پاسخ به نقدها و نظرها؛ بخش سوم و چهارم

پاسخ به نقدها و نظرها؛ بخش اول

بر چه می‌لرزد صدف، برگوهرش

سخن نخست

نخست باید از تمام کسانی که در این مدت به هر نحوی به دانشنامۀ هزاره توجه کرده‌اند، قدردانی و سپاس‌گزاری کنیم. آنچه باعث مرگ یک اثر می‌شود، بی‌توجهی به آن است. توجه از هر سنخی که باشد؛ اعم از توبیخ و تحسین، نشان از تأثیر و اهمیت اثر علمی دارد. این واکنش عمومی و مجّدانه و پیگیرانۀ فرهیختگان، نشان داد که دانشنامه را مهم ارزیابی کرده و آن را از آن خود و شایستۀ توجه دانسته‌اند. معمولاً انسان هرچیزی را که با ارزش و از آن خود بپندارد، درباره‌اش حساسیت نشان می‌دهد و دل می‌سوزاند. به قول مولانا: «بر چه می‌لرزد صدف، بر گوهرش». در روزهای گذشته به بهانۀ‌ چاپ جلد اول دانشنامۀ هزاره، از هر گوشه صدایی برخاست. از هر دری سخن رفت و هرکسی به فراخور حال خود، مقالی را در میان افکند. در کل گفتمان مبارکی شکل گرفت. شاید این نخستین بار باشد که مردم ما بیرون از امر سیاسی بر سر فرهنگ تا این حد گسترده دغدغۀ خود را ابراز می‌کنند. در فضای گفت ‌و گو و بر محور چنین امر مهمی حتی شنیدن سخنان تلخ و طعنه‌های جانکاه نیز قابل تحمل است.

گفته بودیم و تصمیم گرفته بودیم که از دانشنامه دفاع نکنیم؛ زیرا نقد‌ و نظرهای علاقمندان را چون نسیم بهاری دانسته و می‌دانیم که نو به نو فرا می‌‌رسد و به هر نحوی به نشو و نمای این نهال نوپای معرفت مدد می‌رساند. هدف خود را گردآوری و عرضۀ  اطلاعات درست، مستند و جامع، دربارۀ قوم تعریف کرده بودیم، نه به رخ کشیدن هنر، دانایی و تجربۀ کاری خود. از طرفی، به همیاری فرهنگیان و اهل قلم دلسوز، سخت باور داشتیم که هم اهمیت و ضرورت کار را درک می‌کنند و هم بر پیچیدگی و حساسیت آن واقفند. اما سیر نقد و نظرها به سمتی کشیده شد که توضیح برخی از نکات را ضروری ساخت. بر آن بودیم که تب و تاب‌ها و هیجانات فروکش کند و زمینۀ گفت‌ وگوی سازنده و به دور از احساسات، فراهم شود. نمی‌خواستیم با ارائه پاسخ‌های شتابزده، سد راه جریان آزادانۀ نقد‌ها شویم. به مؤلفان هم توصیه کرده بودیم که شکیبایی را از دست نداده و در مقام دفاع برنیایند. اذعان داشتیم که متن دانشنامه باید بتواند از خود دفاع کند.

هرچه زمان گذشت نقدها ابعاد تازه‌تری به خود گرفت. بسیاری از بزرگان جامعه،‌ اعم از سیاستمدار، مورخ و روشنفکر به میدان آمدند. اینک دو سر طیف رنگین این نقدها بسیار دور از هم می‌نماید. برخی نگاه معرفتی به ماهیت دانشنامه‌نگاری مدرن دارند و برخی از مزاج ناسازگار جامعه که پذیرای چنین کاری نیست، می‌گویند. جمعی شرایط را آمادۀ چنین کاری نمی‌دانند و گروهی بر طرح مسائل جنجالی انگشت گذاشته‌اند و عده‌ای نیز از مصلحت اندیشی اصحاب دانشنامه شکوه می‌کنند. عده‌ای با نظریات مطرح شده و ناشده مخالفت می‌ورزند و گروهی از روش علمی در پیش گرفته شده گله دارند. همۀ این دغدغه‌ها و نگرانی‌ها برای تیم دانشنامه قابل درک و احترام است. بی‌گمان برخی از موضوعات مطرح شده در نقدها جواب قاطع و شسته رفته ندارد و سزاوار است در میان متفکران ما به گفتمان جدی و دوام‌دار تبدیل شود. این سلسله گفتارها به عنوان مبانی نظری دانشنامه بسیار مورد نیازاست. دانشنامۀ هزاره سخت نیازمند خاستگاه‌های تمدنی و فرهنگی برای خود است. این مردم بی‌گمان پا بر زمینی سخت دارد ولی یافتن این زمین سخت، کار یک نفر و یک گروه و یک نسل نیست و در یک کلام کار دانشنامه نیست. این‌ها جوشش‌ها و پژوهش‌های فرادانشنامه‌ای را می‌طلبد. ما در این نوشتار انتقاداتی از این دست را مدنظر نداریم. روی سخن به نقد و نظرهای انضمامی‌تر و دسترس‌تر است. برای این منظور، طی روزهای گذشته به دسته‌بندی انتقاداتی از این دست پرداختیم.

دسته‌بندی انتقادات

برای ارائه پاسخ‌های روشن، مستدل و متقن، نقدها و نظرهای مطرح شده را در شش دسته، طبقه‌بندی کردیم و قصد داریم طی روزهای آینده در بارۀ هر دسته، جداگانه و مستند توضیحات و دلایل خود را ارائه کنیم.

نخستین دستۀ نقدها و نظرها، ادعای راه‌یابی تعبیرهای اهانت‌‌آمیز قومی و جناحی و عدم رعایت بی‌طرفی است.

چکیدۀ کلام نقدهای دستۀ‌ اول این است که استفاده از کلمات یا عبارات خاص و استفاده نکردن از کلمات و تعبیرات خاص دیگر، سبک‌ شمردن ارزش‌ها، اهانت‌ به اقوام، اشخاص یا جناح‌های سیاسی است. پیش از همه، اولین پاسخی که می‌توان و باید به این سنخ از انتقادات داد این است که اگر با دلیل و منطق ثابت شود که چنین اتفاقی رخ داده است؛ یعنی به هر نحوی به قوم، مذهب یا شخص و جناحی اهانت صورت گرفته باشد، مدیریت دانشنامه متعهد است در ویراست بعدی، آن‌ها را اصلاح کند.

عزم بر آن است که با استفاده از نقدهای انجام شده و نیز داوری اهل نظر، یک‌بار دیگر جلد اول دانشنامه را از این منظر مرور و بازخوانی کنیم تا اگر شائبۀ اهانت وجود داشته باشد، رفع شود. اما در اینجا لازم می‌دانیم، با توجه به مصداق‌های اهانت در کلام ناقدان محترم، چند نکته را یاد‌‌آوری کنیم:

ماهیت دانشنامه‌نویسی

نکتۀ اول این‌که دانشنامه‌ها، محل بیان ماهیت و حقانیت یا عدم حقانیت وقایع و افراد نیست. فقط صورت حال آن‌ها را توصیف می‌کند. هیچ شخص و جریانی، نباید اثبات حقانیت خود را از دانشنامه‌ها انتظار داشته باشد. حقیقت و حقانیت را باید در جاهای دیگری جستجو و اثبات کرد. از هر چیزی باید انتظار در خور آن را داشت. دانشنامه نه جای کتاب‌های تاریخی را می‌گیرد، نه جای مقالات تحلیلی را و نه می‌تواند تمام اتفاقات مربوط به یک واقعه را منعکس کند.

از جنبۀ دیگر باید توجه داشت که قالب و ساختار‌ دانشنامه‌‌‌ها اصولاً سرد‌مزاج است. این سردمزاجی ناگزیر به ادبیات آن نیز راه می‌یابد و در نتیجه، ذهن و ذایقه‌‌های آشنا به قالب‌های ادبی و هنری و یا متون ارزشی و ایدئولوژیک را می‌آزارد. این حالت به ذات آن قالب برمی‌گردد و به هیچ‌وجه به سنخ روانی و فکری افرادی که در محدودۀ‌ این قالب‌ها قلم می‌زنند، بر نمی‌گردد. روش غالب دانشنامه‌ها و قاموس‌ها، چنین ریخته شده که در آن‌ها کاراکترهای همگون و ناهمگون به یکسان در کنارهم می‌نشینند. در چنین ساختاری ناگزیر کلمه آدم در ردیف ابلیس می‌نشنید و قاموس‌نویس به این بهانه که این دو دشمنان آشتی‌ناپذیر هم هستند، نمی‌تواند از خیر معنی‌کردن یکی بگذرد.

گذشته از این دو، دانشنامه‌نگاری به اقتضای ماهیت خود، مستلزم نگاه حداکثری و جامع نسبت به موضوعات و سوژه‌ها است، براین اساس، حتی موضوعات و سوژه‌هایی که با احتمال بسیار اندک، نسبتی با موضوع برقرار می‌کنند، در حیطة کار دانشنامه‌های مربوطه قرار می‌گیرند. امتیاز و حسن دانشنامه‌ها نسبت به کتاب‌های دیگر این است که اطلاعات و معلومات جامعی را نسبت به سوژۀ مرکزی خود، برای خوانندگان فراهم می‌کند و بر همین اساس است که در دانشنامۀ هزاره مدخل‌های غذا، بازی‌ها، تفریحات، آداب و رسوم، قریه، شخصیت و مذهب همه در کنار هم آمده است و قاعدتاً در نقد یک دانشنامه می‌بایست از حوزه‌ها و مدخل‌های مغفول مانده بازخواست شود نه از موضوعات جمع آوری‌شده.

این‌گونه است که در این دانشنامه برای اولین بار معلومات نسبتاً جامع، در بارۀ بخش‌های جدافتادۀ یک قوم در ابعاد و زوایای گوناگون گردآوری شده است. از هزاره‌های شیعه گرفته تا هزاره‌های سنی، اسماعیلی و سکولار. از هزاره‌های خوش‌آوازه و بدآوازه، هزاره‌های افغانستان و حتی هزاره‌های فراتر از مرزهای جغرافیایی افغانستان. در همین جلد اول که بخش کوچکی از این پروژۀ بزرگ است از فرهنگ، جغرافیا، تاریخ، و شیوه‌های زندگی و معیشت هزاره‌ها از بامیان، غور، غزنی، دایکندی، ارزگان، پروان، میدان و سمنگان گرفته تا بلخ، بادغیس، بدخشان، قندوز، تخار، هرات، پنجشیر و لوگر و حتی پاکستان و ایران در خردترین مقیاس؛ یعنی مقیاس قریه‌ها سخن و خبر تازه بیان شده است. ارائۀ چنین تصویری بزرگ و گسترده از پیکره و بدنة هزاره‌ها بی‌سابقه است و تکمیل این پروژه همچون تار و پود یک پیکر واحد، همة تکه‌های جداشده، پراکنده و در مواردی گمشدۀ این جامعة همواره در معرض حذف را در یک تصویر نهایی به هم وصل می‌کند.

ضرورت رعایت روش علمی

طی چهل سال گذشته، ما به تولید متون احساسی و حماسی عادت کرده‌ایم و از این رهگذر هیچ دیالوگ جدی نیز ایجاد نشده است. دانش‌نامۀ‌هزاره رسالت خود را باز تولید چنین متن‌هایی نمی‌داند و در صدد ایجاد دیالوگ واقعی بین مردم افغانستان و در سطح بین المللی است. باید توجه داشت که دانش‌نامه هزاره یک اثر قوم شناسانه است و باید به روش‌های علمی قوم شناسانه و انسان شناسانه پایبند باشد. بعضی از نقدهای صورت گرفته نشان می‌دهد که تصور و انتظار منتقدان محترم بنا به هر دلیلی از دانشنامه مطابق با واقع نبوده است. 

ما هم در عرف زندگی روزمره و هم در عرف علمی ناگزیر از تن دادن به برخی روش‌ها و ساختارها هستیم تا رفتارهای عرفی و علمی ما با معیارهای قابل قبول سازگاری یابد. نمی‌توانیم معیارهای پذیرفته شده را به این دلیل کنار بگذاریم که با علایق و ارزش‌های شخصی ما سازگار نیست. به همین دلیل، همه روزه، بارها، گفتار و رفتار خود را با مقام و موقعیت عرف پذیرفته‌شده، هماهنگ می‌کنیم و در این هماهنگی‌ها نیز بارها و بارها، پا روی ذوق، پسند و سلیقه‌های شخصی خود می‌گذاریم.

عرف علمی نیز معیارها و روش خاص خود را دارد. نمی‌توان انتظار داشت که بدون رعایت روش علمی یا برخورد سلیقه‌ای با آن، متن یا تحقیق مورد نظر مقبولیت علمی یافته و با معیارهای علمی سازگار باشد. معمولاً توصیه روش‌شناسان آن است که در مقام تحقیق، محقق تا جایی که می‌تواند از ارزش‌های شخصی یا محلی و اجتماعی خود فاصله بگیرد و سعی کند تحقیق خود را به صورت عینی و به دور از ارزش‌داوری سر و سامان دهد. از نظر روش‌شناسان، رعایت معیارهای عینی در انجام تحقیق، نه تنها توهین به ارزش‌های شخصی یا اجتماعی فرد به شمار نمی‌رود؛ بلکه برای تضمین علمی بودن کار ضروری است. هر محقق، عضو یک جامعه بوده و دارای ارزش‌ها و احساسات و عواطف شخصی  و اجتماعی معینی است، اما روش کار علمی اقتضا می‌کند که ارزش‌های شخصی و محلی خود را در هنگام جمع‌آوری، تحلیل و ارائه اطلاعات دخالت ندهد تا تحقیقش مطابق با عرف و معیارهای روش علمی مقبولیت جهانی و همگانی یابد.

پرهیز از داوری ارزشی

در مورد کلماتی مانند قیام، جهاد، مجاهد و غیره که دارای بار ارزشی هستند، روش دانشنامه‌نگاری اقتضا می‌کند، تاجایی که ممکن است یا مورد استفاده قرار نگیرند یا معادل‌گذاری شوند تا کلمات به کار رفته بار ارزشی نداشته باشند یا حتی‌المقدور از بار ارزشی آن کاسته شود، تا خوانندگان مختلف و دارای فرهنگ‌ها و ارزش‌های متنوع، بتوانند مفاهیم مندرج در کلمات و اصطلاحات را به صورت عینی درک کنند. ما در شیوه‌نامه بر سر یکایک این کلمات درنگ کرده و بارعاطفی و ارزشی هریک را سنجیده‌ایم، تا مطمئن شویم که بیان ما در ذهن خودمان باقی نمی‌ماند و خوانندگان از فرهنگ‌ها و ارزش‌های اجتماعی مختلف نیز می‌توانند آن را جذب کنند. قواعد از پیش تعیین‌شدۀ دانشنامه‌نویسی، مستلزم آن بود که هرچه بیشتر از طیف کلمات ارزشی و ذهنی(subjective) دور شویم و به سمت کلمات عینی (objective) و بی‌طرف و واقع‌نما برویم. البته هیچ ادعایی نداریم که در پرهیز از به کارگیری کلمات و اصطلاحات دارای بار ارزشی و معادل‌یابی آن‌ها کاملاً موفق بوده‌ایم. بسته به هرزبانی، قضاوت نهایی و قاطع راجع به اصطلاحات و کلماتی که حامل مفاهیم اجتماعی و ارزشی معینی هستند، بسیار دشوار و حتی گاه ناممکن است. در این زمینه از پیشنهادهای منتقدان علاقمند برای اجتناب از داوری ارزشی و رعایت هرچه بیشتر معیار عینیت در تحقیق علمی استقبال می‌کنیم.

کاربردهای کلمۀ شهید

کلمه شهید ممکن است دو نوع استفاده داشته باشد. استفادۀ نخست از این کلمه به صورت پیشوند نام است که بر سر نام شخص اضافه می‌شود و بار ارزش‎داوری زیادی هم دارد. معیار دانشنامه در این زمینه آن بوده است که چون این کلمه، معمولاً جزء نام شخص نیست، مانند کلمات دیگری چون حاجی و غیره، به صورت پیشوند نام آورده نشود. کاربرد دوم این کلمه اگرچه به صورت پیشوند نیست، در وقایع، به جای کلمه‌های مرگ یا کشته شدن می‌نشیند. در این صورت نیز تصمیم بر آن شد که حالت طبیعی و واقع‌نمای این کلمه که همان کشته شدن است، برای اشخاص به کار برده شود. البته همین جا باید افزود که هم کلمۀ شهید و هم کلیۀ کلمات دارای بار ارزشی دیگر در صورتی که نام کتاب، مقاله، نوشته یا سخن شخص دیگری باشد، به صورت نقل قول مستقیم داخل علامت نقل قول آورده شده است؛ اما نویسندگان دانشنامه، خود از این کلمات استفاده نکرده‌اند و در صورتی که از این معیار تخطی صورت گرفته باشد، خوانندگان عزیز با ذکر صفحه می‌توانند، تذکر دهند و مطابق با اصول علمی دانشنامه ترتیب اثر داده خواهد شد. روش کار این بوده است که اگر کلمات فوق توسط نویسندگان منابع به کار رفته باشد، نویسندگان دانشنامه در هنگام نقل این کلمات و اصطلاحات از دیگران، مکلفند، عبارت مورد نظر را به صورت نقل قول مستقیم، داخل علامت نقل قول یا گیومه قرار دهند. باز هم یک بار دیگر تأکید می‌کنیم که اگر احیاناً نویسنده یا نویسندگان دانشنامه این معیار را رعایت نکرده باشند، از خوانندگان فرهیخته مجدانه می‌خواهیم که تذکر دهند تا در ویراست‌های بعدی اصلاح شود.

از آنجایی که کلمۀ کشته یا کشته شدن، نشان‌دهندۀ یک واقعیت است، استفاده از این کلمه اهانت به کسی تلقی نمی‌شود و معیار علمی پرهیز از کلمات دارای بار ارزشی نیز رعایت می‌شود. طبیعی است که نویسنده ممکن است، بر اساس ارزش‌های شخصی و اجتماعی خود، شخص مورد نظر را دوست داشته و نسبت به وی دارای عواطف و احساسات مثبت باشد یا شخصی را دوست نداشته و نسبت به وی دارای احساسات و عواطف منفی باشد؛ اما دقیقاً در همین موارد است که روش‌شناسان به ما توصیه می‌کنند، احساسات و عواطف شخصی خود را در کار علمی خویش دخیل نسازیم. از این که بگذریم در فرهنگ دینی ما نیز کلمۀ کشته شدن در بارۀ بزرگان و پیشوایان دینی به کار رفته است؛ اما هیچ‌کس از آن برداشت اهانت ندارد. به عنوان مثال، محتشم کاشانی در مرثیۀ امام حسین از کلمه کشته در بیت « این کشتۀ فتاده به هامون حسین توست    وین صید دست و پازده در خون حسین توست»، استفاده کرده و کسی نمی‌گوید که محتشم کاشانی به امام حسین اهانت کرده یا او را دوست نداشته است.

بررسی انتقادات

اگر به صورت مصداقی در بارۀ انتقادات سخن بگوییم، برخی از منتقدان گرامی (عبدالعلیم برهانی)  انتقاد کرده‌است که به عنوان مثال، کلمۀ شهید در بارۀ صادقی نیلی به کار رفته و در بارۀ شهید مزاری به کار نرفته است و این را از سوی دانشنامه اهانت به استاد مزاری و یا برتری بخشیدن صادقی نیلی به او تلقی کرده بود.

باید گفت که ضمن قدردانی از خوانش و نقد کتاب، در این زمینۀ بخصوص، انتقاد منتقد محترم وارد نیست. منتقد گفته بود که گویا در عنوان کتاب احیای هویت برای مزاری کلمه شهید استفاده نشده و برای صادقی نیلی در معرفی کتاب ابوذر انقلاب، کلمۀ شهید اطلاق شده است. این بیان و انتقاد درست نیست. عنوان اصلی کتاب احیای هویت در صفحه ۲۸۳ جلد اول دانشنامه هزاره چنین است: «احیای هویت»  و این مدخل است. در زیر آن به شیوۀ توضیحی آمده است «کتاب، هشت سخنرانی عبدالعلی مزاری» که شناسۀ مدخل است. در معرفی کتاب مربوط به زندگی نامه صادقی نیلی، در جلد اول دانش نامۀ هزاره نیز چنین آمده است: «ابوذر انقلاب» به عنوان مدخل و عنوان توضیحی آن نیز در زیر عنوان اصلی چنین است: «کتاب، در بارۀ صادقی نیلی» شناسۀ مدخل. مشاهده می‌شود که در عناوین و شناسه‌های این دو کتاب، کلمه شهید استفاده نشده است.

بخش دوم انتقاد منتقد محترم شامل استفاده از کلمۀ شهید در متن یکی از این دو مقاله در مقایسه با مقالۀ دیگر است که این ادعا نیز درست نیست. در هیچ یک از این دو مقاله، این کلمه به صورت مستقیم توسط نویسنده دانشنامه به کار نرفته است و فقط در معرفی کتاب مربوط به صادقی نیلی این کلمه در صفحه   ۲۰۷ جلد اول دانشنامۀ هزاره دو بار، البته به شکل‌های شهید و شهادت آمده است که در هردوبار، جزء نام مقاله است و به صورت نقل قول مستقیم بیان شده است و مسئولیت آن، به لحاظ روش‌شناسی، چنان که در فوق توضیح داده شد، با کسی است که از وی نقل قول شده است و نویسندۀ دانشنامه نیز اصل علمی آوردن نقل قول را در داخل علامت نقل قول یا گیومه رعایت کرده است.

قابل یادآوری است که اگر کلمه شهید، غیر از نقل‌قول مستقیم در نام کتاب یا مقاله وجود داشته باشد، در هنگام ذکر منابع نیز به همان صورتی که در نام کتاب آمده است، آورده می‌شود. به عنوان مثال، در آخر مقالۀ معرفی کتاب احیای هویت، در صفحۀ ۲۸۴ جلد اول دانش‌هزاره چنین آمده است:

منبع: احیای هویت (مجموعه سخنرانی‌های استاد شهید عبدالعلی مزاری). قم. سراج.

و ذکر منبع کتاب ابوذر انقلاب چنین است:

منبع: نجفی، علی(۱۳۷۲). ابوذر انقلاب. قم: مجمع فرهنگی ارزگان

به این ترتیب، مشاهده می‌شود که انتقادات منتقد محترم در مقایسه این دو کتاب دربارۀ استفاده از کلمۀ شهید وارد نیست و در هنگام ذکر منبع، عکس آن چیزی است که منتقد محترم به دانشنامه نسبت داده است و دانشنامه نیز به اصول علمی خود که همانا پرهیز از کاربرد کلمات دارای بار ارزشی است، وفادار بوده است. برای مزید اطلاع خوانندگان عزیز باید یادآور شویم که منتقد محترم گفته بود در عنوان فرعی کتاب مربوط به صادقی نیلی شهید آمده ولی در عنوان فرعی مربوط به شهید مزاری این کلمه حذف شده است. چنان که خوانندگان عزیز در فوق مشاهده می‌کنند، قضیه برعکس است. در معرفی کتاب احیای هویت، عنوان فرعی دارای کلمه شهید می‌باشد که در ارجاعات نیز به همان صورت آمده است.

چگونگی قضاوت راجع به عنوان‌ها و مدخل‌ها

باید یادآوری کرد که دانشنامه در بارۀ حجم تمامی مدخل‌‌ها از جمله معرفی کتاب‌ها، معیار مشخصی به عنوان حداقل و حداکثر داشت که تلاش می‌شد از سوی مؤلفان رعایت شود. این مسئله به هیچ عنوان به ذوق و خواست نویسندگان بستگی نداشت. البته نمی‌توان انکار کرد که بلندی و کوتاهی مدخل‌ها تابع عواملی از قبیل وجود کمی و زیادی منابع و نیز موضوع آن‌ها قرار داشته است. در چارچوب این معیار، میزان حجم معرفی کتاب، بستگی به حجم و مطالب کتاب داشته است. منتقد محترم با استفاده از حجم معرفی کتاب، مدعی شده است که گویا این امر، نشان دهندۀ جانبداری شخصی نویسنده و اهمیت دادن یا ندادن به فردی است که کتاب راجع به آن فرد نوشته شده است. باید خاطر نشان ساخت که این گونه قضاوت به دور از واقعیت بوده و منصفانه نیست. برای قضاوت راجع به میزان اهمیت یک موضوع یا تاثیرگذاری یک شخص، باید به مطالب نوشته شده در همان موضوع یا شخص استناد کرد و نه به موضوعات دیگر.

زمینۀ اجتماعی و معنی اصطلاحات

گاهی یک اصطلاح در عرف منطقه و مردم خاصی از محتوای ارزش داورانۀ خود تهی شده و به مفهوم معینی به کار می‌رود؛ بدون این که مردمی که آن اصطلاح را به کار می‌برند در هنگام استفاده از آن، قصد اهانت یا تخفیف یا خوار شمردن کسی یا گروهی را داشته باشند. اصطلاح «سال سقوی» در فولکلور تاریخی جامعۀ هزاره چنین حکمی دارد و کسی که این اصطلاح را در فضای فرهنگی همین جامعه به کار می‌برد، قصد توهین به هیچ‌کس یا مردمی را ندارد و صرفاً آن را نامی برای یک سال معین می‌داند نه آن گونه که در انتقاد برخی از هموطنان ما اهانت‌آمیز تلقی شده بود.  تا جایی که به فضای فولکلور تاریخی مربوط می‌شود، تغییر این اصطلاح که اشاره به دورۀ حاکمیت امیر حبیب الله خان کلکانی دارد، آن را از محتوای فرهنگی‌اش جدا کرده و نامفهوم می‌سازد.

باتوجه به توضیح فوق، حذف این اصطلاح از قاموس واژگان دانشنامه، امکان‌پذیر نبود؛ زیرا از یک سو مفهوم مورد نظر در محتوای فرهنگی کاربردش، عاری از هرگونه معنی منفی شده است و از سوی دیگر در صورت حذف، نوعی خلل در بیان فکت‌های تاریخی ایجاد کرده و آن را نامفهوم می‌ساخت. البته، با این که در منابع تاریخی این اصطلاح به شیوه‌های متفاوت دیگری برای اشاره به شخص امیر حبیب الله خان به کار رفته است، ما در هیچ‌جای دیگر دانشنامه از این اصطلاح و ترکیبات آن برای اشاره به وی استفاده نکرده‌ایم.

قابل ذکر است که انچه گذشت نخستین مرحله از پاسخ‌های شورای علمی و مدیریتی دانشنامۀ هزاره به دستۀ اول نقدها و نظرها بود. مجموعه‌های بعدی پاسخ‌های ما، طی روزهای آینده به تدریج منتشر خواهندشد.

۲۴ جدی ۱۳۹۷/ ۱۴ جنوری ۲۰۱۹

شورای علمی دانشنامۀ هزاره

53 thoughts on “پاسخ به نقدها و نظرها؛ بخش اول”

  1. سلام. شمار نقد های که به این کتاب شده بیشمار هست و همه اجماع روی چند موضوع دارن بهتر نیست شورای علمی یا بنیاد دانشنامه یک جلسه علنی برگزار کنند و پاسخ بدهند؟

    1. با سپاس از توجهات، منتظر پاسخ سری ششم و نهایی ما باشید. شورای علمی دانشنامه پیوسته جلسه برگزار می کند و به بررسی نقدها و نظرها می‌پردازد

  2. من کمی ورق زدم دقیقا در این دانشنامه، مزاری اسطوره شکسته، مقاومت غرب کابل شورش و آقای انوری مجاهد قهار معرفی شده
    این کتاب باید نقد شده واز سر نوشته شود چون دشمنان هزاره به زیرکی تمام دراین کتاب دست کاری کرده اند .
    محسنی انوری و ….که اصلا هزاره نیستن ودشمن هزاره بوده اند جرا نام شان دردانشنامه مربوط به هزاره ذکر گردیده .
    درکتاب که مزاری به عنوان پدر معنوی هزاره ها یاد نشود از طرف مردم هزاره قابل قبول نیست
    اگر چنین نشود عواقب ناگوار برای نویسندگان آن خواهد داشت !!

  3. کتاب دانشنامه ای که در حال حاضر بیرون داده نقدش فقد آتش زدنش است

    ۱ عنوان رسمی شهید وحدت ملی از طرف دولت افغانستان برای مزاری کبیرداده شده از آن یاد نکرده اید

    ۲٫عنوان ولسوالی آبشار که فقط برای حذف و کمرنگ نمودن نام دره‌ی هزاره که نام اصیل ولسوالی آبشار است را زیر عنوان ولسوالی آبشار گم می‌کند و و البته هیچ اشاره‌ای هم به این تغییر نام نه کرده اید

    و جالب است به طراحان این تغییر نام مانند حفیظ منصور به عنوان رفرنس و منبع مراجعه نموده اید
    بخشی از محتوا دروغ است:

    ۳نام بردن از کتاب اسطوره شکسته دردانشنامه کاملا اشتباه است چون که این کتاب نه مولف ان معوم است ونه پایه واساس دارد ودیگراینکه این کتاب توهین به خون شهدا ،غرور ،ارمان ها، وافتخارات ، هزاره میباشد که توسط رژیم آخندی ایران ودشمنان قسم خورده هزاره نوشته شده است بانام بردن ازاین کتاب مذخرف در دانشنامه تمام دانشنامه را زیر سوال برده اید

    ۳٫مثالا اخضرات پنجاب را همجوار بهسود و تگاببرگ معرفی کرده است که کاملا خلاف واقع است
    ۴دانشنامه هزاره، مدخل ابن سینا ندارد.حذف ابن‌سینا نشان می‌دهد که فارابی و مولوی و بیدل هم پیش پیش حذف شده‌اند.
    آنهایی که ابن‌سینا و مفاخر پایه را از آن خود می‌دانند، یک دلیل و سند ندارند. با این بی‌دلیلی چه می‌شد که مفاخر پایه در دانشنامه می‌آمد؟ ابن‌سینا آیا جای پودنه‌بازها و تیشلی‌بازها را تنگ می‌کرد؟
    یک یارویی هم فره می‌کرد که شاهکارشان این است که هزاره را هزاره کرده، یعنی اینکه تازه قبول کرده که فلان هزاره، هزاره است….. این همه بودجه، این همه نیرو اما دریغ از اینکه بزرگ‌ترین مردان هزاره، یعنی فارابی و ابن‌سینا و مولوی و بیدل را در دانشنامه یاد کرده باشند.
    حیف و صد حیف
    پس از امحای پرینتها فایل را باید اصلاح و بازنویسی کنید که بدون باز نویسی نیز قابلیت اصلاح ندارد؛

  4. با سلام خدمت شما خوبان
    کاری که شروع کرده اید کاری عظیم و منحصر به فرد در تاریخ وجودی ما ملت مظلوم و ستمدیده است ، واکثر به اتفاق نقد و نظرها فقط و فقط جنبه پیمودن راه درست در راه اهداف ما ملت است و هرگز شما عزیزان دلسرد و یا نامید نشوید ! خواه تو بهترین باشی باز هستند انسانهایی که شما را نپسندد بنأ انتقادها را دسته بندی و با کمال نرمی در راستای پیشرفت این هویت گمشده که شما در صدد احیای ان هستید دوباره با اصلاح واکنشهایی که اکثریت ان دلسوزانه بوده و شاید کم و بیش بخاطر غرض و مرض و یا حیادتهای شخصی ولی انچه خاص عموم جامعه را نشان میدهد
    مزاری بزرگ بخشی از هویت گمشده این مردم است و هر کاری و یا اثری با هر دلیل و توجیهی که منجر به تضعیف چهره و اهداف و ارمانهای این ابر مرد مردم هزاره باشد ، خود بخود خود جفایی در حق شناساندن این مردم به تمام دنیاست !
    باید عزیزان انقدر با مهارت و زیرکی قلم زنند که او را به عنوان هویت صدها ساله این مردم قلمداد کنند که مردم دنیا بدانند که مزاری او خود یک ملت بود !
    تاریخ او ، اهداف او ، واکنشهای او به مسائل انقدر روشن است همچو افتاب ، و که وقتی تو ای نویسنده مقاله در کاری عظیم و با و شناساندن هویت گمشده این مردم با بسیار سبکسری و بی اعتنایی انگار فردی عادی برخورد میشود بخواهی نخواهی با واکنش میلیونی مواجه خواهید شد .
    ختم کلام اگر قرار باشد مزاری را از مردم هزاره به هر دلیلی بگیرید و کمرنگ کنید همان بهتر که دانشنامه ایی برای شنایاندن این مردم به دنیا نباشد !
    امید که مجلد اول باز چاب نگردد و جمع اوری گردد و بازبینی ایی در مورد مقاله اسطوره شکسته قرار گیرد و این مقاله نویسی که تا این حد در سطح ابتدایی استناد به کتابی مجهوالهویت میکند دیگر هرگز همان بهتر که دیگر قلم نزند چون در این سطح دیده نمیشود .

  5. سلام !
    در جلد اول این دانشنامه کوشش شده شکوه وعظمت. خودباوری مردم هزاره که خودرا هم تراز به دیگران میدانستند واحساس غرورمکردند و به این باور رسیده بودند که ما هزاره ها هم انسانهای هستیم مثل. دیگر انسانها نه (پاسنه پیچه سگ هستیم نه موشخور)بعد قتل عام هزاره ها توسط عبدالرحمن این غرور نسبی بود هزاره به رهبری خردمندانه شجاعانه تکرار میکنم شجاعانه شهید مزاری بدست آمده بود وارونه جلوه داده شده و این خود ضربه ای بر پیکر جامعه هزاره است . بنا بر این آدم به نتیجه می رسد هزاره هایکه خود را روشنفکران این جامعه می گیرند و این پروسه نظارت و مدیریت میکنند دو مشکل دارند یا بزدل اند که تقلب به این بزرگی را بخاطر رفاقتها و گل روی دیگران نادیده بیگیرندو یا دانش و توانایی درک مثله را ندارند

  6. خودرا دچارخشم‌‌مردم نکنید تاریخ را تحریف شخصیت بابه را تحریف و جنگ نرم‌را برعلیه مردم مزاری (هزاره) اغازنکنید مزاری فریادگر حلقوم بریده تاریخ بود
    واو مزخرفات اونشخص مجهولرابرادارید

  7. “دانشنامه نه جای کتاب‌های تاریخی را می‌گیرد، نه جای مقالات تحلیلی را و نه می‌تواند تمام اتفاقات مربوط به یک واقعه را منعکس کند.”
    با سلام. فکر می‌کنم لب و لعاب دانشنامه هزاره این جمله است که در این نوشته آورده اید.
    من اول یک سوال دارم. اگر هدف از دانشنامه این باشد که هیچ دخلی بر اثبات حقایق و واقعیات نداشته باشد، پس به چه دردی می‌خورد؟ فرض کنید شما در بخشی از دانشنامه، رجال تاریخی سیاسی، فرهنگی، علمی و شخصیت‌های مهم شهرستان ولایت دایکندی را با جغرافیا، اوضاع جوی در ۴ فصل، محصولات زراعتی و صنعتی و …، تعداد نفوس و ترکیب قومیتی، حدود اربعه و همسایگان نزدیک و غیره را معرفی معرفی می‌کنید. آنطوری به کرات در صفحات متعدد دیده شده اند و بار بار توسط منتقدین ارائه شده اند، ۹۰ درصد اطلاعات داده شده در مورد مناطق غلط اند و اختلافات فاحشی را با منابع اصلی تاریخی و واقعیت های عینی دارند. و شما طبق شعارتان در دانشنامه، هیچ علاقه‌ی به بررسی نوشته ها از نظر واقعیت بودن و منطقی بودن ندارید. بنا بر این دانشنامه خود به خود به یک کشکولی از دروغ‌های شاخدار و مزخرفی تبدیل خواهد شد که بیشتر مثل کتاب ملا نصرالدین برای جوک گفتن‌ها استفاده شوند و هیچ توجیهی نخواهد داشت تا وقت بگذارید و بنویسید و مردم هم هزینه کنند و بخرند.

    1. با سپاس از نقدو نظر شما، تصور ما این است که بیشتر اطلاعات مناطق دقیق است هرچند اشتباهاتی در آن راه یافته. توجه شما را به ادامه پاسخها جلب می کنیم

  8. با عرض ارادت، ما قبل از اینکه دانشنامه را تهیه کنیم و بیخوانیم، با انبوه از نقد و نظر مواجه شدیم یگ آشوبِ فیسبوکی به راه افتاد خوانده نا خوانده سر منبر بالا شد کسانی مثل من که ازنشر چنین اثر مهمی بوجد آمده بودیم،آشفته و کمی گیج شدیم به ازمابهتران مراجعه کردیم، بدترمئیوس شدیم یکی کشکول خواندش، یکی سیاه نامه، وکسانی به عنوانهای دگه وحالا هم دفاعیه شما قصه بر سر ویرستاری واشتباه نوشتاری وغفلت نیست ، این اگر بود قابل حل بود ،حرف ها بیشتر ازین هاست به هر حال بهتر است پیش از جنگ جاغه پاره نکنیم قظاوت باشد بعد از مطالعه با تمام این احوالات لازم است یگ خسته نباشید بیگم به همه کسانکه زحمت کشیدند وتلاش نمودند دست مریزاد ۰

  9. با درود،

    – در کار علمی آنچه خوب نیست عجله و شتاب زده گی است. امید است که در کارهای بعدی کمی صبورانه و متواضعانه گام بردارید و با سایر نیروهای علمی فعال و مطرح جامعه ی هزاره هماهنگی داشته باشید و قبل از چاپ اثر به یک اجماع کلی علمی رسیده باشید.
    – باید در نظر داشت که نمیشود هر اشتباهی را به بهانه ی علمی بودن و نبودن توجیه کرد. ما از بنیاد دانش نامه هزاره انتظار پاسخ نداریم، اما توقع اصلاح و کار مفید و ماندگار را داریم.
    – کار نیک و بس مهمیست و اهمییت آن بر کسی پوشیده نیست و از این جهت زحمات همه ی دست اندر کاران دانش نامه ی هزاره قابل قدر و احترام است ولی نیکو تر است عزیزان مردم را برای شش سال کار داوطلبانه شان منت ندهند و زیباتر است اگر سالیان سال این کار به درازا بکشد ولی اثری تولید شود که از هر جهت با اعتبار باشد و اگر چنین چیزی در توان شما نباشد، توقف کار به صلاح نزدیکتر است.
    – متاسفانه در این نوشتار به همه ی نقدهای وارده پرداخته نشده و به شکل گزینشی برخورد صورت گرفته است.
    – (“آیا مقاومت غرب کابل شورش بود و مزاری جنگ طلب؟!”) اینگونه قضاوتها و موارد در دانش نامه هزاره بر خلاف ادعای بی طرفی است و خود نوعی تایید سویه دیگر قضیه است.
    – آیا میشود در یک اثر که ادعا میشود علمی است، از منابع نا معلوم و ضعیف استفاده کرد؟!
    – و در پایان یک پرسش (مبدا تاریخی/زمانی بررسی و مطالعه ی مباحث دانش نامه ی هزاره از چه زمانی مد نظر گرفته شده است؟) طبیعی هست که برای هر امری متفاوت است، ولی در دورهای مختلف سبک زندگی، جغرافیا و تاریخ و … هزاره ها تغییر کرده است و دانش نامه ی هزاره ده سال، صد سال، هفتصد سال و …
    آیا دانش نامه هزاره در بر گیرنده ی تنها تاریخ معاصر است و یا ماقبل را نیز در بر میگرد؟

    1. با سپاس از یوسفی گرامی، تصور ما این است که به این پرسشها در پاسخهای تفصیلی ما پرداخته خواهد شد. اگر باز هم ابهامی وجود داشت، با ما در تماس شوید

  10. درود بر شما عزيزاني که با قبول زحمات و تلاش های فراوان، اولين جلد دانشنامه هزاره را تهيه و چاپ نموده ايد و برای انتشار جلدهای بعدی آن متقبل رنج و صرف وقت مي شويد!

    قرار بر اين بود، که اين جانب نيز با دانشنامه همکاری کنم، اما با معذرت که بخاطر مصروفيت هايم نتوانستم در اين زمينه همراهي کنم.

    از چاپ اولين جلد دانشنامه بسيار خوشحال شدم و آنرا به شما تبريک مي گويم!

    من متاسفانه تاهنوز دانشنامه را نخوانده ام، چون آنرا بدست آورده نتوانستم؛ به اين دليل از محتويات داخل آن اطلاع دقيق ندارم، البته بعضي نقد ها را در صفحات مجازی خوانده ام، ولي آنها را نه تائيد و نه رد کرده ام و راه درست آن نيز چنين است، که انسان در ابتدا يک مطلب را دقيق بخواند و بعد اگر لازم بود پيشنهادات، نظرات و انتقادات خود را بنويسد.

    اميد وارم، که شما از انتقادات ارايه شده چنان دل سرد نشويد، که از ادامه کار تان که اهميت بسيار زياد برای جامعه ما دارد، منصرف شويد. معمولا” در جامعه افغاني از تشويق، پيشنهادات اصلاحي، انتقادات سازنده، کمتر خبری است، اما از سرکوب و انتقادات بسيار ديده مي شود. با توجه به اين روند معمول، اميد وارم که شما عزيزان به راه روشن خود ادامه دهيد و البته با اعمال يکسری مکانيسم های کاری که قبل از چاپ کتاب مطالب آن مورد خوانش، نظر دهي و نقد مردم قرار بگيرند. در اينجا من يک پيشنهاد دارم و آن اينکه شما يک يا چند بخش کتاب را قبل از چاپ کتاب در انترنت منتشر کنيد و يک ماه به مردم وقت بدهيد که بعد از خوانش آنها نظارت، پيشنهادات و انتقادات خود را در ذيل آن مطلب و يا از طريق ايميل به شما ارسال کنند. اينطوری حد اقل يک مکانيسم شفاف را شما ارايه نموده ايد و به مردم حق داده ايد، که در مورد آنچه که در باره آنها قرار است، نوشته و چاپ شود، حق ابراز نظر را داشته باشند، چون از لحاظ فلسفي و حقوقي مردم اين حق را دارند، که آنچه را در مورد آنها يک جمعي کوچک قلم بدست مي نويسند، قبل از چاپ مطلب، آنها را بخوانند، نظر بدهند و نقد کنند. از جانب ديگر اين کار علاوه بر اينکه يک روش دموکراتيک و عادلانه و شفاف است، دو خوبي ديگر نيز دارد و آن اينکه غير هزاره ها نيز مي توانند نظرات خودشان را بنويسند و اين کار بر شفافيت و غنای مطالب و محتويات دانشنامه مي افزايد. از طرف ديگر ، نويسنده ها و دست اندرکاران دانشنامه را از زير بار سنگين انتقادات بيرون مي کشد و يا لااقل از ميزان انتقادات کاسته خواهد شد، چون فرصت و مهلت انتقاد به عموم مردم از طريق انترنت با اطلاع رساني کامل داده شده است.

    اميد وارم دانشنامه تحت مديريت شما، کاملا” بيطرفانه، مبتني بر اساسات تحقيقات علمي نوشته شوند!

    با تقديم احترامات فائقه!
    حامد شفايي
    – عضو موسس و عضو شورای علمي اکادمي فنلند -افغانستان «افا» http://www.afa.fi
    سابق رئيس اکادمي
    – رئيس اتحاديه سراسری انجمن های افغانهای فنلند
    https://www.facebook.com/etehadia/

    – عضو شورای عالي موسسات حقوق بشر در فنلند

  11. تشكر و سپاس از جوابيه شما. از آنجاييكه كتاب هنوز در دسترس ما قرار نگرفته است، با ذهن خالي نمي توان در مورد رعايت موازنه در مورد طيفهاي مختلف فكري- از جمله “اكرم ياري”كه از لابلاي نوشتار بعضيها از قلم افتاده، چيزي نوشت.

  12. شما نمی توانید بخاطر عدم نشان دادن احساسات نویسنده به شخصی از واقعیت امر فرار کنید ، و اشاره شما هم نشانگر آن بود که شما تلاش کردید و برای بعضی کلمات جایگزین و تغییر داده اید که در حقیقت پنهان کاری اصل قضیه است ،
    اصل ماجرا مهم تر از اینست که اثر شما به مزاج خواننده گان مختلف با فرهنگ مختلف خوش بیاید

  13. نفس این کار ستودنی و قابل ستایش است اما بازی با احساسات و عواطف یک ملت هم کاری شایسته نخواهد بود ، امیدوارم درچاب های بعدی اصلاحات صورت گیرد.

  14. واقعیت این‌ست که در جلد و ویراست اول مشکلات جدی و دروغ‌های آشکار راه یافته است. هیچ وسواسی نبوده و معیاری در نظر گرفته نشده است. اگر معیاری در نظر بوده، به‌درستی و دقت لحاظ نشده است. منطقی نیست شما توجیه کنید و راه فرار برای‌تان درست کنید. باید تا طرح یک رویکرد جامع و جدید، کارهای دانشنامه به تعلیق درآید.
    در فرصت، سعی می‌کنم موردی اشتباهات و پیشنهادات خود را عرض کنم.
    شما هم لطفا ناراحت نشوید و اشتباه و کار سرسری‌تان را قبول کنید و از این غیرت‌های نوع افغانی‌اش به خود نگیرید. کمی مسئولیت‌پذیر بوده و عزم اصلاحات جدی و عمیق را داشته باشید. دعوت از صاحب‌نظران و نخبگان چون دکتر احمدی، علی امیری، جواد سلطانی، عزیز رویش، انور رحیمی… را هم از یاد نبرید.
    مطمیین باشید، اگر تغییری در خود و رویکردتان ایجاد نکنید، به جلدهای بعدی کسی نطری نخواهید انداخت.

  15. سلام و درود خدمت شورای دانشنامه!
    شما از مردم هزاره پول گرفتید و از جیب شان هزینه کردید که ما برای اولین دانشنامه مردم هزاره را میسازیم، ولی افسوس و دریغ که محصول کارتان نه دانشنامه که پته خزانه دوم در افغانستان و نشریه حزب حرکت بود. شما با این کارتان نه تنها ارزش کار خود را از بین بردید که راه را برای تدوین دانشنامه های بعدی سد کردید. چون با این گندی که شما زدید دیگر اگر کسی احمق باشد که پول و هزینه اشرا پرداخت کند.مگر اینکه مولف از جیب خود هزینه کند که از احتمال به دور است.

  16. دروغ های بسیار در این دانشنامه ذکر شده اند و شما آنها را هیچ یاد آوری نکرده اید. مثلا کس که ولسوالی و بندر را جز دره های ولسوالی اشترلی معرفی کرده اند و یا سرور دانش را از سنگ تخت و بندر معرفی کرده اند, انگار از جنگل های آفریقا آمده اند و اگرنه یک نویسنده هزاره قطعا معلومات ابتدایی را باید بدانند… در شما از برای جمع آوری معلومات فقط به محصلین ابن سینا اکتفا کرده اید و از مابقی نهادهای علمی و اشخاص هیچ کمکی نگرفته اید. در حال یک نفر آدم توانمند در هرولسوالی حتما پیدا می شود و او نی تواند مشکل شما را به خوبی حل کند. مثلا در مورد قریه آقزرات پنجاب لازم نبود دروغ بنویسید, لازم بود به گوگل مراجعه می کردید, به منِ پنجابی مراجعه می کردید و… فراموش نکنیم که در بخش های مختلف از افراد که در آن تخصص دارد باید کمک خواسته شود, یک دانشجوی حقوق نمی تواند حتی نام یک قریه را که در زبان هزارگی تلفظ می شود, به لحاظ نوشتاری و ادبی بداند, مگر اینکه او با جغرافیای روستایی و جامعه شناسی روستایی آشنایی داشته باشد….

  17. محتوای اصلی «دانشنامه هزاره» چیست؟
    نگارنده: رفيق رجاء
    ———————
    «دانشنامه هزاره» متاثر از جریان خاص مذهبی سیاسی وبا محتوای کاملا مذهبی تالیف گردیده است. دانشنامه را به تناسب محتوای آن؛ می توان “دانشنامه روحانیون” واخوند های هزاره دانست.به دلیل اینکه مسایل دیگربه عنوان رنگ امیزی ودرحاشیه ای متن استفاده گردیده است.متن و محتوای اصلی دانشنامه را، به شکل کامل معرفی جریان های سیاسی روحانیون وشخصیت های روحانی که در جامعه هزاره وجود داشته است ، شامل می گردد.به همین دلیل اکثریت دانشمندان که نام انها، درگروه مشاورین وشورای علمی امده پیش از انتشار، از محتوای اصلی دانشنامه بی خبر بوده است. برخی از انها دم فرو بسته وبر خی دیگر رسما از محتوای آن؛ انتقاد نموده است.
    دو نوع اطلاعات؛ محتوای اصلی این کتاب را تشکیل می دهند.یکی، مناطق وجغرافیای هزاره ها ودومی معرفی شخصیت های مذهبی وروحانی در جامعه هزاره وسادات، همرای نشریات وتراوشات فرهنگی انها.در حال که در جامعه هزاره بیش از دیگراقوام افغانستان جنبش های علمی ، سیاسی وفرهنگی غیر از روحانیون وجود داشته است ودارند.روحانیون فقط در زمان جنگ با روسها وشرایط خاص سیاسی واسلامی در منطقه ؛ در جامعه هزاره به دلایل سیاسی ومذهبی بر فضای زندگی وسیاسی هزاره ها تسلط یافتند. درمدخل دانشنامه، جای ونشانی از داشته های علمی وفرهنگی جامعه هزاره، شخصیت های متخصص ومولد درکاروسازندگی ،محافل علمی، سیاسی وفرهنگی ؛ در سازمانهای سیاسی و ملی افغانستان خالی است. در دانشنامه هزاره ؛ جای شخصیت های مهم وتاریخ ساز هزاره ،به خصوص در جنبش های چپ افغانستان، که ؛ نقش موثر وتعیین کننده داشته است خالی است.”دانشنامه هزاره” با کمال تاسف که تهی از بیشترین داشته های علمی، سیاسی وفرهنگی غیرروحانیون وغیر مذهبی جامعه هزاره می باشند.دها انجنیر، داکتر ومتخصصین غیر سیاسی که در معدن ها، سرک سازی ها وایجاد شبکه های نسبی برق از این مردم بوده اند در “دانشنامه هزاره” نام از انها نیامده است.
    متن ومحتوای دانشنامه هزاره، چنان فربه ازمعرفی سادات منقبت خوان ،اخوندها وبیشترین ملاهای ناشناخته گردیده است که حتی نقش بزرگترین شخصیت روحانی و ملی هزاره “شهید مزاری” که تقریبا، تاریخ واکثریت هزارها، موجودیت خودرا مدیون او می دانند؛ کم رنگ به نظر می رسد.اما بر عکس، کتاب”اسطوره شکسته” که هیچ کسی تا هنوز مسئولیت نوشتن آن را نه گرفته است، پررنگ ودرچندین صفحه معرفی گردیده است.دانشنامه هزاره دقیقا مثل دانشنامه های حکومت های تبار گرای قومی در افغانستان ، با استفاده از مجموعه ی مواد خام ودر ظاهر بی ضرر واطلاعات ضروری؛ اما درواقع با هدف خاص سیاسی مذهبی؛حیات اصلی، داشته های علمی ، چهره های درخشان روشنگری وفرهنگی هزاره ها را، کتمان نموده و به جای آن باهوشیاری یا نادانی تمامیت جامعه هزاره را تعریف مذهبی نموده وگرایش خاص سیاسی مذهبی را بر حیات فرهنگی وعلمی هزاره ها تحمیل نموده است.
    ——————————
    این پاراگرف از متن نوشته مفصل ارزیابی «دانشنامه هزاره» پیش کش شما باشد. به دلیل اصرار دوستان که حرف اصلی تو درین باره چه است این را فعلا نشر می کنم. تلاش نمودم تا مستند ارزیابی نماییم واستنادات را بعدا بشکل مفصل خواهیم اورد؟

    Source: Hazara International Network

  18. دانشنامه ای که بنام هزاره است باید مایه شکوه وعظمت هزاره باشد،اگراین دانشنامه بنام شیعه ویااسماعلیه و….میبود متن هایکه درج شده،یک جریان تاحدآخرتوهین شده وجریان دیگرکه اکثرتصمیم گرندگان آنهاهزاره نیستندتمجید وتوصیف!
    مزاری بزرگ،که لقب “شهیدوحدت ملی” افغانستان رابصورت رسمی ازآن خودکرده است،بایددردانشنامه ایکه تحت این عنوان ایجاد میشود،فصل های او ازتوصیفش درج باشد،زیرابرای هویت دینی،مذهبی،این مردم خودرا صادقانه قربانی کرده است.
    کسانیکه سالهادرپی معامله وحذف سیاسی هزاره بوده است نبایدبنحوی دراین دانشنامه تمجید میشد.
    هرکسیکه این دانشنامه راخوانده،نقدکرده نقدش هم بیشتر بخاطرکم زدن مقام مزاری بزرگ معرف هویت مابوده است.
    خلاصه اگرتجدیدنظرنشود،این دانشنامه برای اکثریت قاطع هزاره هابه اندازه یک مقاله روزنامه هشت صبح هم ارزش نخواهد داشت.
    راه حل:
    ۱-تجدیدنظردرمورد جایگاه سیاسی،دینی ،فرهنگی وهویتی شهیدوحدت ملی کشور،مزاری بزرگ.
    ۲-تجدیدنظردرمورد شورای علمی این دانشنامه.

    1. پاسخهای مفصل و تشریحی ما به همه نقدها و نظرها بتدریج منتشر خواهد شد و اگر به دغدغه‌ّهای شما پاسخ داده نشد، مجددا با ما در تماس شوید

  19. این کتاب آنطور که از نامش پیدا است دانشنانمهٔ هزاره است ، پس چه لزومی دارد که از بزرگان سادات محترم که همیشه بر تبل جدایی از هزاره می کوبد با این همه کش وفش ذکر گردد!؟

    1. در مقدمه دانشنامه آمده که منظور از هزاره فرهنگ است و به همین دلیل سادات و حتا قزلباشها و بیاتها که در فرهنگ با هزاره‌ها مشترکاتی دارند، در دانشنامه هزاره پوشش داده شوند. به همین دلیل به عنوان مثال مقاله قسیم اخگر هم در همین جلد اول آمده است

  20. درود بر شما. هر فرد، هر خانواده و هر جامعه نمی‌تواند خوشبختی را نصیب گردد مگر این‌که انتقاد را بپذیرد. نقد همیشه باعث می‌گردد اصلاحات بیاید و در صورت فقدان پذیرش نقد، احساسات بوجود می‌آید و انسان را به شورش دعوت می‌کند و قوه‌ء مَیل آدمی را فزونی می‌بخشد که اختلاط این‌دو مهم(احساسات و قوهء میل) آدمی را از تدبیر و عقلانیت دور نگه می‌دارد. وقتی امروز عمل‌کردها و گفتاری می‌کنم دانشمندان و یاهم سیاست‌گران نامدار جهان نقد می‌گردد و انتقادات در آمدن اصلاحات می‌شود، بگذاریم عمل‌کرد ها و گفتار رهبران‌ما نیز اگر(قابل نقد است) نقد گردد و این برای پندگیری و اصلاحات و آمدن صلح در افغانستان از اهمیت بسزایِ برخوردار خواهد بود.
    مقصود نویسنده از استفاده اصطلاح اسطوره‌شکسته؛ شاید بدنام کردن شخصیت شهیدوحدت‌ملی نبوده باشد چون رهبربزرگوار استاد عبدالعلی مزاری، اسطوره‌ی بود که برای تغییر در تاریخ افغانستان و مطالبه حقوق اقلیت‌ها و برابری در کشور، در برابر زورگویان و فاشیسم استقامت و مقاومت کرد و سرانجام بخاطر اهداف و آرمان‌های خود و مردمش، از خونش گذشت. هر اسطوره‌ی که دست‌خالی در برابر ظلمت‌تاریخی می‌ایستد، سرانجامش بیش از این (نوشیدن جام شهادت) نیست. اما و به افتخار می‌توان گفت که ممکن است شهیدوحدت‌ملی بنابه مداخلات بیشرمانه خودفروخته شدگان وقت، از نظر نظامی شکست خورد لیکن ماهیت معنوی آن‌بزرگوار هرگز زنده است و با گذشت‌زمان زنده‌تر می‌شود، و این‌مهم برای هیچ نویسنده و هیچ سیاست‌گر عصر قابل انکار نیز نیست. هنوز دانشنامه هزاره را نخوانده ام و این دیدگاه را مبنی بر سروصدا ها در فسبوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی نوشتم و فکر کنم خوب است در تمامی عرصه‌ها نقدگیر و انتقادپذیر باشیم و این زیبایی های انسانی ما را به نمایش خواهد گذاشت.
    والسلام.

  21. با سلام
    ابتدا از ایده دانشنامه هزاره قدر دانی میکنم٬ اکنون سراغ نقد میرویم. ببینید دوستان محترم هر پروژه علمی یک توجیه و هدف گذاری دارد که باید از تمامی جهات و خصوصا ابعاد اخلاقی و ملاحظات انسانی دقیق شده باشد. وقتی که شما هدف و چرایی خودتان را بیان کردید آنگاه بودجه اقتصادی برای شما از طرف تمویل کنندگان لحاظ می شود. یک سوال ساده اینجا پیش می آید که شما چگونه به این چرایی بطور واضح پاسخ گفته اید؟ و حامیان مالی با چه تصور و منطقی شما را حمایت مالی کرده است؟. سوال بعدی که پیش می آید این است که شما از قسمی بی طرفی علمی در جواب هایتان گفته بودید؛ بیطرفی علمی دقیقا به چه معنا هست؟ آیا شما در گزینش داده هایتان هیچ ملاک و معیاری ندارید؟ هر کار علمی چه در روش کمی و یا کیفی برای جمع آوری داده ها و یا توصیف واقعیت ملاک های مشخص و واضحی دارد. اما در علوم انسانی این کار بسیار حساس تر و لغزنده تر می شود. سوال دیگر این هست که آیا ما هیچ نسبت اخلاقی در کار علمی نداریم و فقط با توجیه اینکه کار علمی باید سرد و سیمانی باشد دست به تعریف هر پروژه ای بزنیم؟! ممکن است یک نهاد اقتصادی پیشنهاد پروژه ساختن ویروس های بیماری زا را برای از بین بردن جوامع انسانی بدهد آیا شما خود را با همین توجیه بیطرفی علمی قانع می کنید که این پروژه را عملی کنید و بگویید خوب ما بیطرفانه در چارچوب قواعد علمی کار میکنیم؟!. دقیقا همین اتفاق در حوزه علوم انسانی رخ می دهد. وقتی شما هر چیزی را تحت عنوان منابع فرهنگی سیاسی و تاریخی ووو هزاره ها جمع آوری می کنید ایا باید توقع داشته باشید که هر کذب و افترایی را نباید بنام اثر در یک کتاب مرجع بیاورید؟! آیا میدانید که صرفا آوردن یک اثر در یک کتاب مرجع به آن اعتبار رفرنس بودن میدهد و پیامد این کار اعتبار سازی برای یک دروغ سیاسی تاریخی هست. چون بعد از آن یک محقق به راحتی می تواند در یک مقاله علمی ارجاع بدهد به دانشنامه و متن مورد نظر و یک مطلبی را که در ابتدا همه واقف بودن دروغ هست اما بعد از آن بخاطر پیدا کردن ویژگی نقل قول٬ قابل اعتنا و اعتبار می شود. تمرکز من دقیقا روی نوشته اسطوره شکسته هست که شما با اوردن یک ادعای دروغ در یک متن معتبر بنام دانشنامه خواسته و ناخواسته مدعیات او را مورد تایید قرار داده و اعتبار دهی کرده اید و این یعنی شهادت برای درستی یک مدعای دروغ. من خواهشی که دارم بعد انتقادی و اخلاقی را در سیاست کاری دانشنامه حتما لحاظ کنید. شما قرار نیست یک اثر مضر و آسیب زای علمی را که به مفاهیم مهم انسانی همچون عدالت و درستی آسیب بزنید بیرون بدهید. هرگز کار عملی بخودی خود مقدس و معتبر نیست و گاها همین کارهای علمی در خدمت خیانت به فضیلت ها و مطالبات انسانی قرار می گیرد. قطعا اگر شما قبل از عملی کردن پروژه دانشنامه با کیفیت فعلی متولیان مالی را در جریان میگذاشتید از این حرکت حمایت اقتصادی نمی کردند و بچه بسا انسان های شریفی که امضای شان پای این دانشنامه هست بدون اینکه به آسیب ها اخلاقی سیاسی و تبعات تاریخی و فرهنگی این اثر واقف باشند. به همین دلیل امیدوارم که ابعاد اخلاقی و انسانی کار علمی را هم لحاظ کنید. هیچ دانشگاه و نهاد معتبر علمی مجوز یک پروژه علمی را که در آن به عواطف و واقعیت های اجتماعی٬ سیاسی٬ فرهنگی و تاریخی یک مردم آسیب و انحراف ایجاد کند مجوز نمی دهد. فقط برای پیمایش های مشکوک و مخرب هست که در آن ابعاد اخلاقی و انسانی پروژه لحاظ نمی شود.

  22. قرار دادن ابلیس و انسان در یک تراز نامش کار علمی نیست نامش بی اخلاقی علمی هست. در هر متنی که نام انسان و ابلیس می آید٬ تراز ها و سطح کیفیت شان مشخص هست. من تعجب میکنم که این تعبیر شاعرانه را چگونه بجای متد علمی جا میزنید. دقیقا این کار دست بردن در روش کار علمی هست. در روش علمی هم واژه انسان و هم ابلیس با یک تعریف مشخص لحاظ می شوند نه گنگ مبهم و هم تراز. برابر آوردن واژه ابلیس و انسان را ارجاع میدم به همین پاسخ شورای علمی در متن بالا.

  23. گفتید کلمه شهید بار مثبت دارد لذا نباید در دانشنامه مزاری را شهید مزاری بنویسیم، اما معرفی شهید مزاری از بان دشمنش (مسیح ارزگانی) برای شهید مزاری بار منفی دارد چرا این کار را کردید؟؟ چرا مقاومت گران غرب کابل را که جنگ بالای شان از طرف دولت ربانی و سیاف تحمیل شده بود شورشی نوشتید؟؟ چرا به سران هزاره در جنگ عبدالرحمن عنوان رهبران شورش را داده اید؟؟ چرا حد اقل بی طرفی تان را حفظ نکردید؟؟

  24. احترام گذاشتن به انتقادات صاحب نظران، اعتبار دانشنامه را بالا برده و و از آن استقبال خواهد شد. شخصاً، اين ابتكار شوراى علمى را ميستايم كه با حوصله مندى تمام پاسخ هاى معقول داده و شيوه زنده گى و همديگر پذيرى را روح تازه يى ميبخشد. انسان ها هيچ وقت مبرّا از برداشت هاى متفاووت نيستند، بنابر اين با نقد و انتقاد ها ميشود راه ناپيموده را ادامه داد. از اينكه جامعه هزاره، سال هاى متماديى رنج و تبعيض حاكمان سياسى قدرت در افغانستان را متحمّل شدند كه بدون شك همچو حساسيت ها را بهمراه خواهد داشت. بناً انتظار بر اين است تا به نوشته ها و مقالات درباره شخصيت هاى نامدار كشور توجه لازم صورت گيرد. و اين واقعيت بدون شك راه پُر پيچ و خم را هموار خواهد ساخت.
    تشكر!

  25. با سلام خدمت مسئولین محترم دانشنامه!
    ضمن تقدیر از تلاش‌های جمع شما و از این اقدام نیک؛ چند نکته قابل ذکر است.
    نخست اینکه؛ متأسفانه تاکنون مدخل نویسان و یا مسئولین محترم دانشنامه به نحوی از تمام انتقادها چسپیده‌اند به ذکر شدن یا نشدن واژه «شهید» که یک چیز فرعی است. بعضی از این محترمین، انتقادات را مسخره کردند و یا تقلیل و فروکاست دادند. درست است که این بخش اول است و بخش‌های دیگر نیز متشر می‌شود، ولی در همین‌ بخش که گفتید،‌ ارزش داوری در مورد واژه‌ها صورت نگرفته، بلکه بالعکس دفاع مردم ارزگان و هزاره‌جات به‌عنوان شورش خوانده شده و مبارزین به عنوان شورش‌گر دوره فلانی یاد شده. مثلا در صفحه ۲۰۹ از ابوذر غزنوی به عنوان فرمانده مخالفین حکومت یاد شده که که خود اشاره‌ای است به مقاوت غرب کابل به‌عنوان مخالفین حکومت در حالیکه در مورد مشروع بودن حکومت کابل اتفاق نظر وجود ندارد. اگر دانشنامه بی‌طرفی را اختیار می‌کرد باید واژه مثل «فرمانده محلی» و یا واژه‌های دیگری که را استفاده می‌کرد. این تاحدودی نشان می‌دهد که نویسندگان محترم از زوایه و عینک، دولتی و رسمی پرداخته. یا در معرفی سید حسین انوری «فعال سیاسی و نظامی» معرفی شده. در معرفی احمدعلی خان کرنیل که از مبارزین دوره عبدالرحمان بود به عنوان «میر شورشی» یاد شده، در صفحه ۲۸۴ «شورش» خواندن مقاوت مردم نیز مجددا تکرار شده. شورش بار منفی و بیشتر سیاسی دارد و در مورد مخالفین حکومت مشروع استفاده می‌شود که معمولا دولت‌مداران از آن استفاده می‌کنند. مقاومت و مبارزه مردم در برابر حکومت نامشروع که شما از آن «شورش» تعبیر کردید و در دانشنامه آوردید، خود ضربه‌ای مهلک است بر تاریخ هزاره، یعنی اینکه به‌نحوی به کشتار و نسل‌کشی‌ها مشروعیت می‌بخشید که چنین امری اصلا قابل قبول نیست و هیچ توجیه‌ای ندارد.
    دوم، دانشنامه قبل از اینکه پخش شود، ویراست و منتشر شود تا همه نسخه‌ای ویراست شده آن را در اختیار داشته باشد نه روایت‌های مخدوش و سلیقه‌ را.

    1. جناب توانای عزیز، تصور ما این است که با تکمیل ششمین بخش پاسخها، نکات بیشتری روشن خواهد شد. لازم است ما معیارهای کار خود را در شیوه‌نامه با خوانندگان محترم درمیان بگذاریم. همین پیشنهاد شما یعنی «فرمانده محلی» را تصور می‌کنید عموم خوانندگان بپذیریند؟‌آن وقت نخواهند گفت که نقش او را کمرنگ جلوه داده‌اید؟‌ انتقاد راحت است اما یافتن راه حل که در آن معیارهای کار لحاظ شود، کار آسانی نیست. پیشنهاد شما به جای فعال سیاسی و نظامی و هم‌چنین میر شورشی چیست تا شایبه مخالفت یا موافقت پیش نیاید؟‌ امید است بعد از مطالعه آخرین بخش پاسخ به نقدها و نظرها، پیشنهادات بدیل خودرا نیز با ما در میان بگذارید. خود را بخشی از کار بدانید و ما چشم به راه انتقادات سازنده هستیم. سپاس بسیار

  26. با توجیه و گریز نمیتواند رضایت مردم را بگیرید . فقط صداقت در عمل معیار قضاوت مردم است. در کشکول هزاره شما از هر دو نوع اشتباه سهوی و عمدی زیاد دارید ملت و تاریخ قضاوت میکنند.

  27. من معتقدم که هرنوشته قابل نقد است ولی نقد روش و قاعده‌ای خود اش را دارد که شخص منتقد باید خیلی آگاه و بی طرف باشد، دانشنامه ای هزاره که از نام اش پیدا است یک تحقیق علمی از سوی نخبه گان جامعه در باره ای فرهنگ، زبان، آداب و رسوم هزاره‌ها می باشد البته حوادث ووقایع که در طول حیات جامعه ای هزاره اتفاق افتاده است بدون کم و کاست باید ثبت شود تا خوآننده ضمن آنکه از خصوصیات بارز فرهنگی خویش آگاهی حاصل می کند همچنان از وقایع که بر پیکر جامعه اش پیش آمده است مطلع می شود!

  28. ما فکر می کردیم که دانشنامه ی شما یک چیزی در حد آثار کاظم یزدانی و بصیر احمد دولت آبادی و عزیز خان رویش باشد ، سراسر پر از آه و اشک و سوز و گداز و دو و دشنام و تهمت و افتراء و مرزبندی و خط کشی … ولی گویا بدکی نیست … هنوز ندیده ام .

  29. ما فکر می کردیم که دانشنامه ی شما یک چیزی در حد آثار کاظم یزدانی و بصیر احمد دولت آبادی و عزیز خان رویش باشد ، سراسر پر از آه و اشک و سوز و گداز و دو و دشنام و تهمت و افتراء و مرزبندی و خط کشی … ولی گویا بدکی نیست … هنوز ندیده ام .

  30. در جواب منتقدین شماره یک؛ برای مقایسه کردن کلمه “کشتن” با کلمه “شهید” و استفاده آن از جانب شاعرین در وصف بزرگان تاریخ و استفاده این کلمه در دانشنامه آمده. نویسنده محترم یا شما خیلی علمی نوشتید که ما قشر خواننده نمی فهمیم یا این که ما را جاهل و نادان می پندارید. کلمه کشتن و شهید در بعد فیزیکی به یک عمل گفته می شود و کلمه شهید در کنار اسم معنی پیدا می کند. شاعران برای زیبای شعرش از کلمه کشتن به جای کلمه شهید استفاده می تواند و کسی هم شکایت ندارد چون مضوع بیان احسسات و اتفاقات در قالب شعر گفته می شود.اما هیچ نویسنده و شاعر بی غرض به جای کلمه شهید از واژه کشتن استفاده نمی کند. راه حل این پیچیده گی و مشکل با یک عذر خواهی حل خواهد شد. طبیعی است که هر کتاب مهم باز نشر و تدوین می شود. از شما عزیزان که هر کدامتان در بین هزاره ها جای گاه خاصی دارید خواهش می کنم نه به خودتان و نه به حویتتان آسیب بزنید. از قومتان معضرت خواسته و کتاب هارا جم کنید. در غیر آن صورت هم کتابتان و هم خودتان از جامعه علمی طرد خواهید شد.

پاسخ دادن به حامد شفايي لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *