردآوردن مؤلفان در یک جا و هماهنگیهای لازم بینشــان بود.

ســرانجام راه چــاره در ایــن دانســته شــد کــه مؤلفان به دو صــورت «متمرکز و حضــوری» و «غیرمتمرکــز و از راه دور» با دانشــنامه همکاری قلمی داشــته باشــند. این بهترین شــیوه برای اســتفاده از تمام نیروها و ظرفیتهــای موجــود و علاقهمند برای همکاری با دانشــنامه بود و مدیران دانشــنامه را مطمئن ساخت که متمرکز ساختن تعدادی از مؤلفان، دوام کار را تضمین میکند.

ایــن مجلــد کــه اینک در دســترس شماســت، در بردارندۀ ۶۰۵ مدخل، شــامل حروف آ
(۱۱۷ مدخل) الف (۴۰۳ مدخل) و بخشی از حرف ب (تا بت، ۸۵ مدخل) است. این تعداد مدخل در موضوعات منطقۀ جغرافیایی، شــخصیت، کتاب، نشــریه، تاریخ، آداب و رســوم و غیره است. با آن کــه کوشــیدیم بــه تمامی مدخلهــای قابل نگارش در ذیــل این حروف در ایــن مجلد پرداخته شود، باید پذیرفت که ممکن است مواردی از مدخلهایی که با این سه  حرف شروع میشود، به علت کمبود منابع در این جلد نیامده باشد.

پاسخ به نقد‌ها و نظرها؛ بخش دوم

دستۀ دوم از نقدها: انتقاد‌های روشی و چگونگی استفاده از منابع

روش‌ها و منابع

دانشنامه‌نویسی نیز مانند سایر رشته‌های علمی، دانشی در حال شدن است و هنوز، نه در روش، نه در سبک و نه در اهداف به سرانجام قطعی نرسیده است. دانش‌ها ابتدا در ساحت نظری به پختگی نسبی می‌رسند و معیار اقدامات عملی قرار می‌گیرند. بعد از چندی با گسترش حوزه‌های معرفتی و به میان آمدن فرضیه‌ها و نظریه‌های تازه، بنیان نظریه‌های قدیمی اندک اندک سست شده و فرو می‌ریزند و نظریه‌های جدید به میان می‌آیند. اما جامعۀ بشری هیچگاه در عمل، منتظر و بی‌‌کار نمی‌نشیند که فلان روش یا نظریه در فلان رشته به مرحله‌ای از کمال و پختگی برسد که نشود بر آن هیچ چون و چرایی کرد، آنگاه دست به عمل بزند. نه سیرت علم این‌گونه است و نه تاریخ علم این مشی را نشان می‌دهد.

 سیر دانشنامه‌‌نگاری نیز چنین سرنوشتی دارد. ما نیز قبول داریم که امروزه در مجامع علمی و اکادمیک به سخنان تازه‌ای دربارۀ روش‌ها و اهداف دانشنامه‌نگاری توجه شده است و به تدریج روش‌های قدیم‌تر زیر سؤال می‌رود. اما اکنون در بسیاری از کشورها، دانشنامه‌هایی به همان سبک و سیاق مقبول گذشته، در حال تولید است. بی‌خبر نیستیم که در نگرش «انباشته‌ای» دانش که در دانشنامه‌های معمول، ملاک کار است، تردید وجود دارد. همین‌طور در چگونگی ترتیب مدخل‌ها (که امروزه ترتیب حروف الفبایی ملاک عمل اکثریت است) اشکالاتی وجود دارد و عده‌ای از صاحب‌نظران بر این باور هستند که باید شیوۀ‌ موضوعی، معیار کار دانشنامه‌نگاری قرار گیرد؛ امری که در نقد برخی از منتقدین (از جمله رفیق رجاء) نیز به آن اشاره شده بود. اما هیچکدام از این‌ها، ایجاب نمی‌کند که نهاد‌ها و مراکز تحقیقاتی، مطابق با وضعیت اجتماعی خود دست به کار نشوند.

نکته‌ای که نادیده گرفته می‌شود این است که اگرچه دانشنامۀ هزاره نخستین کار است؛ اما قرار نیست آخرین کار هم باشد و بعد از این درِ تحقیق و پژوهش در این زمینه بسته شود. ناقدان محترمی که اعضای علمی دانشنامه را به جهت انتخاب روشی معین در دانشنامه‌نویسی نکوهش کرده‌اند و یا از برخورد پوزیتیویستی با علم سخن می‌گویند، در این تصور هستند که گویا تاریخ فلسفۀ علم و اختلافات روش‌شناسانه علمی بشر در یک اثر قابل حل و فصل است!

باید تاکید کنیم که در وضعیت اجتماعی معینی که ما داریم، عینیت (objectivity) یا روش عینی در برابر ذهنیت (subjectivity) یا روش ذهنی ما را در انجام تحقیقات بی‌طرفانه و به دور از سوگیری کمک می‌کند؛ اما این لزوماً به معنی اتخاذ شیوۀ پوزیتیویستی نیست. تردیدی نیست که کسی در روش‌شناسی روش عینی (objective) را معادل با روش پوزیتیویستی نمی‌داند. بگذریم از این که پوزیتیویسم نیز نحله‌های مختلفی دارد که از پوزیتیویست‌های منطقی حلقۀ وین تا پوزیتیویسم موردنظر اگست کنت فرانسوی و تا پوپر‌ی‌ها را شامل می‌شود. اصولاً ریموند پوپر که وی را جنبش چپ متهم به جانبداری از نظریۀ پوزیتیویستی می‌کند، خود را نه یک پوزیتیویست؛ بلکه یک «عقل گرای انتقادی» می‌داند. در عین حال، ما در تحقیق ناگزیر از اتخاذ روش یا روش‌های معینی هستیم و چنان که در فوق اشاره شد، در یک تحقیق نه می‌توان تمام روش‌های علمی را یکجا به کار برد و نه هم می‌توان اختلافات روش‌شناسی تاریخ علم را حل کرد. تنها کاری که می‌توان کرد این است که با توجه به وضعیت و موضوعات مورد تحقیق، برخی از روش‌ها را تلفیق کرد که ما در دانشنامه این کار را کرده‌ایم.

 منتقد محترم دیگری (محمدصادق امینی) در پاسخ اولین جوابیۀ شورای علمی نوشته بود«روش‌های گرد‌آوری داده‌ها در دانشنامه بیش از حد عقیم و ناکار آمد است. در هیچ جای جهان برای شناسایی مقولات پیچیده‌ای چون عناصر و اجزای یک زیست جهان، از روش کتابخانه‌ای به تنهایی استفاده نمی‌شود. بخصوص که ابژۀ آن، یک قوم سرکوب شده و فاقد تاریخ مدوّن باشد» (فیسبوک منتقد). در این دو سطر، گذشته از صدور چند حکم کلی و نه چندان مطابق با واقع، روشن است که منتقد محترم از «زیست‌جهان» خودش بی‌خبر است و نمی‌داند که دانشنامۀ‌ هزاره در چه ظرف زمانی و مکانی و با چه امکاناتی تدوین شده است. نامبرده حتی فرصت نکرده است، مقدمۀ دانشنامه را یکبار مرور کند؛ وگرنه حداقل چشمش به لیست بلند بالای نام‌ افرادی می‌افتاد که در تحقیقات‌‌میدانی با تیم دانشنامه همکاری کرده‌اند؛ از قریه و قصبه‌شان گفته‌اند و از رسم و رسوم‌شان روایت کرده‌‌اند. در جلد اول دانشنامه، تعداد ۱۶۰ مدخل جغرافیایی،۴۰ مدخل آداب و رسوم، ۲۷ مدخل گیاهان دارویی، ابزار، مشاغل و غذاها کار شده است که بدون اغراق  نود درصدشان پس از انجام تحقیقات ‌میدانی نوشته شده است. در همین جلد، به تعداد۱۹۰ مدخل مربوط به اشخاص پرداخته شده است که اکثر شخصیت‌‌های معاصر زندگی‌نامۀ خود‌نوشت‌شان را داده‌اند.

خوانندگان منصف می‌دانند که گردآوری اطلاعات و معلومات مستند و متقن در افغانستان و بخصوص جامعۀ هزاره چقدر دشوار است و ضعف منابع رسمی و غیررسمی تا کجاست و ما تا چه حد از دسترسی به منابع دسته‌اول محروم هستیم. بیفزاییم بر این، منابعی را که در غوغای گرایش‌های ائدئولوژیک، سیاسی و جناحی تولید شده و اغلب یا فاقد روش علمی قابل قبول هستند و یا چنان سوگیرانه و همراه با پیشداوری ‌است که تقریباً محتوای آن‌ها به لحاظ علمی غیرقابل استفاده و استناد است. این را نیز بیفزاییم که به دلیل ضعف فرهنگ تحقیق در کشور، بیشتر منابع ما کپی یک‌دیگر است. از طرف دیگر، مشکلات تحقیقات میدانی بر هیچ صاحب خردی پوشیده نیست. خوب است منتقد محترم به  ارغنداب، بایلوغ، باغچار، خاک افغان و ارزگان خاص و غیره، گذر کند تا ببیند که دشواری تحقیق میدانی تا کجاست و چه حد امکان‌پذیر است. مگرما ادعا کرده‌ایم که منابع دانشنامه کامل است و یا ما تمام قریه‌ها و قصبات را گشته‌ایم؟ یا مگر می‌توان چنین کاری کرد و مگر ممکن است؟ منابع دستۀ اول دانشنامه در قندهار، زابل و ننگرهار و مناطق دور و نزدیک و امن و نا امن دیگر است؛ منابع دسته‌اول به قول حاجی‌ گلزاری در آرشیو‌ها و کتابخانه‌‌های دولت فخیمۀ انگلیس است که تنها حوادث سال‌های جنگ دورۀ عبدالرحمان خان به هزار و صد مجلد به صورت گزارش‌های طبقه‌بندی شده می‌رسد که اگر رابطه، تخصص و بودجه وجود داشته باشد، می‌شود بر مبنای آن سراج‌التواریخ را تا ده برابر حجم فعلی‌اش‌ گسترش داد. اسنادی که دربار، از کاتب رسمی خود هم مضایقه کرده بوده است‌. شایسته است همت کنید و همت کنیم، این منابع را به دست آوریم. به جای این‌که تمام سنگ‌های تهمت و توهین را حواله ما می‌کنید، خود کاری کنید، به جای این که از این کار به قول برخی از بزرگان «بدک» ناراحت هستید.

خلاصه این‌که دانشنامه‌ها در هرکشوری در قد و قامت منابع و اسناد و امکانات موجود در آن کشور نوشته می‌شوند. اسناد و منابع هم چیزی نیست که به صورت آنی فراهم یا برساخته شوند. اسناد یا وجود دارند یا ندارند و آن‌هایی که وجود دارند یا در دسترس هستند یا نیستند. اسناد و منابع در دسترس نیز عاری از خطا و اشتباه  و نقص نیست. یک دانشنامه هم در استخراج مدخل‌ها و هم در استنادات خود متکی بر اسناد و منابع موجود و در دسترس است. حال این اسناد و منابع، دارای نقایصی چون داده‌های غلط، تحلیل ضعیف، تعصب و غرض‌ورزی، ارزش‌داوری‌های گوناگون و یا حتی دارای عدم تسلط کافی نویسنده بر موضوع یا روش است. برخی از این اشتباهات، در مقابله با داده‌های جدید اصلاح می‌شوند و برخی دیگر ناگزیر در دانشنامه راه می‌یابند و تا زمانی که منبع تازه‌ای به میان نیاید، همان منبع قبلی ملاک کار است. این جرمی نیست که برای اولین بار اصحاب دانشنامۀ هزاره مرتکب آن شده باشند، تا بوده وضع تحقیق و پژوهش همین بوده است.

 از باب نمونه گفته شده است:

۱. حدود منطقه‌‌ای مدخل «آبشین» را یکاولنگ و یا پشی ذکر کرده‌اند و در قسمتی از این مدخل گفته شده که این منطقه صادرات برنج داشته است؛

۲. در مدخل «آپو»، اسم بازی فقط از جاغوری نقل شده و نام بازی دیگر مناطق بیان نشده است؛

۳. در دایکندی به آتش‌خانه، دیوال گفته می‌شود که در مدخل آتش‌خانه ذکر نشده است؛

۴. نام قسمت‌های مختلف آسیاب، با توجه به مناطق مختلف توضیح داده نشده است؛

۵. «بَرگَر»  بِرگِر ثبت شده است؛

۶. در مدخل اولوم لالا، لالا را برادر بزرگ معنی کرده‌اند که در برخی مناطق مطلق برادر را لالا و یا لَلَی و یا لالَي می‌گویند؛

۷. در مدخل «الیله» حدود منطقه اش ذکر نشده؛

۸. در مدخل امرود، نویسنده گفته نمی‌دانیم چرا امرود گفته شده که ما به گلابی امرود می‌گوییم و این اسم شاید از آن گرفته شده باشد؛

۸.  در مدخل الودال، آن را « اَلَودال» ثبت کرده‌اند که درستش « اَلِودال» است؛

۹. در مدخل اوبه‌گگ، در کیلومترش تا ولایت اشتباه صورت گرفته (۴۰ کیلومتر)  کسانی که در آن منطقه زندگی می‌کنند، حدود ۸۰ کیلومتر می‌گویند؛

۱۰. در مدخل اشترلی، وجه تسمیه دور از واقع بیان شده است.

۱۱. و موارد دیگر…

جای هیچ انکار نیست که به دلیل ضعف موجود در منابع، این گونه خطاها و تفاوت‌ها راه یافته باشند. منابع در دسترس ما همین‌ها را گفته‌اند؛ اگر دوستان همت کنند و منابع معتبرتر دیگری را نشان دهند، بدون هیچ تعصبی بررسی شده و در ویراست بعدی اصلاح خواهد شد. اما باید توجه داشته باشیم که آن سخن نیز ممکن است، سخن نهایی نباشد و ممکن است کسی دیگری یا منبع دیگری، سخن تازه‌ای مطرح کند که باید پذیرای آن سخن نیز باشیم.

در پایان باید تاکید کنیم که اعضای علمی و مدیریتی دانشنامۀ هزاره آمادگی کامل دارد که اگر به دلیل ضعفِ منابع و سایر ضعف‌های مربوط به مراحل تحقیق، خطاهایی در دانشنامه راه یافته باشد، متواضعانه اعتراف می‌کنیم که چنین است و غیر طبیعی نیز نیست، در ویراست بعدی متعهد به اصلاح موارد ضعف و کاستی هستیم و در این زمینه، تذکرات بجا و دلسوزانۀ خوانندگان و منتقدان گرامی را به دیده منت می‌پذیریم. هیچکس کامل نیست و باید سعی کنیم، از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و گذشته را چراغ راه آینده خویش سازیم و البته ما متعهدیم که چنین کنیم.

۲۹ جدی ۱۳۹۷ برابر با ۱۹ جنوری ۲۰۱۹

پاسخ به نقدها و نظرها؛ بخش اول

بر چه می‌لرزد صدف، برگوهرش

سخن نخست

نخست باید از تمام کسانی که در این مدت به هر نحوی به دانشنامۀ هزاره توجه کرده‌اند، قدردانی و سپاس‌گزاری کنیم. آنچه باعث مرگ یک اثر می‌شود، بی‌توجهی به آن است. توجه از هر سنخی که باشد؛ اعم از توبیخ و تحسین، نشان از تأثیر و اهمیت اثر علمی دارد. این واکنش عمومی و مجّدانه و پیگیرانۀ فرهیختگان، نشان داد که دانشنامه را مهم ارزیابی کرده و آن را از آن خود و شایستۀ توجه دانسته‌اند. معمولاً انسان هرچیزی را که با ارزش و از آن خود بپندارد، درباره‌اش حساسیت نشان می‌دهد و دل می‌سوزاند. به قول مولانا: «بر چه می‌لرزد صدف، بر گوهرش». در روزهای گذشته به بهانۀ‌ چاپ جلد اول دانشنامۀ هزاره، از هر گوشه صدایی برخاست. از هر دری سخن رفت و هرکسی به فراخور حال خود، مقالی را در میان افکند. در کل گفتمان مبارکی شکل گرفت. شاید این نخستین بار باشد که مردم ما بیرون از امر سیاسی بر سر فرهنگ تا این حد گسترده دغدغۀ خود را ابراز می‌کنند. در فضای گفت ‌و گو و بر محور چنین امر مهمی حتی شنیدن سخنان تلخ و طعنه‌های جانکاه نیز قابل تحمل است.

گفته بودیم و تصمیم گرفته بودیم که از دانشنامه دفاع نکنیم؛ زیرا نقد‌ و نظرهای علاقمندان را چون نسیم بهاری دانسته و می‌دانیم که نو به نو فرا می‌‌رسد و به هر نحوی به نشو و نمای این نهال نوپای معرفت مدد می‌رساند. هدف خود را گردآوری و عرضۀ  اطلاعات درست، مستند و جامع، دربارۀ قوم تعریف کرده بودیم، نه به رخ کشیدن هنر، دانایی و تجربۀ کاری خود. از طرفی، به همیاری فرهنگیان و اهل قلم دلسوز، سخت باور داشتیم که هم اهمیت و ضرورت کار را درک می‌کنند و هم بر پیچیدگی و حساسیت آن واقفند. اما سیر نقد و نظرها به سمتی کشیده شد که توضیح برخی از نکات را ضروری ساخت. بر آن بودیم که تب و تاب‌ها و هیجانات فروکش کند و زمینۀ گفت‌ وگوی سازنده و به دور از احساسات، فراهم شود. نمی‌خواستیم با ارائه پاسخ‌های شتابزده، سد راه جریان آزادانۀ نقد‌ها شویم. به مؤلفان هم توصیه کرده بودیم که شکیبایی را از دست نداده و در مقام دفاع برنیایند. اذعان داشتیم که متن دانشنامه باید بتواند از خود دفاع کند.

هرچه زمان گذشت نقدها ابعاد تازه‌تری به خود گرفت. بسیاری از بزرگان جامعه،‌ اعم از سیاستمدار، مورخ و روشنفکر به میدان آمدند. اینک دو سر طیف رنگین این نقدها بسیار دور از هم می‌نماید. برخی نگاه معرفتی به ماهیت دانشنامه‌نگاری مدرن دارند و برخی از مزاج ناسازگار جامعه که پذیرای چنین کاری نیست، می‌گویند. جمعی شرایط را آمادۀ چنین کاری نمی‌دانند و گروهی بر طرح مسائل جنجالی انگشت گذاشته‌اند و عده‌ای نیز از مصلحت اندیشی اصحاب دانشنامه شکوه می‌کنند. عده‌ای با نظریات مطرح شده و ناشده مخالفت می‌ورزند و گروهی از روش علمی در پیش گرفته شده گله دارند. همۀ این دغدغه‌ها و نگرانی‌ها برای تیم دانشنامه قابل درک و احترام است. بی‌گمان برخی از موضوعات مطرح شده در نقدها جواب قاطع و شسته رفته ندارد و سزاوار است در میان متفکران ما به گفتمان جدی و دوام‌دار تبدیل شود. این سلسله گفتارها به عنوان مبانی نظری دانشنامه بسیار مورد نیازاست. دانشنامۀ هزاره سخت نیازمند خاستگاه‌های تمدنی و فرهنگی برای خود است. این مردم بی‌گمان پا بر زمینی سخت دارد ولی یافتن این زمین سخت، کار یک نفر و یک گروه و یک نسل نیست و در یک کلام کار دانشنامه نیست. این‌ها جوشش‌ها و پژوهش‌های فرادانشنامه‌ای را می‌طلبد. ما در این نوشتار انتقاداتی از این دست را مدنظر نداریم. روی سخن به نقد و نظرهای انضمامی‌تر و دسترس‌تر است. برای این منظور، طی روزهای گذشته به دسته‌بندی انتقاداتی از این دست پرداختیم.

دسته‌بندی انتقادات

برای ارائه پاسخ‌های روشن، مستدل و متقن، نقدها و نظرهای مطرح شده را در شش دسته، طبقه‌بندی کردیم و قصد داریم طی روزهای آینده در بارۀ هر دسته، جداگانه و مستند توضیحات و دلایل خود را ارائه کنیم.

نخستین دستۀ نقدها و نظرها، ادعای راه‌یابی تعبیرهای اهانت‌‌آمیز قومی و جناحی و عدم رعایت بی‌طرفی است.

چکیدۀ کلام نقدهای دستۀ‌ اول این است که استفاده از کلمات یا عبارات خاص و استفاده نکردن از کلمات و تعبیرات خاص دیگر، سبک‌ شمردن ارزش‌ها، اهانت‌ به اقوام، اشخاص یا جناح‌های سیاسی است. پیش از همه، اولین پاسخی که می‌توان و باید به این سنخ از انتقادات داد این است که اگر با دلیل و منطق ثابت شود که چنین اتفاقی رخ داده است؛ یعنی به هر نحوی به قوم، مذهب یا شخص و جناحی اهانت صورت گرفته باشد، مدیریت دانشنامه متعهد است در ویراست بعدی، آن‌ها را اصلاح کند.

عزم بر آن است که با استفاده از نقدهای انجام شده و نیز داوری اهل نظر، یک‌بار دیگر جلد اول دانشنامه را از این منظر مرور و بازخوانی کنیم تا اگر شائبۀ اهانت وجود داشته باشد، رفع شود. اما در اینجا لازم می‌دانیم، با توجه به مصداق‌های اهانت در کلام ناقدان محترم، چند نکته را یاد‌‌آوری کنیم:

ماهیت دانشنامه‌نویسی

نکتۀ اول این‌که دانشنامه‌ها، محل بیان ماهیت و حقانیت یا عدم حقانیت وقایع و افراد نیست. فقط صورت حال آن‌ها را توصیف می‌کند. هیچ شخص و جریانی، نباید اثبات حقانیت خود را از دانشنامه‌ها انتظار داشته باشد. حقیقت و حقانیت را باید در جاهای دیگری جستجو و اثبات کرد. از هر چیزی باید انتظار در خور آن را داشت. دانشنامه نه جای کتاب‌های تاریخی را می‌گیرد، نه جای مقالات تحلیلی را و نه می‌تواند تمام اتفاقات مربوط به یک واقعه را منعکس کند.

از جنبۀ دیگر باید توجه داشت که قالب و ساختار‌ دانشنامه‌‌‌ها اصولاً سرد‌مزاج است. این سردمزاجی ناگزیر به ادبیات آن نیز راه می‌یابد و در نتیجه، ذهن و ذایقه‌‌های آشنا به قالب‌های ادبی و هنری و یا متون ارزشی و ایدئولوژیک را می‌آزارد. این حالت به ذات آن قالب برمی‌گردد و به هیچ‌وجه به سنخ روانی و فکری افرادی که در محدودۀ‌ این قالب‌ها قلم می‌زنند، بر نمی‌گردد. روش غالب دانشنامه‌ها و قاموس‌ها، چنین ریخته شده که در آن‌ها کاراکترهای همگون و ناهمگون به یکسان در کنارهم می‌نشینند. در چنین ساختاری ناگزیر کلمه آدم در ردیف ابلیس می‌نشنید و قاموس‌نویس به این بهانه که این دو دشمنان آشتی‌ناپذیر هم هستند، نمی‌تواند از خیر معنی‌کردن یکی بگذرد.

گذشته از این دو، دانشنامه‌نگاری به اقتضای ماهیت خود، مستلزم نگاه حداکثری و جامع نسبت به موضوعات و سوژه‌ها است، براین اساس، حتی موضوعات و سوژه‌هایی که با احتمال بسیار اندک، نسبتی با موضوع برقرار می‌کنند، در حیطة کار دانشنامه‌های مربوطه قرار می‌گیرند. امتیاز و حسن دانشنامه‌ها نسبت به کتاب‌های دیگر این است که اطلاعات و معلومات جامعی را نسبت به سوژۀ مرکزی خود، برای خوانندگان فراهم می‌کند و بر همین اساس است که در دانشنامۀ هزاره مدخل‌های غذا، بازی‌ها، تفریحات، آداب و رسوم، قریه، شخصیت و مذهب همه در کنار هم آمده است و قاعدتاً در نقد یک دانشنامه می‌بایست از حوزه‌ها و مدخل‌های مغفول مانده بازخواست شود نه از موضوعات جمع آوری‌شده.

این‌گونه است که در این دانشنامه برای اولین بار معلومات نسبتاً جامع، در بارۀ بخش‌های جدافتادۀ یک قوم در ابعاد و زوایای گوناگون گردآوری شده است. از هزاره‌های شیعه گرفته تا هزاره‌های سنی، اسماعیلی و سکولار. از هزاره‌های خوش‌آوازه و بدآوازه، هزاره‌های افغانستان و حتی هزاره‌های فراتر از مرزهای جغرافیایی افغانستان. در همین جلد اول که بخش کوچکی از این پروژۀ بزرگ است از فرهنگ، جغرافیا، تاریخ، و شیوه‌های زندگی و معیشت هزاره‌ها از بامیان، غور، غزنی، دایکندی، ارزگان، پروان، میدان و سمنگان گرفته تا بلخ، بادغیس، بدخشان، قندوز، تخار، هرات، پنجشیر و لوگر و حتی پاکستان و ایران در خردترین مقیاس؛ یعنی مقیاس قریه‌ها سخن و خبر تازه بیان شده است. ارائۀ چنین تصویری بزرگ و گسترده از پیکره و بدنة هزاره‌ها بی‌سابقه است و تکمیل این پروژه همچون تار و پود یک پیکر واحد، همة تکه‌های جداشده، پراکنده و در مواردی گمشدۀ این جامعة همواره در معرض حذف را در یک تصویر نهایی به هم وصل می‌کند.

ضرورت رعایت روش علمی

طی چهل سال گذشته، ما به تولید متون احساسی و حماسی عادت کرده‌ایم و از این رهگذر هیچ دیالوگ جدی نیز ایجاد نشده است. دانش‌نامۀ‌هزاره رسالت خود را باز تولید چنین متن‌هایی نمی‌داند و در صدد ایجاد دیالوگ واقعی بین مردم افغانستان و در سطح بین المللی است. باید توجه داشت که دانش‌نامه هزاره یک اثر قوم شناسانه است و باید به روش‌های علمی قوم شناسانه و انسان شناسانه پایبند باشد. بعضی از نقدهای صورت گرفته نشان می‌دهد که تصور و انتظار منتقدان محترم بنا به هر دلیلی از دانشنامه مطابق با واقع نبوده است. 

ما هم در عرف زندگی روزمره و هم در عرف علمی ناگزیر از تن دادن به برخی روش‌ها و ساختارها هستیم تا رفتارهای عرفی و علمی ما با معیارهای قابل قبول سازگاری یابد. نمی‌توانیم معیارهای پذیرفته شده را به این دلیل کنار بگذاریم که با علایق و ارزش‌های شخصی ما سازگار نیست. به همین دلیل، همه روزه، بارها، گفتار و رفتار خود را با مقام و موقعیت عرف پذیرفته‌شده، هماهنگ می‌کنیم و در این هماهنگی‌ها نیز بارها و بارها، پا روی ذوق، پسند و سلیقه‌های شخصی خود می‌گذاریم.

عرف علمی نیز معیارها و روش خاص خود را دارد. نمی‌توان انتظار داشت که بدون رعایت روش علمی یا برخورد سلیقه‌ای با آن، متن یا تحقیق مورد نظر مقبولیت علمی یافته و با معیارهای علمی سازگار باشد. معمولاً توصیه روش‌شناسان آن است که در مقام تحقیق، محقق تا جایی که می‌تواند از ارزش‌های شخصی یا محلی و اجتماعی خود فاصله بگیرد و سعی کند تحقیق خود را به صورت عینی و به دور از ارزش‌داوری سر و سامان دهد. از نظر روش‌شناسان، رعایت معیارهای عینی در انجام تحقیق، نه تنها توهین به ارزش‌های شخصی یا اجتماعی فرد به شمار نمی‌رود؛ بلکه برای تضمین علمی بودن کار ضروری است. هر محقق، عضو یک جامعه بوده و دارای ارزش‌ها و احساسات و عواطف شخصی  و اجتماعی معینی است، اما روش کار علمی اقتضا می‌کند که ارزش‌های شخصی و محلی خود را در هنگام جمع‌آوری، تحلیل و ارائه اطلاعات دخالت ندهد تا تحقیقش مطابق با عرف و معیارهای روش علمی مقبولیت جهانی و همگانی یابد.

پرهیز از داوری ارزشی

در مورد کلماتی مانند قیام، جهاد، مجاهد و غیره که دارای بار ارزشی هستند، روش دانشنامه‌نگاری اقتضا می‌کند، تاجایی که ممکن است یا مورد استفاده قرار نگیرند یا معادل‌گذاری شوند تا کلمات به کار رفته بار ارزشی نداشته باشند یا حتی‌المقدور از بار ارزشی آن کاسته شود، تا خوانندگان مختلف و دارای فرهنگ‌ها و ارزش‌های متنوع، بتوانند مفاهیم مندرج در کلمات و اصطلاحات را به صورت عینی درک کنند. ما در شیوه‌نامه بر سر یکایک این کلمات درنگ کرده و بارعاطفی و ارزشی هریک را سنجیده‌ایم، تا مطمئن شویم که بیان ما در ذهن خودمان باقی نمی‌ماند و خوانندگان از فرهنگ‌ها و ارزش‌های اجتماعی مختلف نیز می‌توانند آن را جذب کنند. قواعد از پیش تعیین‌شدۀ دانشنامه‌نویسی، مستلزم آن بود که هرچه بیشتر از طیف کلمات ارزشی و ذهنی(subjective) دور شویم و به سمت کلمات عینی (objective) و بی‌طرف و واقع‌نما برویم. البته هیچ ادعایی نداریم که در پرهیز از به کارگیری کلمات و اصطلاحات دارای بار ارزشی و معادل‌یابی آن‌ها کاملاً موفق بوده‌ایم. بسته به هرزبانی، قضاوت نهایی و قاطع راجع به اصطلاحات و کلماتی که حامل مفاهیم اجتماعی و ارزشی معینی هستند، بسیار دشوار و حتی گاه ناممکن است. در این زمینه از پیشنهادهای منتقدان علاقمند برای اجتناب از داوری ارزشی و رعایت هرچه بیشتر معیار عینیت در تحقیق علمی استقبال می‌کنیم.

کاربردهای کلمۀ شهید

کلمه شهید ممکن است دو نوع استفاده داشته باشد. استفادۀ نخست از این کلمه به صورت پیشوند نام است که بر سر نام شخص اضافه می‌شود و بار ارزش‎داوری زیادی هم دارد. معیار دانشنامه در این زمینه آن بوده است که چون این کلمه، معمولاً جزء نام شخص نیست، مانند کلمات دیگری چون حاجی و غیره، به صورت پیشوند نام آورده نشود. کاربرد دوم این کلمه اگرچه به صورت پیشوند نیست، در وقایع، به جای کلمه‌های مرگ یا کشته شدن می‌نشیند. در این صورت نیز تصمیم بر آن شد که حالت طبیعی و واقع‌نمای این کلمه که همان کشته شدن است، برای اشخاص به کار برده شود. البته همین جا باید افزود که هم کلمۀ شهید و هم کلیۀ کلمات دارای بار ارزشی دیگر در صورتی که نام کتاب، مقاله، نوشته یا سخن شخص دیگری باشد، به صورت نقل قول مستقیم داخل علامت نقل قول آورده شده است؛ اما نویسندگان دانشنامه، خود از این کلمات استفاده نکرده‌اند و در صورتی که از این معیار تخطی صورت گرفته باشد، خوانندگان عزیز با ذکر صفحه می‌توانند، تذکر دهند و مطابق با اصول علمی دانشنامه ترتیب اثر داده خواهد شد. روش کار این بوده است که اگر کلمات فوق توسط نویسندگان منابع به کار رفته باشد، نویسندگان دانشنامه در هنگام نقل این کلمات و اصطلاحات از دیگران، مکلفند، عبارت مورد نظر را به صورت نقل قول مستقیم، داخل علامت نقل قول یا گیومه قرار دهند. باز هم یک بار دیگر تأکید می‌کنیم که اگر احیاناً نویسنده یا نویسندگان دانشنامه این معیار را رعایت نکرده باشند، از خوانندگان فرهیخته مجدانه می‌خواهیم که تذکر دهند تا در ویراست‌های بعدی اصلاح شود.

از آنجایی که کلمۀ کشته یا کشته شدن، نشان‌دهندۀ یک واقعیت است، استفاده از این کلمه اهانت به کسی تلقی نمی‌شود و معیار علمی پرهیز از کلمات دارای بار ارزشی نیز رعایت می‌شود. طبیعی است که نویسنده ممکن است، بر اساس ارزش‌های شخصی و اجتماعی خود، شخص مورد نظر را دوست داشته و نسبت به وی دارای عواطف و احساسات مثبت باشد یا شخصی را دوست نداشته و نسبت به وی دارای احساسات و عواطف منفی باشد؛ اما دقیقاً در همین موارد است که روش‌شناسان به ما توصیه می‌کنند، احساسات و عواطف شخصی خود را در کار علمی خویش دخیل نسازیم. از این که بگذریم در فرهنگ دینی ما نیز کلمۀ کشته شدن در بارۀ بزرگان و پیشوایان دینی به کار رفته است؛ اما هیچ‌کس از آن برداشت اهانت ندارد. به عنوان مثال، محتشم کاشانی در مرثیۀ امام حسین از کلمه کشته در بیت « این کشتۀ فتاده به هامون حسین توست    وین صید دست و پازده در خون حسین توست»، استفاده کرده و کسی نمی‌گوید که محتشم کاشانی به امام حسین اهانت کرده یا او را دوست نداشته است.

بررسی انتقادات

اگر به صورت مصداقی در بارۀ انتقادات سخن بگوییم، برخی از منتقدان گرامی (عبدالعلیم برهانی)  انتقاد کرده‌است که به عنوان مثال، کلمۀ شهید در بارۀ صادقی نیلی به کار رفته و در بارۀ شهید مزاری به کار نرفته است و این را از سوی دانشنامه اهانت به استاد مزاری و یا برتری بخشیدن صادقی نیلی به او تلقی کرده بود.

باید گفت که ضمن قدردانی از خوانش و نقد کتاب، در این زمینۀ بخصوص، انتقاد منتقد محترم وارد نیست. منتقد گفته بود که گویا در عنوان کتاب احیای هویت برای مزاری کلمه شهید استفاده نشده و برای صادقی نیلی در معرفی کتاب ابوذر انقلاب، کلمۀ شهید اطلاق شده است. این بیان و انتقاد درست نیست. عنوان اصلی کتاب احیای هویت در صفحه ۲۸۳ جلد اول دانشنامه هزاره چنین است: «احیای هویت»  و این مدخل است. در زیر آن به شیوۀ توضیحی آمده است «کتاب، هشت سخنرانی عبدالعلی مزاری» که شناسۀ مدخل است. در معرفی کتاب مربوط به زندگی نامه صادقی نیلی، در جلد اول دانش نامۀ هزاره نیز چنین آمده است: «ابوذر انقلاب» به عنوان مدخل و عنوان توضیحی آن نیز در زیر عنوان اصلی چنین است: «کتاب، در بارۀ صادقی نیلی» شناسۀ مدخل. مشاهده می‌شود که در عناوین و شناسه‌های این دو کتاب، کلمه شهید استفاده نشده است.

بخش دوم انتقاد منتقد محترم شامل استفاده از کلمۀ شهید در متن یکی از این دو مقاله در مقایسه با مقالۀ دیگر است که این ادعا نیز درست نیست. در هیچ یک از این دو مقاله، این کلمه به صورت مستقیم توسط نویسنده دانشنامه به کار نرفته است و فقط در معرفی کتاب مربوط به صادقی نیلی این کلمه در صفحه   ۲۰۷ جلد اول دانشنامۀ هزاره دو بار، البته به شکل‌های شهید و شهادت آمده است که در هردوبار، جزء نام مقاله است و به صورت نقل قول مستقیم بیان شده است و مسئولیت آن، به لحاظ روش‌شناسی، چنان که در فوق توضیح داده شد، با کسی است که از وی نقل قول شده است و نویسندۀ دانشنامه نیز اصل علمی آوردن نقل قول را در داخل علامت نقل قول یا گیومه رعایت کرده است.

قابل یادآوری است که اگر کلمه شهید، غیر از نقل‌قول مستقیم در نام کتاب یا مقاله وجود داشته باشد، در هنگام ذکر منابع نیز به همان صورتی که در نام کتاب آمده است، آورده می‌شود. به عنوان مثال، در آخر مقالۀ معرفی کتاب احیای هویت، در صفحۀ ۲۸۴ جلد اول دانش‌هزاره چنین آمده است:

منبع: احیای هویت (مجموعه سخنرانی‌های استاد شهید عبدالعلی مزاری). قم. سراج.

و ذکر منبع کتاب ابوذر انقلاب چنین است:

منبع: نجفی، علی(۱۳۷۲). ابوذر انقلاب. قم: مجمع فرهنگی ارزگان

به این ترتیب، مشاهده می‌شود که انتقادات منتقد محترم در مقایسه این دو کتاب دربارۀ استفاده از کلمۀ شهید وارد نیست و در هنگام ذکر منبع، عکس آن چیزی است که منتقد محترم به دانشنامه نسبت داده است و دانشنامه نیز به اصول علمی خود که همانا پرهیز از کاربرد کلمات دارای بار ارزشی است، وفادار بوده است. برای مزید اطلاع خوانندگان عزیز باید یادآور شویم که منتقد محترم گفته بود در عنوان فرعی کتاب مربوط به صادقی نیلی شهید آمده ولی در عنوان فرعی مربوط به شهید مزاری این کلمه حذف شده است. چنان که خوانندگان عزیز در فوق مشاهده می‌کنند، قضیه برعکس است. در معرفی کتاب احیای هویت، عنوان فرعی دارای کلمه شهید می‌باشد که در ارجاعات نیز به همان صورت آمده است.

چگونگی قضاوت راجع به عنوان‌ها و مدخل‌ها

باید یادآوری کرد که دانشنامه در بارۀ حجم تمامی مدخل‌‌ها از جمله معرفی کتاب‌ها، معیار مشخصی به عنوان حداقل و حداکثر داشت که تلاش می‌شد از سوی مؤلفان رعایت شود. این مسئله به هیچ عنوان به ذوق و خواست نویسندگان بستگی نداشت. البته نمی‌توان انکار کرد که بلندی و کوتاهی مدخل‌ها تابع عواملی از قبیل وجود کمی و زیادی منابع و نیز موضوع آن‌ها قرار داشته است. در چارچوب این معیار، میزان حجم معرفی کتاب، بستگی به حجم و مطالب کتاب داشته است. منتقد محترم با استفاده از حجم معرفی کتاب، مدعی شده است که گویا این امر، نشان دهندۀ جانبداری شخصی نویسنده و اهمیت دادن یا ندادن به فردی است که کتاب راجع به آن فرد نوشته شده است. باید خاطر نشان ساخت که این گونه قضاوت به دور از واقعیت بوده و منصفانه نیست. برای قضاوت راجع به میزان اهمیت یک موضوع یا تاثیرگذاری یک شخص، باید به مطالب نوشته شده در همان موضوع یا شخص استناد کرد و نه به موضوعات دیگر.

زمینۀ اجتماعی و معنی اصطلاحات

گاهی یک اصطلاح در عرف منطقه و مردم خاصی از محتوای ارزش داورانۀ خود تهی شده و به مفهوم معینی به کار می‌رود؛ بدون این که مردمی که آن اصطلاح را به کار می‌برند در هنگام استفاده از آن، قصد اهانت یا تخفیف یا خوار شمردن کسی یا گروهی را داشته باشند. اصطلاح «سال سقوی» در فولکلور تاریخی جامعۀ هزاره چنین حکمی دارد و کسی که این اصطلاح را در فضای فرهنگی همین جامعه به کار می‌برد، قصد توهین به هیچ‌کس یا مردمی را ندارد و صرفاً آن را نامی برای یک سال معین می‌داند نه آن گونه که در انتقاد برخی از هموطنان ما اهانت‌آمیز تلقی شده بود.  تا جایی که به فضای فولکلور تاریخی مربوط می‌شود، تغییر این اصطلاح که اشاره به دورۀ حاکمیت امیر حبیب الله خان کلکانی دارد، آن را از محتوای فرهنگی‌اش جدا کرده و نامفهوم می‌سازد.

باتوجه به توضیح فوق، حذف این اصطلاح از قاموس واژگان دانشنامه، امکان‌پذیر نبود؛ زیرا از یک سو مفهوم مورد نظر در محتوای فرهنگی کاربردش، عاری از هرگونه معنی منفی شده است و از سوی دیگر در صورت حذف، نوعی خلل در بیان فکت‌های تاریخی ایجاد کرده و آن را نامفهوم می‌ساخت. البته، با این که در منابع تاریخی این اصطلاح به شیوه‌های متفاوت دیگری برای اشاره به شخص امیر حبیب الله خان به کار رفته است، ما در هیچ‌جای دیگر دانشنامه از این اصطلاح و ترکیبات آن برای اشاره به وی استفاده نکرده‌ایم.

قابل ذکر است که انچه گذشت نخستین مرحله از پاسخ‌های شورای علمی و مدیریتی دانشنامۀ هزاره به دستۀ اول نقدها و نظرها بود. مجموعه‌های بعدی پاسخ‌های ما، طی روزهای آینده به تدریج منتشر خواهندشد.

۲۴ جدی ۱۳۹۷/ ۱۴ جنوری ۲۰۱۹

شورای علمی دانشنامۀ هزاره

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

مراسم رونمایی از جلد اول دانشنامۀ هزاره در مشهد در میان جمع بزرگی از فرهنگیان برگزار شد. در این برنامه در روز جمعه ۷ جدی/ دی ۱۳۹۷ در فرهنگسرای انقلاب، شماری از صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران بر اهمیت انتشار این اثر تأکید کردند. 

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

ابوطالب مظفری، رئیس شورای علمی از طرف رییس و هیئت مدیره دانشنامه، ضمن خوشامدگویی به شرکت کنندگان سخنانی در شناخت آثار هویتی ارائه داد و اشاره کرد که دانشنامه هزاره اثر هویتی است و در عین حال بنیاد دانشنامۀ هزاره تأکید ویژه بر جنبۀ علمی این اثر داشته است.

از نظر آقای مظفری گاهی کارهای هویتی از لحاظ علمی قابل اثبات نیست و این به اصل کار آسیب می‌زد. برای دانشنامۀ هزاره جنبۀ هویتی مهم بوده اما تمام هم و غم دانشنامه ارتقاء جنبه علمی کار بوده چراکه معمولاً در نگارش و تدوین آثار هویتی افراد ذوق و شوق دارند که هویت خودشان را برجسته کنند و به استنادات و جنبه‌های علمی چندان توجه نکنند، البته چنین آثاری مورد تأیید جوامع علمی بی‌طرف و اقوام دیگر نخواهد بود. دغدغۀ اصلی اعضا و مؤلفان دانشنامه از ابتدای کار، این بود که از خطوط انصاف و امور علمی و تحقیقی عبور نکنند.

رییس شورای علمی دانشنامه گفت که آنان ادعای کمال ندارند. منتها جلد اول می‌تواند سرآغاز تکمیل جلدهای بعدی باشد و از مردم خواست در قسمت تحقیقات میدانی با دانشنامه همکاری کنند تا نقایص کار در جلدهای بعدی رفع شود.

پروین ولی‌زاده، منشی شورای علمی دانشنامه، در این نشست به معرفی بنیاد دانشنامۀ هزاره، معرفی اعضا، به تشریح روند کار بنیاد دانشنامه در شش سال گذشته پرداخت و در پایان به طور مختصر به برخی ویژگی‌های جلد اول اشاره کرد.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

حسین رحیمی، مسئول بخش فرهنگی کنسولگری جمهوری اسلامی افغانستان از دیگر سخنرانان این نشست بود. او با اشاره به اینکه مردم افغانستان مخصوصاً مردم مهاجر افغانستان دچار یک سرگشتگی هویتی یا نوعی هویت‌گریزی شده‌اند، از اهمیت معرفی و حفظ هویت مردم افغانستان سخن گفت و ابراز امیدواری کرد، دانشنامۀ هزاره بتواند هویت فرهنگی ما را تقویت کند.

او در ادامه از دانشنامه آریانا انتقاد کرد و علت نقص آن را کمبود منابع و مراجع مورد اعتماد و عدم رعایت اصول و چارچوب‌های علمی دانست و ابراز امیدواری کرد دانشنامه هزاره بتواند بخشی از سؤالات و ابهامات جامعۀ هزاره را پاسخ دهد.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

فصیحی غزنوی، محقق و پژوهشگر علوم دینی، سخنران بعدی این محفل بود. او گفت، تاکنون در جامعۀ ما برای هویت و سابقۀ تمدنی کار چندانی صورت نگرفته بود، دانشنامه هزاره نویدبخش این است که آثاری از این دست در جامعه تألیف شود و علما و فرهنگیان وظیفۀ خود را در زمینۀ هویت‌بخشی جامعه به انجام رسانند.

در ادامه آقای فصیحی ویژگی‌های دانشنامه هزاره برشمرد و گفت دانشنامۀهزاره، اولین دانشنامه جامع در افغانستان و واجد این خصوصیات است: ۱. مقایسه کردن کتاب‌هایی که در گذشته درباره بخشی از جامعۀ هزاره نوشته شده با دانشنامه غیرمنصفانه است. ۲. همه‌جانبه بودن ویژگی دیگر این اثر است. ۳. دانشنامه، اثری  فرا قومی و فرا جناحی است که مستقل از دولت، احزاب و گروه‌ها نوشته شده است.

آقای فصیحی همچنین گفت: دانشنامه برای کامل شدن و همچنین تداوم نیازمند نقد منصفانه است نه نقد حزبی و گروهی. نیازمند همکاری تحقیقی و پژوهشی صاحبان قلم و همچنین نیازمند کمک‌های اقتصادی است.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

سخنران بعدی، محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده و ویراستار دانشنامه بود. آقای کاظمی گفت: آثار علمی تنها چیزی است که بعد از ویران شدن و تخریب باقی می‌ماند. او در این رابطه از کتبی چون تاریخ سیستان، تاریخ بیهقی و حدودالعالم اشاره کرد که علی‌رغم گذشت زمان و ویرانی‌های گذشته به جای مانده است. او گفت: در روزگاری که کشور ما دچار ویرانی‌های زیادی است، نگارش و تدوین اثری چون دانشنامه به حفظ میراث کمک می‌کند و احساس جاودانگی به کشور  و مردم ما خواهد داد. هر آنچه در دانشنامۀ هزاره نوشته می‌شود، ثبت و جاودانه خواهد شد. آقای کاظمی گفت ویژگی و ارزش دیگری که می‌توان جدا از متن آن برشمرد، همانا پرورش نیروی انسانی کارآمد در حوزۀ نویسندگی و ادبی و … است. با دانشنامه مؤلفان باتجربه تربیت خواهد شد. او در پایان همکاری خود با دانشنامۀ هزاره را به عنوان ویراستار تجربه‌ای خاص، بزرگ و ارزشمند بیان کرد.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

آخرین سخنران مراسم دکتر حوریه بیانی بود. او ضمن تبریک به اعضای دانشنامه یک تبریک ویژه به مخاطبان و خوانندگان دانشنامه گفت که چنین اثر فاخری را در پیش رو دارند. حوریه بیانی از وظیفۀ اخلاقی خوانندگان و مخاطبان گفت و خواست حمایت همه‌جانبه از دانشنامه داشته باشند. از نظر او حمایت از دانشنامه وظیفۀ هر خانواده است و هر خانواده هزاره به عنوان یک خانواده انسانی باید یک دانشنامه تهیه کند. ایشان در مقابل از نویسندگان این اثر خواست وظیفه اخلاقی خود را در قبال خوانندگان این اثر فراموش نکنند و تأکید کرد حال که مردم دانشنامه را پذیرفته‌اند و هویت خود را در سطرهای این اثر جستجو می‌کنند، مؤلفان دانشنامه متعهد به این سرمایه عاطفی باشند.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در مشهد

در پایان رونمایی جلد اول دانشنامه با حضور جمعی از فرهنگیان از جمله اسدالله وفایی، محمداسحاق اخلاقی، محمدکاظم کاظمی، حسین رحیمی، سید محمد مظفری، ابوطالب مظفری، مسئول ترانسپورت کنسولگری و حوریه بیانی انجام شد. در حین مراسم رونمایی آقای اخلاقی، محقق و پژوهشگر و نویسندۀ کتاب «هزاره در جریان تاریخ» خواست که همه از بنیاد دانشنامۀ هزاره حمایت مالی داشته باشند.

در این مراسم شخصیت‌ها و نمایندگانِ نهاد مختلف شرکت داشتند: دفاتر  آیت‌الله محقق کابلی، موحدی نجفی و فیاض؛ بنیاد اندیشه، مجمع علما و فرهنگیان ولایت غور؛ بنیاد نخبگان و استعدادهای برتر مهاجران افغانستان؛ انجمن عکاسان افغانستان؛ خبرگزاری‌های اطلس و فارس؛ مسئول فرهنگی کنسولگری مشهد. مسئول آتشه تجارت کنسولگری مشهد. جامعه امامیه هرات؛ دکتر مرتضوی؛ محمد کاظم کاظمی، حیدر محقق، محمدعلی داوطلب؛ نمایندگان احزاب وحدت اسلامی، وحدت مردم، حزب اعتدال، حزب حراست، حزب الله افغانستان؛ خیریه‌های شهدا، خیرالبشر و خیرالمرسلین و امام جواد؛ رادیو دری؛ مؤسسه فرهنگی و هنری امیرخسرو دهلوی؛ انجمن پژوهشی حکمت؛ مؤسسه باور سبز.

در این مراسم همچنین فیلم مستند دانشنامه با عنوان” دانشنامۀ هزاره به روایت صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران” پخش شد.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در لندن

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در لندن با حضور جمع بزرگی از محققان و صاحب‌نظران روز پنجشنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۱۸ برگزار شد..

در این برنامه نخستین جلد دانشنامه هزاره که به تازگی از چاپ بیرون شده است، با حضور محققان داخلی و خارجی معرفی شد. دانشنامه هزاره بخشی از پروژه بزرگتر «دانشنامه جامع اقوام افغانستان» است که جلد نخست آن، پس از شش سال کار تحقیقاتی، توسط بنیاد دانشنامه تدوین و چاپ شده است.

در محفل رونمایی لندن که با حضور جمع بزرگی از علاقه‌مندان از شهرهای مختلف بریتاینا برگزار شد، شماری از محققان و صاحب نظران از جمله نوروهاب سپاند فعال اجتماعی، داکتر عبدالخالق لعل‌زاد استاد دانشگاه، همایون تاچ روزنامه‌نگار، راحله صدیقی فعال اجتماعی، جاوید نادر رییس موسسات بریتانیایی و ایرلندی برای افغانستان، راحله محبی فعالی مدنی، حیدر یگانه شاعر و نویسنده، حسیب عمار پژوهشگر و روزنامه‌نگار، داکتر یوسف رحیمی استاد دانشگاه آکسفورد، هارون یوسفی روزنامه‌نگار و هنرمند، داکتر دادخدا استاد دانشگاه سواس در لندن، داکتر مجاوراحمد زیار زبانشناس و پژوهشگر، ولی ناروغ روزنامه نگار و شماری دیگر از فعالان فرهنگی و اجتماعی شرکت داشتند.

تأکید عمده سخنرانان این بود که دانشنامه هزاره الگویی برای تدوین دانشنامه جامع افغانستان ارایه کرده است و باید با حمایتهای مادی و معنوی برای تحقق این هدف گامهایی برداشته شود.

در این برنامه اسدالله شفایی رییس هیأت مدیره دانشنامه به معرفی بنیاد دانشنامه و گسترهٔ فعالیتهای آن در اروپا پرداخت. جمع بسیاری از فرهنگیان در این نشست به نقد و ارزیابی دانشنامه پرداخته بر گسترش عرصه کار آن تأکید کردند

این اثر مرجع، نخستین دانشنامه در سطح منطقه است که به صورت اختصاصی به معرفی جامع و همه جانبهٔ یک گروه قومی می‌پردازد.

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره در کابل

برنامه رونمایی دانشنامه هزاره با شرکت جمع بزرگی از پژوهشگران، کارشناسان و فرهنگیان در کابل برگزار شد.

شرکت کنندگان دراین نشست علمی که روز پنجشنبه ۲۲ قوس ۱۳۹۷ در دانشگاه ابن‌سینا برگزار شد، بر اهمیت پیگیری این طرح به عنوان گامی در راه تدوین دانشنامه جامع افغانستان تأکید کردند.

دانشنامه هزاره بخشی از پروژه بزرگتر «دانشنامه جامع اقوام افغانستان» است که جلد نخست آن، پس از شش سال کار تحقیقاتی، توسط بنیاد دانشنامه تدوین و چاپ شده است.

این اثر مرجع، نخستین دانشنامه در سطح منطقه است که به صورت اختصاصی به معرفی جامع و همه جانبهٔ یک گروه قومی میپردازد

در این محفل نویسندگان و منتقدان در بارۀ اهمیت‌دانشنامه‌نویسی و جایگاه دانشنامه هزاره در عرصۀ پژوهش و تحقیق در افغانستان و برخی کاستی‌های دانشنامه هزاره به ایراد سخنرانی پرداختند.

اسدالله شفایی، رئیس هیئت مدیره دانشنامه هزاره در آغاز گفت: جلد اول دانشنامه شامل ۶۰۵ مدخل به ترتیب حروف الفبا، حروف آ، ا، ب (بت) است و بنا براین است این دانشنامه در ۱۲ جلد تدوین شود و احتمالا ۲۰ سال زمان را دربر خواهد گرفت. شفایی اظهار داشت در تدوین جلد اول بیش از ۵۰ مؤلف سهم داشته و با ۱۵۰ فرد مطلع مصاحبه شده‌است. به گفته او، در بیناد دانشنامه، صدها منبع جمع‌آوری و حدود ۳۰ هزار مدخل، استخراج  شده و کارهای مقدماتی آن، چهار سال زمان برده‌است.

شفایی افزود: دانشنامه هزاره چهار موضوع اصلی تاریخ، جغرافیا، سیاست و فرهنگ در ۳۴ محور زیر مجموعه را در بر می‌گیرد. یکی از بزرگترین معضلات اجرایی پروژه‌ی تدوین دانشنامه هزاره، کمبود شدید منابع بوده که برای نصف مدخل‌ها تحقیقات میدانی انجام شده است. آقای شفایی، اتکا به روش‌های علمی و پرهیز از ارزشداوری را دو ویژگی مهم این اثر عنوان کرد.

داکتر امین احمدی، محقق و استاد دانشگاه در مراسم رونمایی اظهار داشت: در دانشنامه هزاره، اطلاعات مهم مردم‌شناسانه و قوم‌شناسانۀ در معرض نابودی، جمع‌آوری شده و این، گامی بسیار مهم برای افغانستان‌شناسی خواهد بود. به باور امین احمدی، بسیاری از آداب و رسوم کهن با تغییر سریع جامعه هزاره، نابود می‌شوند و برخی از مناطق هزاره‌نشین مانند ناوۀ باغچار که در سال‌های اخیر تخلیه شده‌اند، به مرور زمان اطلاعات موجود در مورد آن‌ها به سرعت نابود می‌شوند و این دانشنامه می‌تواند آن‌ها را نجات دهد.

اقای احمدی گفت: به دو دلیل ما به سوی افغانستان‌شناسی گام برداریم، اول این که اقوام افغانستان تافته‌ی جدا بافته از همدیگر نبوده و به جهت زیست‌بوم فرهنگی، زبانی، مذهبی و جغرافیایی رشته‌ی به‌هم پیوسته هستند؛ دوم، پژوهش و تدوین فرهنگ هزاره‌‌های افغانستان، راه را برای ورود به عمق تاریخ افغانستان باز می‌کند، زیرا عمق تاریخ افغانستان در در غرجستان، غور، زمین‌داور، ارزگان و زاولستان قدیم شکل گرفته است.

امین احمدی افزود: در پارۀ از موارد در این دانشنامه اطلاعات ناقص ارائه شده است و دسته‌بندی روشن و تعریف معیاری دقیق در راستای معرفی روستاهای هزاره‌جات، شخصیت‌های این قوم و آثار و کتاب‌ها دیده نمی‌شود.

پرفیسور محمدنظیف شهرانی، مردم‌شناس و استاد دانشگاه اندیانا، طی سخنانی گفت: «امیدوار هستم دانشنامه هزاره، قدم مستحکم به سوی تفکر محوری بردارد و ما بتوانیم تمام ارزش‌های افغانستان را از هر نقطه در بارۀ همه افراد روی کاغذ بیاریم و بتوانیم یک منبع مهمی را برای تحلیل و تحقیق و بهتر دانستن فرهنگ کشور مهیا بسازیم. ما می‌گوییم هیچ وقت تا کسی خودش را نشناسد، نمی‌تواند خدای خود را بشناسد، این کار دوستان، قدمی به سوی خودشناسی است. خودشناسی نه تنها به معنی شناختن یک فرد، یک قوم، بلکه در سطح تمام کشور است و ما در آخر جزء انسان‌ها در این قاره و دنیا هستیم.»

داکتر سید عسکر موسوی، مورخ و استاد دانشگاه آکسفورد، ضمن این که دانشنامه هزاره را مقدمه‌ای برای افغانستان‌شناسی دانست، گفت: «هزاره‌شناسی اگر درست راه بیافتد، افغانستان‌شناسی نیز درست راه می‌افتد.»

وی اظهار داشت: در طول نیم قرن اخیر، چهار نوع کوشش در ارتباط با هزاره‌نشاسی وجود داشته‌است:

اول – نگرش باستانگرایی است که متأسفانه این مرض همه را دربرمی‌گیرد؛ چه پشتون، چه تاجیک و چه هزاره. بعضی از بزرگواران حتی شجره درست کرده و خود را به حضرت آدم رسانده‌اند.

دوم – گرایش مذهبی: بحث مذهبی، هزاره را از نگاه اصلی و معیار هزاره‌شناسی خواهد کشید و باعث فجایع بسیاری خواهد شد.

سوم – گرایش قومی: قومی کردن هزاره، باز هم هزاره‌شناسی را از اصالت اصلی آن بازخواهد داشت؛ مخصوصاً در دهۀ‌ هفتاد سدۀ جاری، این بحث خیلی داغ بود.

چهارم – هزاره‌شناسی به سمت شیوۀ زیستی: فکر می‌کنم این دانشنامه به این سمت روان است. یعنی شما نمی‌توانید هزاره را مطالعه کنید، بدون این که تاریخ افغانستان را مطالعه کنید. بدون درنظرداشت این زنجیره، محال است پژوهش کامل انجام شود.

علی امیری، پژوهشگر و استاد دانشگاه، سخنانش را با این پرسش آغاز کرد که «در شرایط کنونی در جغرافیای فرهنگ فعلی تدوین این دانشنامه از لحاظ فرهنگی معنایی دارد یانه؟» و در پاسخ آن اظهار داشت:

تدوین دانشنامه‌ها از نظر فرهنگی، با پیچیده شدن فرهنگ  نسبت دارد. یک نمونه برجسته‌اش دانشنامه جدایکا، تاریخ برجسته یهود است. یک سرگذشت پیچدۀ پنج، شش مرحله‌ای دارد تا برسیم به جدایکا. یعنی هم فرهنگ یهود از درون به شناخت خود نیاز دارد  که می‌خواهد خود را همه جانبه بشناسد و این شناخت جامع را نه تاریخ و نه ادبیات و نه علمای دین در اختیار دارد. از یک طرف ثبت جهانی با مسأله یهود و کشتار و … نیاز به معلومات بیشتر دارد.

او گفت: امروز که جلد اول دانشنامه هزاره را دیدم، معنی آن این است که فرهنگ ما نه تنها در سطح جامعه هزاره بلکه در کل جامعۀ افغانستان به پیچیدگی رسیده است که به معلومات جامع و همه جانبه و در عین حال، علمی نیاز است که این را متخصصین یک رشتۀ خاص برآورده نمی‌توانند. این نیاز را دانشنامه‌‌های تخصصی که به شیوۀ تخصصی نوشته شده باشد، برآورده می‌کند. چیزی که برای من خیلی مهم است با انتشار جلد اول نشان می‌دهد که فرهنگ ما به مرحله‌ای از پیچیدگی رسیده‌است که برای اشباع و افزایش علاقه‌مندی‌ها دایرة المعارف نوشته کنیم.

حبیب‌االله رفیع، محقق و عضو آکادمی علوم افغانستان نیز دانشنامه هزاره را کار جدید در افغانستان دانست و گفت: این کار یک اقدام و آغاز نو برای وحدت افغانستان و چارچوب آن، راهی است برای تدوین دانشنامه‌ی اقوام دیگر افغانستان. باید اقوام دیگر افغانستان از کارشیوه‌ی این دانشنامه برای تدوین دانشنامه‌های اقوامشان بهره ببرند.

فاصل احمد بورگیت، مورخ و استاد دانشگاه در ترکیه نیز ابراز امیدواری کرد که با تدوین دانشنامه‌های اقوام افغانستان در نهایت، دانشنامه‌ی افغانستان براساس ارزشهای علمی نوشته شود.

اسحاق فایز، شاعر و نویسنده طی سخنانی گفت که با استفاده از تجربه‌ی تدوین «دانشنامه هزاره»، در زمینه‌ی تدوین دانشنامه‌ی قوم تاجیک اقدام می‌کند و به زودی با سایر پژوهشگران گام‌های اولیه را در این راستا بر می‌دارد.

گزارش روزنامه اطلاعات روز راجع به رونمایی دانشنامه هزاره در کابل

https://etilaatroz.com/69581/encyclopedia-hazara-an-introduction-afghanistan-and-way-compile-encyclopedia-other-tribes/

 

دانشنامه نویسی در افغانستان

اولیــن تجربۀ دانشنامه‌نویســی در افغانســتان به ســالهای ۱۳۲۸ تــا ۱۳۴۸ ش باز می‌گردد.

در این سالها جمعی از مؤلفان و محققان در محور «انجمن دایرةالمعارف» گرد آمدند و کار ارزشمند آریانــا دایرةالمعــارف را بنــا نهادنــد. آریانا دانشــنامهای عمومی بود و در شــش جلد به زبان فارســی نوشــته شــد. جلد نخست آن به مدیریت میر علیاصغر شــعاع و جلد آخرش در زمان ریاست سردار محمد منگل منتشر شد و همزمان به زبان پشتو نیز ترجمه شد. کار دایرةالمعارف آریانا با چندین دهــه وقفــه مواجــه شــد و ســر انجــام، ا کادمــی علــوم افغانســتان بــه مدیریت ســرمحقق ثریــا پوپل نخســتین جلد دورۀ دوم آن را در ســال ۱۳۸۶ ش منتشــر کرد.

تا کنون چهار جلد از دورۀ دوم این

دانشنامه چاپ شده است.

فرهنگ نام‌ها و واژه‌های هزارگی

در جریان کار روی دانشنامه کلیه مواردی که قابلیت مدخل‌شدن و به عبارت دیگر ظرفیت لازم را برای تدوین یک مقاله مستقل نداشته، در مجموعه‌ای جداگانه گردآوری شده و درنظر بوده که نقش فرهنگ واژه‌ها و نام‌های هزارگی را پیدا کند.

تدوین فرهنگ‌ نام‌ها و واژه‌های هزارگی نیز در دستورکار آینده است.

درباره ما

دانشنامه هزاره جامع‌ترین کتاب مرجع درباره قوم هزاره است. در این دانشنامه تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، طوایف، رویدادها و  همهٔ مسایل مرتبط با زندگی عمومی هزاره‌ها به‌عنوان یک قوم، از گذشته‌های دور تاکنون معرفی می‌شود. این اثر پژوهشی بزرگ که مجموع آن در حدود دوازده جلد برآورد شده است، نخستین دانشنامه در مورد یک قوم است که در سطح منطقه به نگارش در می‌آید. مقالات موجود در این دانشنامه هرکدام موضوعی منفرد و جداگانه دارد که هرکدام به بخشی از زندگی، فرهنگ و اجتماع هزاره‌ها اختصاص دارد. این مقالات همه زیر نظر شورای علمی با رعایت روش تحقیق اکادیمیک و تمامی اصول پذیرفته شدهٔ علمی نوشته شده و  گروهی متشکل از ده‌ها تن از نویسندگان، مورخان و کارشناسان امور مربوط به اقوام افغانستان در تولید آن نقش دارند. با آن که برخی از موضوعات معرفی‌شده در دانشنامه ممکن است در منابع دیگر نیز یافت شود، اما اکثر قریب به اتفاق مدخل‌های آن تازه است و نخستین بار در قالب یک مقاله علمی معرفی می‌شود.

تاریخ پایه‎گذاری «بنیاد دانشنامه هزاره» به سال ۱۳۹۰ خورشیدی باز می گردد. در این سال فعالیت‌های اولیه برای پایه‌گذاری بنیاد دانشنامه توسط جمعی از محققان در کابل شروع  شد. سپس بعد از پیگیری‌های دوام‌دار در قالب مشوره با نویسندگان و پژوهش‌گران در افغانستان، ایران، پاکستان و اروپا و تلاش برای جلب حمایت مالی، در سال  ۱۳۹۳، بنیاد دانشنامه با راه‌اندازی دفتر عملاً آغاز به کار کرد.

پروژة دانشنامه هزاره بخشی از طرح بزرگتر «دانشنامه جامع اقوام افغانستان» است. با آن که کلیات طرح «دانشنامه جامع اقوام افغانستان» در بنیاد دانشنامه به تصویب رسیده است اما به دلیل نبود پشتیبان مالی تاکنون گام‌های عملی برای تدوین آن برداشته نشده است. آنچه که به زودی در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد جلد اول دانشنامه هزاره است که پس از شش سال فعالیت و کارهای مقدماتی از جمله جمع‌آوری منابع، استخراج مدخل‌ها، تدوین شیوه‌نامه و انجام تحقیقات میدانی، تدوین مقالات سرانجام زمینه برای چاپ جلداول آن فراهم شده است.

در دانشنامه هزاره، به تمام قوم هزاره اعم از شیعه و سنی و اسماعیلی و فارغ از گرایش‌ها و تمایلات سیاسی و ایدئولوژیک و با در نظرگرفتن پراکندگی جغرافیایی و جابجایی‌ آن‌ها از گذشته‌های دور تاکنون پرداخته شده است. بنابراین موضوعات مرتبط با هزاره‌های افغانستان، پاکستان، خاوری‌های ایران و هزاره‌های فرارود از اروپا گرفته تا امریکا، کانادا و استرالیا همگی در قلمرو  دانشنامه قرار دارد. همچنین بیات‌ها و قزلباش‌ها، که در  زیستگاه، فرهنگ و عرف مشترکات بسیاری با هزاره‌ها دارند در قلمرو کاری دانشنامه تعریف شده است.

بجز هیأت مؤسسان، بنیاد دانشنامه دارای دو بخش مدیریتی و علمی است. مدیریت بنیاد دانشنامه را هیأت مدیره به عهده دارد که مرکب از رییس و پنج عضو دیگر است. در رأس بخش علمی شورای علمی قرار دارد که زیر مجموعه آن را گروه نویسندگان، گروه مشاوران و گروه کارشناسان دانشنامه تشکیل می‌دهند. همهٔ  فعالیت‌های علمی دانشنامه از استخراج مدخل، تا ارزیابی و نهایی‌شدن آن و سپس سپردن آن‌ها به محققان و تدوین مقالات زیر نظر شورای علمی صورت می‌گیرد.


بنیاد دانشنامه تا کنون درکنار گردآوری هزاران جلد منبع مکتوب و استخراج بیش از بیست و پنج هزار مدخل اولیه، پروژهٔ تدوین جلد اول دانشنامه را به اتمام رسانده است. جلد اول دانشنامه دربرگیرنده ۶۰۵ مقاله در مورد موضوعات مختلف جغرافیا، تاریخ، فرهنگ و چهره‌ها، قریه و آداب و رسوم محلی است. این جلد به زودی در دسترس علاقمندان قرار می‌گیرد.

What is Hazara Encyclopaedia?

The Hazara Encyclopaedia studies all areas related to the Hazara ethnic group, including language, religion, tradition, customs, media, books, geography, environment and sport. To organize the work in a better way, as mentioned earlier, all areas fall into the four main categories of History, Politics, Culture and Geography.

The classification is to facilitate the work on the subject and allocate different subjects to the relevant category of authors and editorial board members. There is no doubt that to accomplish this, there is a vital need for extensive in-depth study about Hazara history, custom, language, religion and other elements of their social and political life, as well as their interaction with other ethnic groups in Afghanistan and the region. Such a task cannot be done without a communal effort by researchers and without the necessary funding and support.

Extracting entries has been one of the essential initial tasks. So far, nearly 28,000 entries have been extracted from hundreds of books on Hazaras, in 34 topics including places and historical sites (around 3500 entries), names and figures (around 3000 entries), sub-ethnic groups such as Taifa and Tira (around 1500 entries) cultural traditions and customs (around 500 entries), old and new publications and periodicals (around 500 entries) traditional clothes and political and social groups (around 150 entries) and so on. An initial estimation shows that over %90 of all relevant entries in most topic areas have been extracted and finalized by the editorial board, and the relevant sources have been distinguished for each.

 

Methodology

There was no doubt from the beginning on the need for establishing the methodology of the work: to define the indicators for choosing entries, to describe the structure of articles and explain the type and style of writing for such an encyclopaedia, and, more importantly, to provide a guideline for authors, editors and members of the editorial board. Thus, an extensive initial study was conducted, looking at various methodologies for similar works, and finally the Hazara Encyclopaedia Methodology (picture 2) was written using several relevant sources. The methodology plays the role of an instruction handbook which delivers answers to the relevant questions on an issue, and helps the authors on how to cover the entries using provided sources. However, the handbook is being amended, reformed and updated regularly to ensure that entries are covered in the best possible way.

 

Language

The research and study for the encyclopaedia is mainly done in Dari, the Farsi dialect used in Afghanistan; however, the intent is for the Encyclopaedia to be translated and published in foreign languages, particularly in English, to provide a reliable and academic source of information on Hazara people, and eventually all Afghan ethnic groups, for researchers on Afghan society and culture. Based on the initial plan, the Farsi and English versions should be published at the same time. Meanwhile, the articles written in English or any other foreign languages will be translated into Dari.

 

Sources

One of the primary but essential tasks was finding, gathering and digitalizing the relevant main sources for the research. The main sources are estimated as over one thousand, of which most of them, including some rare ones, have been found and made available to authors. There was an attempt from the beginning to digitalize the main sources due to the fact that authors are located all across Afghanistan and the world, which meant it would be difficult to send the physical sources to them. The work on finding the relevant sources is ongoing, with more focus now on sources in foreign languages including English, Russian and Arabic. These are located in different libraries all across the world.

 

Questionnaire

The Encyclopaedia Council realized after some studies on the area of field work that a comprehensive questionnaire needs to be designed for the unit of ‘village’ to gather the necessary information for authors. The questionnaire is designed in two versions; for experts to conduct interviews with informed people and fill it, and for ordinary people belonging to different villages in Hazara inhabited areas all across Afghanistan to complete themselves. The information for each village will be compared to fill the gaps and complement each other.