جلد نخست دانشنامه هزاره

پــس از گامهــای مقدماتــی و ِاشــراف نســبی بــر چنــد و چــون کار دانشــنامه، کار عملــی روی پــروژۀ جلد نخســت که با ســرعت اندک، بیش از ســه ســال پیش شــروع شــده بود، از ســال ۱۳۹۶ ش در قالب یک طر ح کوتاهمدت چندماهه با ســرعت بیشــتر ادامه یافت.

پروژۀ جلد اول در عمل ســنگ بنــای همــۀ جلدهاســت و طبیعــی اســت که بــا حساســیتها و دشــواریهای ویــژه همراه باشــد. بخش جدی ودشــواِرکاردراین مرحله،دسترســی به مؤلفاِن باتجربه وچگونگی کاربا آنهابود. فقدان دسترســی آســان بــه مؤلفان، پرا کندگی آنان و عــدم امکان آموزش آنها بــه صورت متمرکز، از مشــکلات اصلــی شــروع و ادامۀ نگارش مقــالات بود. از یک طرف پرا کنده بــودن مؤلفان و دوری آنان از دفتر دانشــنامه هماهنگیها را دشــوار میســاخت و از ســوی دیگر دانشنامه فاقد امکانات و تســهیلات کافــی برای گــردآوردن مؤلفان در یک جا و هماهنگیهای لازم بینشــان بود.

ســرانجام راه چــاره در ایــن دانســته شــد کــه مؤلفان به دو صــورت «متمرکز و حضــوری» و «غیرمتمرکــز و از راه دور» با دانشــنامه همکاری قلمی داشــته باشــند. این بهترین شــیوه برای اســتفاده از تمام نیروها و ظرفیتهــای موجــود و علاقهمند برای همکاری با دانشــنامه بود و مدیران دانشــنامه را مطمئن ساخت که متمرکز ساختن تعدادی از مؤلفان، دوام کار را تضمین میکند.

ایــن مجلــد کــه اینک در دســترس شماســت، در بردارندۀ ۶۰۵ مدخل، شــامل حروف آ (۱۱۷ مدخل) الف (۴۰۳ مدخل) و بخشی از حرف ب (تا بت، ۸۵ مدخل) است. این تعداد مدخل در موضوعات منطقۀ جغرافیایی، شــخصیت، کتاب، نشــریه، تاریخ، آداب و رســوم و غیره است. با آن کــه کوشــیدیم بــه تمامی مدخلهــای قابل نگارش در ذیــل این حروف در ایــن مجلد پرداخته شود، باید پذیرفت که ممکن است مواردی از مدخلهایی که با این سه  حرف شروع میشود، به علت کمبود منابع در این جلد نیامده باشد.

5 thoughts on “جلد نخست دانشنامه هزاره”

  1. نقد بر روش ورویکرد در دانشنامه هزاره
    دانشنامه هزاره که یک دستآورد عظیم و محصول خرد جمعی است و با حمایت مادی ومعنوی نخبگان وشخصیت های آگاه ودردمند جامعه ¬ی هزاره به بار نشسته، قبل از هر امری مستحق حمایت وقدردانی همه جانبه است. اما از آنجاکه درنظام هستی به طور عموم و حیات معنا مند انسانی به طور خاص، قانون آهنین «سبب واثر» حاکم است. این قانون آهنین سرنوشت انسان، می گوید؛ برای هرسبب اثری است ویژه. طبق این قانون، الزاما هرسبب اثر خودش را دارد .این می طلبد که به سبب ها که ایجاد کننده اثر و نتیجه هستند، توجه خاص همراه با دقت لازم اعمال شود. تا نتیجه مطلوب ومحصول مورد نظر به دست آید. چنانکه تجربه ها و وقایع، بارها اثر قطعی این قانون را در زندگی وسرنوشت جمعی جامعه هزاره ، نشان داده است. ازاین رو، تازمانی که آنها در امور سیاسی، اجتماعی فرهنگی واقتصادی وسایر امور مربوط به سرنوشت خود به گونه ی عصر عبدالرحمن وزمان احزاب گرائی و شیوه ای فعلی تفکر و عمل کنند؛ تغییری در وضع سیاسی وفرهنگی آنها به وجود نمی آید. بدون تغییر تاکتیک، هرگز انتظار نداشته باشند که وضع موجود آنها، به صورت معجزه آسا تغییر کند. از آنجا که دانشنامه خود گزارش گر تحولات سیاسی، فرهنگی ووقایع مربوط به این جامعه¬ است، بی تردید در اثرگزاری ها چه درجهت ایجابی ویا سلبی از این قاعده، مستثنا نیست. بنابراین، پرسش این است که پدید آورندگان این اثر چقدر توانسته دربیان وقایع و فرهنگ جامعه، موفق عمل کنند؟ بررسی جلد اول دانشنامه، نشان می دهد که اصحاب دانشنامه¬، بارویکرد مدرنیته سازی آرمان گرایانه وباروش نسبتا علمی، اگرچند توانیسته تا حدودی واقعیت های جامعه هزاره را انعکاس دهد. اما از آنجاکه در شناسائی و تشخیص دلایل وزمینه های مشکل، وتک عامل پنداری مشکل، دچار خطای محاسباتی و روشی گردیده اند، ازاین لحاظ، تاحدودی ناموفق به نظر می آید. این مقال می کوشد درذیل به اجمال به ذکر چند مورد از نقص های رویکرگرایانه و وروشی این اثر بپردازد:
    ۱-.رویکرد سکولاریزه سازی و مدرنیته سازی آرمان گرایانه
    پرواضح است که جامعه هزاره، تاریخ رنج آوری راپشت سر گذاشته اند. آنها درتازیخ خود، چندین بار به دلایلی، مورد تهاجم وقتل عام حکومت عبدالرحمن ونادرشاه افشار(درارزگان)، حکومت ربانی (درافشار) وطالبان (درشهرمزار ویکاولنگ وبرخی از مناطق دیگر)، قرار گرفته اند. هزاره ها به دلیل اینکه درتاریخ پر مشقت خود همیشه درانزوا وحاشیه و غالبا دربیرون از متن قدرت قرارداشته، به همین دلیل نه استراتژی دقیق ونه تجربه-ی سیاسی کارآمد و نه روابط و پشتیبان خارجی قوی دارند. افزون برآن، نظم وانسجام درونی وروحیه¬ی هم پذیری نیز درمیان آنها کمرنگ بوده است. درکنارعوامل فوق، وضعیت جغرافیایی نامناسب نیز از مشکلات دیگری آنهااست. این ها مجموعه عواملی است که موجب گردیده بارها مورد بی مهری ازسوی سایراقوام هم میهن ودولت های خارجی قرار بگیرند. تنها از زمان آغاز جهاد دربرابر حکومت داکتر نجیب بود که هزاره ها وارد بازی سیاست شدند. آنها درکنار سایر اقوام ، متحدانه توانیستند دولت نجیب را سقوط دهند. ازاین تاریخ ببعد، نخبگان علمی وسیاسی آنها به فعالیت های حزبی-سیاسی روآوردند. فعالیت های حزبی وسیاسی آنها نیز به دلیل کم تجربه گی، چند دسته گی واختلاف های درونی آنها از یک سو، ساختارقدرت قبیله محور حکومت ها ازدیگرسو، نتوانیست کار آمد واقع شود ودر درون قدرت مرکزی جا برای آنها باز کند.
    براین اساس، نخبگان علمی ونسل آگاه وروشنفکر جامعه هزاره، اکنون مشکل اصلی را در تفکر بنیادگرائی اسلامی (به معنای تقابل ارزش های سنتی ومدرن) و عملکرد نا موفق رهبران سنتی بنیادگرا تشخیص داده اند، وطرح عبور از بنیاد گرائی را کارآمد می دانند. فعالیت جنبش روشنایی، یکی ازاین حرکت هابود که در واکنش به عملکرد ناموفق سنتی ها، ازسویی روشنفکران وفعالان فرهنگی وسیاسی نسل جوان رهبری گردید. این حرکت نیز به دلیل کم تجربه گی اعضای رهبری آن و نیز نادیده گرفتن واقعیت های موجود جامعه، تک عامل پنداری مسئله وعمل نکردن به اصول اصلاح فرایندی پدیده ها، نتوانیست اهداف مهم نسل آگاه جامعه را برآورده سازد. هرچند این جنبش تاحدودی توانیست، در مورد برخی از اهداف های خود موفقیت های نیز کسب کنند؛. مانند تنزل دادن مقام ومحبوبیت کاریزمایی رهبران سنتی، زیر سؤال قرار دادن ساختار حکومت متمرکز برخویشاوند سالاری را درعرصه داخلی و مجامع بین المللی، رساندن پیام مظلومیت جامعه هزاره در مجامع بین المللی. این ها از مسائلی است که برای جامعه ای هزاره از بنیادی ترین اند. از آنجا که جامعه ی سنتی افغانستان هنوز سنت گرا هستند و از نصف بیشتر آنها به سنت ها ورهبران سنتی پایبند وفادارند، به همین خاطر قابلیت عبور از ارزش های دینی و رهبران مذهب گرا را به این آسانی برنمی تابند.
    نخبگان علمی وفرهنگی نیز، مشکل اصلی را در استیلای فرهنگ بنیاد گرایی مطلق بر سطوح مختلف زندگی جامعه تشخیص داده وراه سکولاریزه سازی و مدرنیته سازی را بهترین عامل نجات وتغییر جامعه تشخیص داده اند. بدیهی است که از نظر اندیشمندان، فرهنگ مبنا واساس شکل دهی به تمامی حوزه های دیگر جامعه و درواقع ستون فقرات تمامی تعاملات جامعه است. ازاین رو، سیاست واقتصاد نیز ذیل فرهنگ قرار می گیرد. فرهنگ یک جامعه اساس هویت آن جامعه است. بنابراین، اگرفرهنگ یک جامعه تغییر کند، الزاما به تبع آن نظام سیاسی واقتصادی آن نیز دچار تحول می گردد. براین اساس، اصحاب دانشنامه نیز حرکت فرهنگی را درباب تغییر جامعه اصلی ترین راه برای عبور از مشکلات در نظر گرفته اند. دانشنامه نویسی را می توان یکی از این حرکت ها در راستای تحول فرهنگی برشمرد.
    حقیقت این است که جوامع اسلامی به طورعام وجامعه ای افغانستان به طور خاص اگر چند در طول تاریخ از تفکر بنیاد گرایانه آسیب های جبران ناپذیردیده است. در دوران های مختلف، شارلاتان ها ودلالان سیاسی مدام از دین، به عنوان ابزار برای سرکوب رقیبان سیاسی ومخالفان فکری خود استفاده کرده اند. مذهب گرایان تا آنجا پیش رفته اند که چون دیندار هستند الزاما قیم مطلق جامعه نیزهستند. آنان حق مطلق اند وهرگونه که بیندیشند وعمل کنند مطابق با واقع است والزاما هرکس مثل آنها فکروعمل نکند ناحق اند و مستحق هرگونه رفتار. بربنیاد چنین اندیشه¬ی بودکه در دوران جهاد تمامی حرکت های خشونت آمیز وغارت گری ها وتبه کاری ها توجیه دینی گردید. البته درباره تفکر مدرنیته خواهی وروش عملکرد آنان نیز می توان گفت که مدرنیته سازی جامعه باروش ارزش زدائی صرف، بدون لحاظ واقعیت های موجود، خود مشکل دیگر است که نه تنها به انقلاب فرهنگی کمکی نمی کند؛ بلکه شکاف جدیدی را در میان جامعه ایجاد می کند. افزون برآن، مشکل افغانستان صرفا تک عامل نیست، عواملی دیگر مانند نژاد پرستی ، فقر مالی، فقر علمی و…، نیز دخیل است. بنابراین، می توان گفت که تک عامل پنداری خود برداشت ناقص از واقعیت های جامعه است. اگر بنیاد گراها نتوانیستند با تفکر ورفتار کلیشه ای به جای برسند، مدرنیته خواهان نیز با تفکر ورفتار کلیشه ای ره به جای نمی برند. این ظرفیت در جامعه ای مثل افغانستان بافرهنگ موجود وجود ندارد. مدرنیته خواهان نیز باید این واقعیت را مدنظر قراردهند که آنها نیز مانند مذهب گراها لازم نیست خود را قیم مطلق مردم بپندارند والزاما تفکر وعملکرد خود را معیار و سنجه قراردهند. تنها در پرتو فرهنگ عقلانیت وواقعیت نگری وشایسته سالاری وصداقت رفتاری است، که تغییر جامعه به آسانی قابل تحقق است . پس راه درست این است که به جای ارزش زدائی صرف؛ فرهنگ سازی شود تا از ارزشها به شیوه درست استفاده شود. جامعه ازنظر فرهنگی وآگاهی رشد داده شود تا ارزش های جامعه را در قلمرو اصلی آن بپذیرند وبه کار گیرند ودر حوزه های دیگر سرایت داده نشود.
    ۲-. هم آوایی وهمسویی با مبانی وسیاست های حکومت ها
    به نظر می رسد که پدید آورندگان محترم دانشنامه، دربیان وقایع وحوادثی که مربوط به حیات سیاسی هزاره هاست، اقتضاء حال آنها را در نظر نگرفته؛ تاحدودی همسو با سیاست های ظالمانه¬ ای حکومت ها ومبانی سیاسی اهل سنت، به بیان حوادث پرداخته اند. در چندین مدخل، در عنوان اصلی مدخل ها ازاصطلاح شورشی استفاده شده است. ازباب مثال مدخل: «ابراهیم (قرن۱۳ق تاقرن ۱۴ق) ازمیران شورشی دوره عبدالرحمن» (دانشنامه هزاره/۱۸۵) ، مدخل: «ابراهیم بیگ سیاه خوله ‌(قرن ۱۳ق تا قرن۱۴ق) ازمیران شورشی دوره عبدالرحمن» (همان/۱۸۹)، مدخل:«ابراهیم بیگ، نرگس (قرن۱۳تا۱۴ق) ازمیران شورشی دوره عبدالرحمن » ( همان/۱۹۰)، مدخل: « احمدعلی خان، کرنیل (قرن۱۳تا۱۴ق) ازمیران شورشی دوره عبدالرحمن» (همان/۲۵۲)، مدخل: « ارزگان در دوره عبدالرحمن خان- پیوستن میران هزاره به شورشیان-. اشغال ارزگان وشورش مردم-» (همان/۳۵۴، ۳۵۵) وبیش از دهها مورد در اصل متن ازاین اصطلاح شورشی( بدون اینکه در گیومه قرار داده شود ویا به روش روایت گونه باشد) به کار گرفته شده است. کسانی که دانش علوم سیاسی را خوانده اند به خوبی می دانند که این واژه به طور معمول وبه صورت هدفمند از سویی حکومت ها به هدف تحریف افکار عمومی و توجیه عملکرد ظالمانه ای آنها به کار گرفته می شود. بنابراین، این تعبیر در مورد کسانی که نه تنها قصد براندازی نداشته؛ بلکه برای نجات جان وناموس وخاکش دست پازده اند، زیبنده نیست. مگراین که اصحاب دانشنامه مبانی و نوع حکومت امیرعبدالرحمن را مشروع بدانند که دراین صورت مسئله فرق می کند.
    ۳-. جهت گیری های سیاسی و برخورد گرایشی درباره ای برخی ازاعلام
    درخصوص معرفی شخصیت های حزبی، وحدت رویه حفظ نشده است. بهتر بود در معرفی آنها ازیک روش به کار گرفته می شد.
    ازباب مثال به ذکردودسته از شخصیتها اکتفا می گردد: دسته اول ازکسانی اند که بیشترین عمرسیاسی آنها دردوحزب معروف؛ پاسداران جهاد اسلامی وحزب حرکت اسلامی سپری گردیده است. مانند، مدخل: «احسانی، عباس – فرمانده جهادی وفعال سیاسی» مدخل: «احسانی، محمدصفر- عالم دینی، فعال سیاسی» (دانشنامه هزاره/۲۴۴)، (دانشنامه/۲۴۲)، مدخل: «احمدی خلبرگ –عالم دینی، فعال سیاسی» (دانشنامه/ ۲۵۸)، مدخل: «احمدی، ضامن علی-فعال سیاسی وعالم دینی» (دانشنامه/۲۰۹)، مدخل: «انوری، سیدحسین-فعال سیاسی ونظامی» (دانشنامه/۶۸۸) . اما دسته دوم از شخصیتهای اند که بیشترین عمر سیاسی آنها در حزب وحدت ودر معیت شهید مزاری سپری گردیده است مانند؛ مدخل: «ابوشریف، سلمان –فرمانده مخالفین حکومت» (دانشنامه/۲۱۱)، مدخل: «اختری، محمد امین- فرمانده مخالفین حکومت» ( دانشنامه/ ۲۸۶)، مدخل: « ابوذر غزنوی- فرمانده مخالفین حکومت» (دانشنامه/ ۲۰۹). دراین خصوص بهتر بود ازیک روش استفاده می شد یا همه را با عنوان ( فعال سیاسی ) بدون ذکر عنوان ( فرمانده جهادی –فرمانده مخالفین حکومت) معرفی می کردند ویا تنها به ذکر اسم وفامیل اکتفا می گردید. اینکه در عنوان، عده ای را مسئله دار و تعدادی را درستکار معرفی نموده اند، اصل «عدم ارزش داوری» نقض گردیده است. این بیانگر این مسئله است که داعیان فرهنگی ومدرنیته سازان خود هنوز در بند سنت گرایی وحزب بازی وتعلقات جناحی گرفتاراند. ازاین رو بهتربود به ذکر عنوان فعال سیاسی صرف، اکتفا می شد. درحالیکه از عنوان فعال سیاسی برای هر شخصیت سیاسی استفاده می شود. فعال سیاسی ممکن است شخصیت درستکار باشد وممکن است مسئله دار باشد. مگر به مسئله داران، فعال سیاسی خطاب نمی شود؟ اگراین وحدت رویه اعمال می شد، الزاما حساسیت هم ایجاد نمی شد. البته درمتن وخلال گزارش کار نامه آنها، فهم اجمالی برای مخاطبین از وزن شخصیتی هرفرد حاصل می شد.
    ۴-. عدم معیار مشخص درمدخل گزینی
    پدید آورندگان محترم دانشنامه، یک معیار مشخص در گزینش مدخل ها ارائه نداده اند. به همین خاطر، وحدت رویه در انتخاب مدخل های مربوط به اعلام ومناطق دیده نمی شود. خصوص درباره گزینش شخصیت ها این معیار بسیار ابهام برانگیز است.
    وقتی مدخل ها را مرور می کنیم، معیارمشخص در گزینش شخصیت ها به دست نمی آید ونوعی ابهام وسردر گمی مشاهده می شود. یکی از معیارها، علم ودانش افراد است.اینکه کدام دسته ازاصحاب علم مورد نظر بوده است؛ آنهایی که محقق وپژوهشگراند والزاما دارای اثرعلمی چاپ شده درمراکز معتبر همراه بادرج مشخصات نویسنده وتاریخ چاپ؟ ویا آنهای که صرفا خدمات وفعالیت های علمی وتبلیغی وتدریسی دارند؟ اگرهردو دسته مورد نظر باشد، مشخص است که در جلد اول(آ.اب) ده ها نفردرخیلی از مناطق جامانده است. البته در دانشنامه ازنوع دوم، به فراوان نام برده اند. درباره فعالان سیاسی نیز این ابهام وجود دارد که مراد از فعالان سیاسی چه کسانی اند؟ کدام دسته ورتبه مورد نظربوده اند. در دانشنامه ازافرادی نام برده شده که فعالیت سیاسی آنها چندان چشمگیرنبوده ودر مقابل افرادی وجود دارد که هم از نظردرجه علمی صاحب مدرک دکترا وصاحب اثر علمی بوده وازنظرفعالیت سیاسی در حد سناتوری ومشاورت ریاست جمهوری، اما از آنها در دراین جلد(آ.ا.ب) نامبرده نشده است. درباره ادیبان وهنر مندان نیز این ابهام وجود دارد که کدام دسته از ادیبان وهنرمندان مد نظر است تنها کسانی که در عرصه ای ادبیات وهنر، دارای نقش واثر بوده اند ویا هرکه ذوق شاعری داشته وفعلا در مراحل اول کارند را نیز پوشش می دهد. همچنین درباره شخصیت های اقتصادی این ابهام وجود دارد که کدام گروه اقتصادی مورد نظر است؟ تاجران کشوری وبین المللی ویا سقف دارایی وخدمات اجتماعی وفرهنگی آنها مورد نظراست؟ اینها از مواردی است که در مورد آن ها پرسش های معناداری مطرح است. در دانشنامه از هر دسته نام برده شده که اگر یک معیاردقیق برای هردسته از فعالان علمی وسیاسی واجتماعی واقتصادی در نظر گرفته می شد، خیلی از اشکالات برطرف بود. (البته دراین خصوص به دلایلی از نامبردن شخصیتهای که در دانشنامه مطرح ویا جامانده اند، خود داری گردید )
    ۵-. کمیت گرایی
    یکی از قواعد عمومی رائج درهرتحقیق علمی، این است که در یک اثرعلمی که کارجمعی است مانند دانشنامه نویسی و مجموعه مقالات معتبر علمی ، به کیفیت وعمق بخشی مطالب، اهمیت داده شود. تااعتبار علمی مجموع مقالات تنزل داده نشود. اینکه شماری از مدخل نویسان محترم دانشنامه تنها درجلد اول، دهها مدخل نوشته اند، مغایر با قواعد دانشنامه نویسی است. از آنجا که مدخل نویسی یک فن است والزاما دقت وسند متقن ومعتبر می خواهد، ازاین رو، مقدورنیست برای یک مدخل نویس محترم تا در همه ای مدخل ها بتواند اطلاعات کافی به دست آورد و اصول را رعایت کند. به همین جهت دردانشنامه دقت های لازم صورت نگرفته است. به عنوان مثال در دانشنامه هزاره یک مدخل نویس محترم، پایان نامه کسی را در چند مدخل با اعمال اندک تغییرات، ارائه داده است. ازآنجا که این پایان نامه خود، به دلیل اینکه در سال ۱۳۸۴، نوشته شده و در بدست آوردن اطلاعات کافی محدودیت های هم داشته، مدخل نویس محترم، با اقتباس ازاین پایان نامه، خود دچار نقص های آشکار در دادن اطلاعات کافی گردیده است. درحالیکه این مدخل ها، خود اساسی ترین وسرنوشت ساز ترین مدخل ها برای جامعه هزاره بوده است. (به دلیل احترام به شخصیت این مدخل نویس محترم از ذکر نام ایشان خود داری می گردد. البته ایشان غیر از آن مدخل نویس معروف است که بیش از صد مدخل تقدیم نموده است.)
    ۶-. نقض قاعده شایسته سالاری درباب مدخل گزینی ومدخل نویسی
    مشکل دیگری که به عنوان مانع جدی در راه مدرنیته سازی مطرح است، عملکرد سلیقه ای کادر مدیریتی است که از امکانانات وظرفیت ها ی موجود به صورت صحیح وشایسته استفاده نمی کنند. این قاعده درمیدان عمل بارها به دلیل رفاقت بازی و وابستگی ها، از سویی داعیه داران اصلاحات نقض شده است. درحالیکه از لوازم مدرنیته سازی شایسته سالاری است. در دانشنامه نویسی نیز این مهم؛ هم در مدخل گزینی وهم در مدخل نویسی نادیده گرفته شده است.
    ۷-.درج اطلاعات نادرست جغرافیای
    دراین خصوص اشکالاتی فراوان مطرح است که بسیار با اهمیت است. بهترین راه این بود که از شخصیت های آگاه ونویسندگان هر السوالی ویا از اداره های دولتی در هرالسوالی استفاده می شد. بدیهی است که یک نویسنده ارزگانی یامالستانی درمورد وضعیت جغرافیایی مناطق بامیان ازیک نویسنده بامیانی اطلاعات دقیق ترندارد ویابرعکس. این مشکل برمی گردد به این مسئله که اصحاب محترم دانشنامه به دلایلی از فراخوان دادن عمومی امتناع ورزیدند وبراثر مخفی کاری؛ هم درباره شخصیتها وهم درمورد اماکن اطلاعات مخدوش را به دست آورده وثبت کردند.
    ۸-. خطای مراجعه
    علاوه بر ضوابط عمومی مراجعه به منابع در هر تحقیقی، قراردادهای رایج میان دانشوران و اهل فن فرهنگِ مورد مطالعه، توجه به منابع مختلف، متقن و با گرایش های گوناگون است. بی توجهی به این ضوابط عام یا خاص به دلیل ناآگاهی یا هر دلیل دیگر، پژوهش را به سوی اشتباهات بزرگ می لغزاند. پژوهشهای شماری از مدخل نویسان، از این بی توجهی ها بی نصیب نیست. آنها درباره برخی از شخصیت های سیاسی، صرفا به به نوشته های مخالف فکری ورقبای سیاسی آنها اکتفا نموده اند. مانند مدخل های که درباره شهید مزاری است. نویسندگان محترم به نوشته های مراجعه داشته که ازسوی رقیبان سیاسی شهید مزاری به نگارش درآمده است. به همین جهت در داوری ها دچار خطاهای بینیشی و علمی گردیده اند.
    ۹-. غیر ضرورری بودن برخی از مدخل ها
    درباب بازی های محلی و برخی از باورها نیز معیار خاصی درنظر گرفته نشده است. اگر به ذکر بازی های عمومی که در تمامی هزاره جات رائج است ؛ مانند اسب دوانی، کشتی، مراسم عید نوروز و….، تحت یک مدخ «بازی» اکتفا می شد بهتر بود. برای انواع بازی های محلی که مختص برخی از مناطق وقریه های کوچک است، چندین مدخل ذکر گردیده، که غیر ضروری به نظر می آید. مانند؛ مدخل: « الی داد» بازی( ص۶۰۰)، مدخل:« الیله» بازی، (۶۰۰)، مدخل: « اتلک» بازی، (۲۲۳)، مدخل: «ایو»، بازی (۷۴۵)، مدخل :«آپو»، بازی کودکانه (۶۵) ، مدخل: «ایرخط»، بازی( ۷۲۹) ، مدخل: «ایستادن شمه چای »، باور، (۷۲۹)
    درپایان برای تمامی کسانی که دل در گیرو نجات جامعه ی مظلوم افغانستان دارند، ارزوی موفقیت دارم- محمد تقی فاضلی،۱۵/ ۱۱/ ۱۳۹۷

  2. اعضای محترم کادر علمی دانشنامه هزاره،
    احتراما، ضمن قدردانی از زحمات وزین تان، به استحضار می رساند، در جلد اول دانشنامه هزاره، درقسمت حروف (ا) دونفر از شخصیت های علمی وسیاسی السوالی ارزگان خاص جامانده است. این دوشخصیت عبارتند از: والی سلطان( ارزگانی، سلطانعلی) که پارسال فوت کرد. ایشان چند دوره از زمان داکتر نجیب و حامدکرزی در ارزگان وقندهار ودایکندی سمت دولتی (والی) داشته است که بهتر بود درکنار قربانعلی ارزگانی (والی سابق دایکندی)ذکر می شد.
    نفر دوم، احمدی (دکتر عید محمد احمدی) است که ایشان چندسال است مشاوراجتماعی رئس جمهور اشرف غنی است. همچنین دارای مدرک دکترا از دانشگاه شهید بهشتی تهران وچندین سال است استاد دانشگاه خاتم النبیین وعضو کادر علمی این دانشگاه است.
    اگر صلاح دانیستید که این شخصیت هارا اضاف کنید، بنده در باره آنها اطلاعات لازم دارم.

Leave a Reply to محمدتقی فاضلی Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *