نظرخواهی از خوانندگان

شورای علمی دانشنامه سپاس‌گزار عموم دوستانی است که تا کنون به طرق مختلف دیدگاه‌ها، نظرات و نقدهای خود را به آدرس دانشنامه به منظور تکمیل  اطلاعات و یا تصحیح برخی مقالات ارسال داشته‌اند. 

برای هماهنگی بیشتر جهت دریافت نظرات، اکنون پنجره ویژه‌ای گشوده می‌شود. امیدواریم نقد و نظرها و پیشنهادات خود را از همین طریق برای ما ارسال کنید.

شورای علمی دانشنامه به طور منظم تمامی مطالب ارسالی را دسته‌بندی و در جهت تکمیل و تصحیح کار مورد استفاده قرار خواهد داد.

7 thoughts on “نظرخواهی از خوانندگان”

  1. بسمه تعالی

    با سلام و عرض ادب خدمت اعضای محترم شورای علمی «دانشنامه هزاره» و آرزوی توفیق برای تدوین و تکمیل این اثر فاخر، ماندگار و تاریخی!
    اما بعد از آنجایی که دانشنامه هزاره یک اثر فردی و یا حزبی و جناحی نیست و خود اعضای محترم علمی و نیز دیگر مدخل نویسان و دست اندرکاران بارها بر بی طرفی و عاری بودن از سوگیری های مختلف؛ اعم از حزبی، جناحی، تباری، سیاسی و حتی دینی و مذهبی تأکید کرده اند و توقع نیز جز این نبوده و نیست، انتظار می رود که این یک شعار نباشد و در عمل نیز فشارهای گوناگون در کار بی طرفی دانشنامه اختلال ایجاد نکند و آن را از رویکرد صحیحی که در پیش گرفته است، منحرف نسازد. در انتشار جلد نخست آن، علیرغم کمبودها و کاستی های دیگر، به نظر می رسید که از این ناحیه به میزان رضایت بخشی بی طرفی های فوق الذکر رعایت گردیده است؛ اما طیف خاصی که همواره در طی دوسه دهه ی گذشته با زور و فشار در پی تحمیل خواسته های جناحی خود در آثار مکتوب و نیز عمل سیاسی در جامعه بوده است، با فشار سنگین و هجمه ی بیش از حد انتظار بر مدخل هایی که دیدگاه حزبی آنها را انعکاس نداده اند، در فضاهای حقیقی و مجازی تلاش های وسیعی برای تحمیل خواسته های خود انجام دادند و تا آنجا که در قم شاهد بودیم، زیر نام «نقد دانشنامه » و در واقع «جلسه محاکمه» نویسندگان و شورای علمی را برگزار کردند. ما نیز به عنوان عضوی از اعضای جامعه هزاره، از موضع رعایت بی طرفی دانشنامه نسبت به طیف ها و جناح ها به اندازه وسع و توان در فضاهای حقیقی و مجازی به دفاع برخواستیم، چنان که جناب دکتر شوکت علی محمدی شاری در جریان قضایا می باشد. اما با کمال ناباوری در آخرین موضعی که «شورای علمی دانشنامه هزاره» بیان داشته است، حاکی از کمرخم کردن آنها در برابر موضع گیری های جانب دارانه ی حزبی هستیم که به نوعی تسلیم در برابر فشارها تن در داده اند. بر اساس این عقب نشینی آشکار، تعهد سپرده شده است که بعضی از مدخل ها نظیر مدخل «اسطوره شکسته» حذف گردیده و مدخل های انوری، اکبری، ابوذر و… به طور بنیادین تغییر کنند!
    استدلال جناح تندرو و افراطی در مورد اسطوره شکسته تا کنون این بود که نویسنده ی این اثر با اسم مستعار است و هویت نویسنده آن مجهول می باشد. پس از آن که جناب دکتر «علی نجفی» (مسیح ارزگانی) مسئولیت این اثر را پذیرفت، دیگر جایی برای شبهه و بهانه باقی نمانده است. این خبر که علیرغم یافتن فرد حقیقی و حقوقی به عنوان صاحب اثر، دوباره حذف آن را به هر بهانه ای پذیرفتنی نیست و جانب داری آشکار محسوب می شود. از طرفی، استدلال اصحاب دانشنامه برای حذف آن غیر موجه و بی بنیاد است؛ زیرا اگر اسطوره شکسته احساسات کسی یا کسانی را جریحه دار کرده باشد، آیا نشریات «امروزما» و «عصری برای عدالت» و «خبرنامه» احساسات کسی یا کسانی را جریحه دار نکرده اند؟ آیا لحن و ادبیات سخیف و نفرت آفرین، دروغ های بافته شده، ادعاهای بدون مدرک و سند در آن نشریات وجود ندارد؟ آیا فقط جریحه دار شدن احساسات یک طیف و جریان خاص مهم است و جریحه دار شدن احساسات دیگران اهمیتی ندارد؟! آیا یک جریان خاص مجاز هستند هر چیزی بگویند و بنویسند و هر اهانت، فحش و دروغ پراکنی از طرف آنها نادیده گرفته شود و تنها طرف مقابل نباید ابروی بالای چشم آنها را یاد آوری کنند؟ اگر همه احساس و عواطیف دارند و حق اظهار نظر، به چه دلیل گفته ها و نوشته های یک طرف در هر قالب و بیان باشند، به رسمیت شناخته شوند ولی از جانب دیگر، مطرود و مردود واقع شود؟؟! آیا قرار است دانشنامه هزاره واقعیت های عینی مربوط به جامعه هزاره را روایت کند یا حب و بغض های حزبی و جناحی را؟ اگر اولی را روایت می کند، باید برای همه به طور یکسان روایت کند و اگر کار دوم را انجام می دهد، به صورت روشن و شفاف در یک بیانیه رسمی نام «دانشنامه هزاره» را به عنوان دیگر تغییر دهند و اعلان کنند تا اولاً دانشنامه هزاره نباشد و ثانیاً همه تکلیف خود را بدانند و در قبال آن موضع متناسب بر گزینند.
    با توجه به مطالب فوق، اینجانب به عنوان یک فرد از جامعه هزاره از شورای علمی دانشنامه تقاضا مندم که اولاً؛ اصلاحات فنی و تخصصی را انجام دهند و نقایصی در این مورد را بر طرف نمایند. ثانیاً؛ راه بی طرفی را که در زور نخست انتخاب کرده اند، به تصمیم شان احترام قائل هستیم و خودشان هم احترام بگذارند و ثابت قدم بدون توجه به غوغا سالاری یک طیف به کار خودشان ادامه دهند و بدانند که بنده اولین و آخرین منتقد و معترض به رویکرد جدید نیستم و روزهای آینده آن را روشن خواهند کرد.
    بنا بر این یا اسطوره شکسته در کنار امروزما و عصری برای عدالت در دانشنامه بدون تغییر می آید و یا اگر خواهان اعمال بی طرفی در دانشنامه و رفع تنش در جامعه هستند، همه را به طور یکسان باهم حذف کنند. یعنی در دانشنامه هزاره یا اسطوره شکسته و امروزما و عصری برای عدالت باهم آورده می شوند و یا هیچ کدام آورده نمی شوند. در غیر این صورت، این بار شاهد اعتراض گسترده طیف دیگر خواهید بود و البته شکاف بیشتر جامعه که به نفع هیچ کس نبوده و نمی باشد.

    والسلام.
    سید محمد حسینی

  2. حذف مدخل کتاب اسطوره شکسته به معنی جفا درحق جوانان هست که انهارا ازحقیقت دورنگه میدارد بنا ماجوانان خواهان دانستن وبه چاپ رسیدن بیشتر کتاب های که بازگو حقایق باشد میباشیم چون این حقایق هست که روشنی برای یک اینده خوب میباشد

  3. به نظرم حذف کتاب “اسطوره شکسته” تحمیل یکصدایی مخرب بر جامعه هزاره است. اسطوره شکسته، طبیعی است که، از خلل خالی نیست. اما صرف این که در آن استاد مزاری نقد می‌شود نباید باعث حذف آن شود. استاد مزاری یک هزاره است نه تمام هزاره. حتی اگر تمام هزاره باشد، هزاره نباید راه نقد خود را ببندد. اسطوره شکسته “آخ” شمار بزرگی از جامعه هزاره است که با انگ “خیانت” تخریب شده است.

  4. در نگاه من اسطوره شكسته نبايد از دانش نامه حذف شود زيرا اسطوره شكسته بسياري از واقعيت هاي كه در احساسات پنهان شده است آشكار مي كند.

  5. بنام خداوند بزرگ
    احتراماتم را خدمت اعضای محترم شورای علمی «دانشنامه هزاره» تقدیم و برای شان آرزوی توفیق در راه این اثر فاخر، ماندگار می نمایم.!
    در این روز ها سخن از تغیر مدخل ها و …. « دردانشنامه هزاره » شنیده میشود ؛ از انجاییکه « دانشنامه هزاره » یک اثر فردی ؛ حزبی و جناحی نیست ؛ و همچنان اعضای محترم علمی ؛ مدخل نویسان و دست اندرکاران دانشنامه ؛ بر بی طرفی حزبی ؛ تباری ؛ سیاسی ؛ دینی و مذهبی شان تأکید کرده اند ؛ از عالی جنابان انتظار می رود که تحت فشارها و دلقک بازی های عده ی معلوم الحال ؛ از خط اصولی و اساسی (همانا بیطرفی کامل ) که در ابتدا ترسیم کرده اید منحرف نشوید.
    انتشار جلد نخست « دانشنامه هزاره »؛ علیرغم کم و کاستی های ؛ بی طرفی در تدوین اولین جلد ان رعایت گردیده است ؛ و اما بعد از انتشار اولین جلد « دانشنامه هزاره » ؛ طیف خاصی که طی سه دهه گذشته مصروف تحریف تاریخ هزاره بوده و همواره در پی تحمیل خواسته های فکری و جناحی خود بالای مردم ما در عرصه های مختلف بوده است ؛ اینبار « دانشنامه هزاره » را هدف قرار داده ؛ بر مدخل هایی که دیدگاه فکری ؛ حزبی و سیاسی آنها را انعکاس نداده اند ؛ در دنیای حقیقی و مخصوصا در دنیای مجازی ؛ فشار های وسیعی را برای تحمیل خواسته های خود بالای اعضای محترم و دست اندر کاران دانشنامه ؛ تحت نام «نقد دانشنامه » وارد کرده اند.
    با کمال تاسف شنیدم که «شورای علمی دانشنامه هزاره» ؛ از تعهد بی طرفی خود عقب نشینی کرده و به افراطیون بلوا گر؛ تعهد سپرده اند که بعضی از مدخل ها نظیر مدخل «اسطوره شکسته» حذف گردیده و مدخل های مرحوم انوری ؛ استاد اکبری ؛ مرحوم ابوذر به طور بنیادین تغییر کنند.
    به نظر من:
    ۱ – دست اندرکاران « دانشنامه هزاره » بی طرفی خویش را حفظ کرده ؛ واقعیت های عینی جامعه هزاره را روایت کند؛ زیرا « دانشنامه هزاره » مرام نامه و یا اساسنامه حزبی نیست که رول منادی رئیس یک حزب را بازی کرده و مدافع القاب دروغین و خود ساخته انها باشد ؛ در کشور ما امروز هر کسی القاب و عناوین را خودش و یا طرفدارانش انتخاب میکند که ؛ وجهه ملی و تاریخی ندارد ؛ چه بسا که این افراد متهم به جنایت جنگی ؛ ویرانی شهر کابل ؛ قتل وشکنجه مردم بیدفاع و غارت اموال بیت المال نیز است.
    ۲ – یکی از دلایل که افراطیون بلوا گر در مورد اسطوره شکسته وارد میکرد این بود که این کتاب مجهول الهویت است! اکنون که (آقای علی نجفی – مسیح ارزگانی) مسئولیت کامل این اثر فخیم را پذیرفته اند؛ این اثر دیگر مجهول الهویت و مستعارنیست و هیچ دلیلی برای حذف آن دیده نمیشود.
    ۳ – دست اندر کاران محترم « دانشنامه هزاره » ؛ شما دست به کار بزرگی زده اید ؛ اکنون که آغاز کرده اید انرا با بیطرفی کامل ادامه بدهید؛ تسلیم افراطیون حزبی و ….. نشوید . نقایص ان را بر طرف کنید و از نظر فنی و تخصصی اصلاح بفرمایید؛ نه حذف و تغیر بنیادین.
    قرار بر این نیست که هر اثری که چاپ شود؛ ملزم به تعریف و تمجید از کارنامه یک شخص که مجموعه اعمال و حرکات ان خودش سوالی است بس بزرگ باید باشد؛ « دانشنامه هزاره » را بگذارید که واقعیت های عینی جامعه مان را روایت کند. از طرفی آنها با پول های باد اورده ؛ ماهنامه ها ؛ روزنامه ها رادیو ها و تیلویزیون ها در اختیار داشتند و دارند؛ هرچه دل شان میخواهد به تبلیغ و بزرگنمایی رهبران شان بپردازند و عبادت کنند و نوحه بخوانند و سینه بزنند.
    ۴ – موضوع دیگری که شنیدم در قم مطرح شده است که کتاب اسطوره شکسته احساس عده ای را جریحه دار کرده است!
    الف – جالب است که بلوا گران افراطی به جنگ و خون ریزی و قتل و قتال افتخار میکنند و با چه طمطراقی از جنگ ها و پیروزی ها و و تسخیر کردن ها یاد میکنند؛ ولی از نوشتن ان در اسطوره شکسته احساس شان جریحه دار میشوند! مگر انچه که انها به ان افتخار میکنند؛ با شادی و هلهله و سرور اتفاق افتاده است و یا با گذر از تلی از اجساد قربانیان ؟
    ب – آیا افتخار به کشتن ۷۳۰۰۰ شهروند کابل احساس مردم را جریحه دار نمیکند؟ آیا ماهنامه های چون امروز ما ؛ عصری برای عدالت ؛ نامه خبری و خبر نامه وحدت ….. با ان مظامین و مطالب زننده و ادبیات سخیف نفرت انگیزش احساس مردم را جریحه دار نمیکند؟ چه عجب که افراطیون بلوا گر؛ مدخل نفاق نامه ها توهین نامه های خود شان را موجه و افتخار و سربلندی دانسته حتی یادی از ان نمیکند ؛ ولی مدخل اسطوره شکسته را به باد انتقاد گرفته و انرا جرح احساس مردم میداند.
    با توجه به نکات فوق ؛ بنده به عنوان یک فردی از جامعه هزاره ؛ از شورای علمی دانشنامه تقاضا می نمایم بدون توجه به بلوا گران ؛ به اصلاحات فنی و تخصصی توجه مبذول داشته و نقایص انرا بر طرف نمایید. نه انکه تسلیم عده ی معلوم الحال شده ؛ « دانشنامه هزاره » مرام نامه یک حزب و یا بیوگرافی یک جنگ سالار مبدل سازند.
    با احترام
    محمد علی علی

  6. با سلام و خسته نباشید
    دانشنامه باید بی طرفانه و فارغ از گرایشات سیاسی و جناحی به کارش ادامه بدهد تا دانشنامه بر ان صدق کند نه اینکه بر اساس دیدگاه یک جناح سیاسی تدوین شود.
    دست اندرکاران دانشنامه نباید براثر فشارهای یک هوادران یک جناح سیاسی یا یک رهبر سیاسی تحت تأثیر قرار بگیرند و با مشی بی طرفانه به کار خود ادامه دهند.

  7. بسمه تعالی
    نقد و بررسی «دانشنامه هزاره»
    نویسنده: زمانعلی رضایی
    ۱٫ دانشنامه بدون نام و یاد خداوند آغاز گردیده است!
    اولین نکته‌ای که خیلی عجیب می‌نماید و باعث بسی تأسف و تأثر شدید از نویسندگانی که اغلب طلبه هستند، این است که از آوردن نام خدا در آغاز کتاب ابا ورزیده اند. آیا اگر دانشنامه با نام خدا آغاز می شد به علمی بودن آن لطمه ای وارد می‌گردید؟ یا نه، اصولا دانشنامه باید از نام الهی خالی باشد تا دانشنامه شود؟!
    ۲٫ در مقدمه، ص۶ می گوید: «دانشنامه هزاره مرجعی است که با رویکرد دانشنامه‌های عمومی تدوین شده، اما اطلاعاتی را درباره فرهنگ، طوایف، تاریخ، جغرافیا، جمعیت، آداب و رسوم، میراث فرهنگی، شخصیت‌ها و رویدادها و وقایع مرتبط با قوم هزاره ارائه می کند.»
    اما د رص۸ می گوید: «در این دانشنامه به تمام قوم هزاره اعم از شیعه و سنی و همچنین بیات‌ها وقرلباش‌ها که در زیست‌گاه، فرهنگ و عرف مشترکات بسیاری با هزاره‌ها دارند پرداخته می‌شود.»
    نقد:
    با حفظ احترام به همه ملیتهای ساکن در افغانستان، از جمله بیات ها و قزلباشها، به نظر می رسد که بیات‌ها و قزلباش‌ها در اینجا مانند یک وصله بی‌ربط است و با عنوان دانشنامه هزاره همخوانی ندارد.
    ثاینا اشتراکات تنها دلیل نمی‌شود که اقوام دیگر را داخل در وقایع مرتبط با یک قوم دانست.
    ثالثا آیا تنها بیات و قزلباش با هزاره ها مشترکات دارند؟ مثلا ازبکها کم اشتراکات دارند؟
    رابعا قوم سادات چرا مسکوت مانده؟ آیا آنها هم هزاره هستند؟ یا نه، آنها هم به خاطر مشترکات ذکر شده اند؟
    ۳٫ در مقدمه، ص۱۰ آمده: «از آنجایی که بیشتر منابع موجود ما سرشار از داوری‌های ارزشی و برآمده از جریان‌های حزبی، سیاسی و ایدئولوژیک بوده و ورود این نوع داوری‌های ارزشی و ایدئولوژیک به هرشکلی در دانشنامه خلاف اصول علمی بود، سعی شد تا جایی که ممکن است از نقل قول‌های مستقیم پرهیز شود، مگر در موارد اندک که در این موارد نیز تلاش جدی شده است تا متن نقل شده بدون جهت‌گیری ارزشی و جانبدارانه باشد.»
    نقد:
    آیا نویسندگان و شورای علمی در این حرف خود واقعا صادق بوده اند؟ جواب این است که مسلما نه.
    نمونه‌ها:
    – اگر زندگی‌نامه شهید ابوذر غزنوی در ص۲۰۹ و زندگی‌نامه مرحوم انوری ص۶۸۸ را مقایسه کنیم به راحتی جهت‌گیری‌ها را مشاهده می نماییم، این جهت‌گیری حتی در عناوین آنها هم مشهود است.
    – در زندگی نامه استاد اکبری ص۵۵۸ نیز ضمن توصیفات وی و ادعاهایی که درباره فعالیتها مثبت وی از منابع طرفدارش، تلاش گردیده که تما تقصیرات جنگ و خونریزی را به پای شهید مزاری بیندازند. همچنین او را پایه‌گذار حزب وحدت اسلامی می دانند بدون آنکه نامی از شهید مزاری ببرند؛ حتی در باره منشور سازمان نصر و پاسداران جهاد، تنها می گوید که اکبری از امضاکنندگان آن بود.
    – آیا نویسندگان دانشنامه به این مهم دقت نکرده اند که استاد شهید مزاری، چرا اینهمه برای مردم اهمیت و قداست پیداکرده است؟ چرا به او رهبر می‌گویند؟ چرا مقاومت غرب کابل را رقم زدند؟ چرا مشارکت سیاسی را در ساختار دولت حق خود می دانستند؟ جواب همه این ها بسیار واضح است؛ چون شهید مزاری همین خواستهای تاریخی مردمش را دنبال می کرد و در همین راه جان و هستیش را گذاشت. در همین راه به شهادت رسید… . آنوقت دست‌اندرکاران دانشنامه می خواهند تاریخ مردم هزاره را بنویسند اما همه نوشته های شان خالی از جهاد و مقاومت و شهید و شهادت و و سایر ارزشها و خواستهایی که مردم همه را خواهان هستند، باشد.
    ۴٫ در بخش جغرافیا، هم معلومات دانشنامه راجع به ولایات، مسافت آنها با ولایتهای دیگر، همجواری یک ولایت با ولایت دیگر معمولا غلط و نادرست است؛ مثلا کوتل اونی را در حد فاصل حصه اول بهسود و بامیان معرفی کرده اند، در حالی در آنجا کوتل حاجیگگ است.
    البته من معتقدم که در بخش جغرافیا اشتباهات بسیار گسترده است، از آنجایی که امثال من اشراف به تمامی مناطق ندارد، نمی تواند همه را بررسی کرده و اشتباهات را پیدا نماید.
    یا اولین مدخل در دانشنامه: آب ایستاده غزنی در ص۲۹ است که گفته در ولسوالی ناهور موقعیت دارد؛ در حالی که در تمامی منابع معتبر آمده است که این دریاچه در ولسوالی ناوه ولایت غزنی قرار دارد. البته خود نویسنده هم دچار تناقض گویی شده و معرفی حدود اربعه آن گفته است که در ۳۰کیلومتری جنوب شرق ولسوالی مقر موقعیت دارد!. مقر کجا و ناهور کجا؟
    البته ناهور خود یک منطقه حفاظت شده به نام تالاب ناهور دارد که در ادامه، نویسنده یعنی علی جعفری گفته است که این دریاچه همراه تالاب ناهور هرساله تقریبا ۱ تا ۲ درصد از فلامینگوهای جهان را پذیراست!. آیا چنین پراکنده و تناقض گویی نتیجه علمی بودن مطالب این دانشنامه است؟
    ۵. دست اندر کاران دانشنامه ارزش داوری را، با روایت از ارزش ها، اشتباه گرفته اند واین قضیه را بهانه کرده اند برای تقلیل گرایی ارزشهای دینی، مذهبی، فرهنگی و…؛ یعنی با این بهانه از یک سو آنها حاضر به روایت ارزشهای دینی، اجتماعی، سیاسی مردم هزار نشده اند، از سوی دیگر برخلاف ادعای خود در بسیاری از موارد ارزش گزاری خود را اعمال کرده اند.
    مثلا در معرفی کتاب از محرم تا حوت؛ قبله خون، محمداسحق فیاض گفته: «از آنجا که نویسنده در ماههای بعد از کشته شدن عبدالعلی مزاری قلم می زند، تحت تأثیر جو عاطفی آن روزها قرار دارد». آیا این ارزش گزاری آنهم از نوع منفی آن نیست؟
    برعکس، در معرفی کتاب احیاگر شیعه در افغانستان ۲۸۲-۲۸۳ که درباره سیدمیرعلی حجت کابلی است می نویسد: «… در خصوص حیات علمی، عملی و خدمات میرعلی حجت کابلی است.» و بعد فصل به فصل پیش می رود….! ایا اینها نوعی ارزشگزاری مثبت نیست؟
    از این نمونه ها فراوان به چشم می خورد. برخی از دوستان در نقدهای خود آورده اند که تکرار آنها لازم نیست.
    ۶. در مدخل های مختلف به بهانه های گوناگون، از جمله در مدخل احیای هویت ص۲۸۳، به راحتی می‌توان درک کرد که نویسنده عمدا استاد شهید مزاری را سبک نام برده و کتاب مجموعه سخنرانیهای او را کم اهمیت معرفی کرده است، زیرا تنها به تاریخ سخنرانیها و موضوع آنها اشاره کرده است و بس، آنهم به صورت تحریف شده، مانند آوردن کلمه «شورشها» که مطمئنا در خود کتاب کلمه شورش نیامده. مثلا اولین موضوع سخنرانی را این گونه بیان می کند: «نقش نیروهای مردمی و جهادی در شورشها». این در حالی است که مثلا در اسطوره شکسته ص۴۴۴ ضمن تحلیلی خواندن آن کتاب مجهول النویسنده که خود یک نوع ارزشگزاری مثبت است، بخشهای آن به تفصیل بیان گریده است.
    ۷. در ص ۵۶۲ آغاز و عامل مقاومت غرب کابل را، سهم خواهی جامعه هزاره دانسته است، نه دفاع! شورش دانستن مقاومت های عدالت خواهانه هزاره ها در طول تاریخ، ازجمله در غرب کابل قابل پذیرش نیست؛ عبدالرحمان بخاطر همین عنوان شورشی مجوز قتل عام هزاره را گرفت و قتل عام کرد.
    ۸. به گفته یکی از دوستان، با نگاه و رویکردی که دانشنامه جلو می رود، دیگر در جامعه هزاره حلال و حرام، محرم و نامحرم، اهل بیت، امام، جهاد، مجاهدت، شهید، شهادت، دفاع، مقاومت و تمام ارزشهای فرهنگی و…باید کنار گذاشته شود؛ زیرا وقت دانشنامه می خواهد جامعه هزاره را هویت زدایی نماید، باید به لوازمش نیز ملتزم باشیم؛ به عبارت دیگر، باید جامعه موجود هزاره را از بین ببریم و هزاره ی بدون اهل بیت، امام، حلال و حرام و ارزشهای دیگر بسازیم! نقطه نفوذ سکولار دقیقا از همین نقطه است.
    ۹. آوردن کلمه شورش درباره قیامهای مردم هزاره در افغانستان، بار معنایی بسیار منفی دارد، بلکه این مردم از ظلم و ستم به ستوه آمده و جهاد یا دفاع کرده است؛ شورش با دفاع خیلی فرق می کند! مثلا در ص ۱۹۰، ابراهیم بیگ نرگس را از میران شورشی دوره امیر عبدالرحمان می داند. یا در ص۱۹۳ ابراهیم خان گاوسوار را از رهبران ضد حکومتی می داند.
    ۱۰. دست اند کاران دانشنامه، بسیار دچار خود کم بینی شده اند؛ کاملا تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفته اند، حتی در جامعه سکولار غرب، تفاوت معنایی وجود دارد؛ فردی را که با ترور ازبین می برند با فرد که مثلا خودش می میرد، یکسان نمی دانند، ولی دانشنامه شهادت را با مرگ عادی و طبیعی یکسان گرفته است! هیچ واژه ی جای مفاهیم جهاد، شهادت و…را نمی گیرد.
    ۱۱. جهت گیری سیاسی در دانشنامه هم زیاد است و هم ملموس!
    ۱۲. تحریف حقایق وکتمان واقعیت ها و… قابل اغماض نیست.
    ۱۳. هویت زدایی زبانی نیز در دانشنامه انجام شده. یعنی در برخی مدخلها با زبان محلی و در برخی با زبان معیار آمده است. به طور کلی در ذکر اسامی جاها و بازیها و غیره یک نوع سردرگمی مشهود است.
    ۱۴. یک مدخل باید برای واژه آزره یا ازره در نظر گرفته می شد که نشده است.
    ۱۵. حجم زیادی از دانشنامه هزاره را شاعران ناآشنا مخصوصا کسانی که چندروزی در موسسه در دری بوده اند، اشغال کرده است. اینهم نوعی پارتی بازی در آوردن اسامی
    ۱۶. در آوردن منابع سبک واحدی رعیات نشده، هرکس به سلیقه خود منابع را ذکر کرده است که باید یکسان سازی صورت گیرد.
    و السلام علی من اتبع الهدی.

Leave a Reply to غلام علی شریعتی Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *